پیداکردن خانم و آقای ارغوانی اصلا ساده نبود. پارسال همین وقت های پاییز بود که یک کلیپ 10ثانیه ای از آن ها در فضای مجازی دست به دست چرخید که آن ها را در حال عبور از مقابل سینما سیمرغ نشان می داد. کلیپی که بدون هیچ کلمه و حرفی تنها در حرکت یک ویلچر، یک عشق استخوان دار قدیمی را روایت می کرد.
حادثه نهتنها پایانی برای زندگی روزمره علیرضا نشد، بلکه از او مردی ساخت که خیلی زود توانست روی پای خودش بایستد و نوجوانی و جوانیاش را از آسیب انزوا و خانهنشینی دور کند!
علیرضا همتآبادی متولد۱۳۵۴ حالا پدر سه فرزند است که عنوان «تنها داور معلول والیبال کشور» را دارد.
مریم پورجعفریان، اولین داور بینالمللی فوتسال است که هجدهسال سابقه داوری دارد و 9سال در بازیهای مختلف داخلی و بینالمللی سوت زده است. این ورزشکار محله الهیه حالا بهخاطر زندگی و مشکلات جسمانیای که بعد از زایمان و بارداری برایش پیش آمده ، زودتر از آنچه انتظار داشته بازنشسته شده، اما از دنیای فوتسال خداحافظی نکرده است.
فاطمه بابایی در دهسالگی کاراته را آغاز کرده است. ورزشی که هیجانش را بیشتر کرد و سبب درخشش او در مسابقات کشوری و استانی شد. این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات لیگ «کاراته وان» سبکهای آزاد ایران که ماه آینده در تهران برگزار میشود، آماده میکند. او به ما میگوید: سقف آرزوهایم ایستادن بر بام المپیک است. این آرزو برای من محال نیست.
سکینه قارداشی، سیزدهساله، از دختران مستعد و ورزشکار محله خواجهربیع است. او توانسته است با نمایش توانمندیهایش در بخش کاتا خود را به مرزی از آمادگی برساند که در هر رقابتی مطمئن به کسب یکی از عنوانهای برتر باشد. با این روحیه، پایانی برای زندگی ورزشیاش متصور نیست. تا امروز هم پلههای ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته است و حاصل آن کسب عناوین قهرمانی در مرحله کشوری و بینالمللی است.
دقیق و منظم است و همیشه سر وقت خودش را به تمرین میرساند. انگیزه و هدف دارد و برای رسیدن به هدفش در تمرینات کوتاهی نمیکند. کمربند قهوهای دارد و باید راه درازی را پشت سر بگذارد تا حرفهای شود و مدال طلای جهان را به گردن بیاویزد. حسن پُردل متولد 1384 و ساکن محله الهیه است. چهار سال است که کاراتهکار میکند و دو سال هم بهدلیل کرونا از میدان مسابقات و تمرینات جدی دور بوده است، ولی امسال توانسته در مسابقات کشوری و استانی سبک کیوکوشین مقام اول را به دست آورد.
بدن ورزیدهای دارد و از این نظر به شانزدهسالهها نمیخورد. ساکن محله امیرالمؤمنین(ع)، اما افتخار گلشهر، ایران و همچنین وطن آبا و اجدادیاش محسوب میشود. قهرمان امروز ما همین ماه پیش به مسابقات بینالمللی استان خوزستان رفته و توانسته بهعنوان کاراتهکار تیم ملی جوانان افغانستان روی سکوی قهرمانی بایستد. سجاد کاظمی، جوان خوشآتیه گلشهری است که آرزوی کسب افتخارهای بیشتری را دارد.
کمتر ورزشکاری است که بتواند بعد از یک مرحله مسابقات استانی اینقدر آماده باشد که برای مسابقات جهانی انتخاب شود. آراد ملانوروزی دانشآموز کلاس پنجمی دبستان پاسداران آسمان در خیابان شهید برکپور و ساکن محله چهارچشمه است. او توانسته پلههای ترقی در رشته رزمی کیوکوشین را چند تا یکی بالا برود و در کارنامه ورزشیاش در نخستین مسابقات جهانی، یعنی مسابقات بینالمللی کومیته کیوکوشین پروفی ایران به مقام سوم دست یابد.
