کارگاه - صفحه 2

اگر هرکدام از اهالی کوچه کاری داشته باشند که این کار از هل‌دادن ماشین‌ها در برف گرفته تا جوشکاری از عهده احمد شریعتی و خانواده‌اش که در همین کوچه و نزدیک کارگاه خانه دارند، بربیاید، آن‌ها دریغ نمی‌کنند.
ویدا اورلی، مدیری است که نخستین باشگاه کارآفرینان نوجوان را در سطح هنرستان در کشور ابداع کرده است. او بیشتر از اینکه به عنوان یک معلم شناخته شده باشد، در مقام یک مدیر کاربلد و کارآفرین می‌شناسند.
محمد الهیان بهترین سال‌های عمرش را در جبهه بوده و حالا با دستانی که روزی با اسلحه سروکار داشت، به چوب جان می‌بخشد؛ صندوقچه و سینی چوبی با نقوشی زیبا می‌سازد و به گوشه‌گوشه ایران می‌فرستد.
سلطان اصفهانی سرمست شدن از بوی چوب را از اجدادش به ارث برده اما این ارثیه نهفته نیاز به شکوفایی داشته که پس از سال‌ها توسط سعید، پسر سلطان شکوفا و تبدیل به پیشه‌ای خانوادگی می‌شود.
محمودآقا می‌گوید: آن‌قدر در کار با چوب تجربه داشتم که مطمئن بودم از پس خراطی هم برمی‌آیم. دلم روشن بود که موفق می‌شوم. برای همین با آرامش کارگاه‌ام‌دی اف را جمع کردم و وارد زیرشاخه‌ای از هنرِ چوب شدم که البته صبر زیادی می‌خواهد.
معصومه رضایی تحصیل کرده رشته ادبیات‌فارسی است اما از آنجا که علاقه زیادی به بافندگی دارد، مدرکش را دریافت می‌کند و با یک میلیون تومان سرمایه یکی از اتاق‌های منزلش را به کارگاه بافندگی تبدیل می‌کند.
حسین نیک‌طلب، هنرمند فیروزه کوب قدیمی محله طبرسی شمالی جلوه‌ای دیگر از تابلوی «عصر عاشورا»ی فرشچیان را با نمایش زنان مویه‌گر و اسب و خیمه و نخل، جملگی از جنس فیروزه، بر زمینه‌ای از عقیق، ساخته‌ است.