جواد بهاری نامی است که تمام فوتبالیهای مشهدی آن را میشناسند، یکی از پیشکسوتان فوتبالیست محله شهرک شهید رجایی که مربیگری تیم پرقدمت همای ساختمان را برعهده دارد، تا به امروز در تیمهای مطرحی بازی کرده، با بازیکنان نامداری همبازی بوده اما مربیگری بخش پررنگ زندگی اوست. بیست سال بیشتر نداشته که تیم همای ساختمان را با بچههای همین منطقه شکل میدهد. بعدتر مربی تیمهای دیگری هم میشود اما همای ساختمان را تا به امروز رها نکرده است. تیمی که با نام (بهاری) در مسابقات مختلف شرکت میکند.
معصومه موسوی، بانوی ورزشکار رشته کاراته و مهاجر ساکن محله شهید آوینی، بعد از فرازونشیبهای بسیار، مقام کشوری و بینالمللی کسب کرده است.کسی که از نوجوانی عاشق کاراته بوده اما خانواده با قدمگذاشتن او در این راه مخالفت میکنند. سالها میگذرد اما دلسرد نمیشود. معصومه حالا در بیستوهفتسالگی و با وجود دو فرزند و کار در بیرون خانه بالأخره به آرزوی دیرینهاش میرسد و در جایگاه قهرمانی کیوکوشین کاراته میایستد.
سجاد قاسم پور که فعالیت در رشته رزمی پای او را به رشته های ورزشی دیگری مثل کشتی فرنگی باز کرده است، همه موفقیت هایش را مدیون حمایت ها و تلاش دایی اش می داند که شیهان است و کلی تجربه دارد. سجاد قاسم پور متولد سال 1383 است و ساکن محله شهید قربانی. او سال 1391 در مسابقات کشوری مقام سوم رشته کاتا را به دست آورده است. یک مقام دوم استانی هم در رشته کاتا در سال 98 دارد. دو مقام اول استانی در رشته کمیته و کاتای امسال هم محصول تلاش و پشتکار اوست.
اولینباری که وارد باشگاه جودو شد هشتسال داشت و از آن روز فقط گریههایش را بهخاطر دارد. رزمیکاران بزرگسال را که دیده بود، وحشتزده گریه میکرد. به قول خودش ترسیده بود مبادا این مردان قویهیکل کمربند مشکی آسیبی به او بزنند. از آخر هم پدرش با او وارد کلاس شد تا ترسش بریزد. سینا اکرمی اکنون 18سال دارد و همچنان در ورزش جودو فعالیت میکند. او در این مدت سه مدال طلای استانی، سه مدال طلای باشگاهی و بیست مدال نقره و برنز استانی و باشگاهی به دست آورده است.
تا چهلسالگی سراغ ورزش نرفته، مادری کرده و به قول خودش بچهها را از آب و گل درآورده است. اما وقتی به پیشنهاد همسرش که اهل ورزش باستانی و رفتن به زورخانه است ورزش را شروع میکند، متوجه میشود که در این حوزه استعداد خوبی دارد. دو دخترش را هم همراه خود میکند و حالا در چهلودوسالگی توانسته در مسابقات هنرهای نمایشی به همراه رومینا و رکسانا مقام کشوری بهدست بیاورد.سودابه زنگنه حالا به پیشنهاد مربیاش یک قدم فراتر رفته و شانسش را در رشته رزمی تاپفولکونتاکت هم امتحان کرده است و در آخرین دوره از مسابقات به عنوان فایتر(مبارز) حضور پیدا کرده است.
کسی اسم او را نمیداند و همه به «آقایی که طناب میزند» میشناسندش. ورزشش حتی یک روز هم تعطیل نمیشود، حتی در روزهای بارانی. در روزهای سرد شال مشکی به پیشانی میبندد و لحظهای در طول مسیرش نمیایستد.
در حالی که ما هنوز کسل و خموده پشت میزهایمان برای شروع یک روز کاری خودمان را آماده میکنیم، او با طنابش بوستان کوهسنگی را یک دور زده و در حال بازگشت است. تصمیم میگیریم او را دعوت کنیم تا مهمانمان شود. فردای آن روز «سیدمحسن طباطبایی» بعد از ورزشش مقابلمان برای گفتوگو نشسته است.
پنج سال قبل که جودو را شروع میکند، هیچکدام از بچههای همسنوسالش در اقوام، علاقهای به این ورزش نشان نمیدادند. اما از زمانی که او در دورهمیهای فامیلی حرکات و فنون جودو را به نمایش گذاشت، چند نفر از کودکان جمع به این ورزش علاقهمند شدند و حالا یکی از جودوکاران باشگاهی هستند. از این بابت با اینکه سن و سالی ندارد او را در جمعهای فامیلی با لقب استاد صدا میزنند. امیر ارسلان بلون متولد سال1389ساکن محله شهید مطهری است.
آنطور که عبدالجواد حاجبی میگوید: در دهه۶۰ فقط یک زمین ورزشی خاکی در بوستان ملت وجود داشته و خبری هم از شهربازی نبوده است. عبدالجواد حاجبی را میتوان جزو اولین نفراتی دانست که در گروههای ورزشی بوستان ملت حاضر شده است. در سالهای۶۵ و ۶۶ بوده که برخی ورزشکاران از ورزش انفرادی و قدمزدن در اطراف پارک به ورزشهای گروهی روی میآورند. چند نفری ورزشهای گروهی را در قالب نرمش صبحگاهی و حرکات ورزشی شروع کرده بودند. من هم به آنها اضافه شدم. افراد مختلفی از محلههای اطراف برای ورزش به این پارک میآمدند.
جعفرقادرآبادی آموزش گروه سنی بزرگسالان را برعهده دارد. میگوید: این ورزش بر پایه تقوا و انسانیت است. با این ورزش جوانها دچار آسیبهای اجتماعی نمیشوند. جوانان مناطق محروم و حاشیه شهر هیچ دلخوشیای جز ورزش ندارند. اگر همت این مربیان نبود این سالن تعطیل میشد و احتمالا جوانان درگیر اعتیاد و بزهکاریهای دیگری میشدند که میتواند باعث فروپاشی خانوادهها شود.
کوچه خاقانی13 بخشی از محله رضاشهر است، معبری که در سیر تاریخی شهر مشهد تا سال1345 جزو محدوده شهری نبوده و پس از آن بهتدریج وارد محدوده شده است. کوچه خاقانی13 و معابر اطرافش جزو محدودههای قدیمی و بااصالت شهر مشهد محسوب میشوند و بخشی از ساکنان این معابر از خانواده خدمه درمانی و کارکنان بیمارستان امام رضا(ع) هستند که پس از انقلاب در این کوچه ساکن شدهاند.
محمدطاها عیدی آنقدر در کاراته زبده و آبدیده میشود که در همان سن کم وقتی پا به میدان مسابقات میگذارد، بیشتر حریفانش را در همان راند اول ناکاوت میکند و درنهایت هم قهرمانی مسابقات کشوری و رقابتهای بینالمللی را بهدست میآورد. ورزشکار محله اقبال این روزها با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات آسیایی که زمستان امسال در ژاپن برگزار میشود، آماده میکند.
«پرستش دانا» دختر موفق محله طرق است که با وجود ورود یکسالهاش در ورزش کونگفو توانسته دو مقام استانی را در کارنامهاش داشته باشد. او به این ورزش علاقه بسیاری دارد و تا کمربند سبز پیشرفته است. پرستش در کلاس پنجم دبستان تحصیل میکند و در کنار درس، ورزش را هم ادامه داده است.