علی مداح شورجه، ساکن محله کلاهدوز است که کارت موقت گردشگری و ایرانگردی دارد. او با وجود معلولیت شدید تاکنون با دوچرخه خود به کشورهای ترکیه، سوریه و کربلا سفر کرده است و این راه را ادامه خواهد داد.
یدالله حسینی، قدیمیترین کتابفروش محله صاحبالزمان (عج)، از پنج سالگی شیفته دنیای کتاب شد. او که تمام عمرش را با عطش خواندن و کسب دانش گذرانده، امروز هم در کتابفروشیاش، میراثدار عشقی دیرینه به فرهنگ و علم است.
رضا محمدجانی، هنرمند محله کوی امیرالمومنین، از نوجوانی شیفته چوب بود. او با تبدیل ضایعات به آثار هنری، کارگاهی دایر کرده و برای پنج نفر اشتغالزایی کرده است.
محمد جهانپا، هنرمند محله شفا، از کودکی با هنر عجین شده و فعالیتهایش را از تئاتر آغاز کرد. او که در حرفه بازیگری و کارگردانی تاکنون در جشنوارههای مختلفی شرکت کرده و موفق به کسب مقام شده است، از نبود انجمن ویژه برای هنرمندان گله دارد.
عنایتالله اخگر، مداح ۴۵ ساله محله عبادی، با تشویق مادر و استادانش مسیر مداحی را با علاقه پیمود و حدود ۱۱ سال قبل مجمعالذاکرین را راهاندازی کرد تا با آموزش و برگزاری مراسم مذهبی، افراد دیگری در این راه پرورش یابند.
محمود احمدیان، ساکن محله سمزقند، از ۱۳ سالگی وارد حرفه موسیقی شده است. او که در مراسم مذهبی مینوازد، کسب ۱۸ لوح تقدیر از سفارت کشورهای مختلف را در کارنامه کاری خود به ثبت رسانده است.
سیدسعید حاجیابراهیمی، قاری منطقه دو، از کودکی با قرآن مانوس شد و زیر نظر اساتید بسیاری آموزش دید. اکنون خود در این مسیر به آموزش نسل جوان میپردازد.
حسین لعل کریمی، تاکنون ۲۸ عنوان در مسابقات استانی و کشوری کسب کرده با این حال دست از هدف خود برنمیدارد و برای راهیابی به تیم ملی تکواندو و کسب عنوان قهرمانی المپیک تمام تلاش خود را میکند.
علی قانعشریف جوان، مخترع محله فرامرزعباسی سالهاست به تحقیق و پژوهش و اختراع میپردازد. به قول خودش یاد گرفته همیشه به جای گفتن چرا از واژه «چگونه» و «چطور» برای پیدا کردن راهحل استفاده کند.
شیخ محمدحسن خبوشانی، ساکن محله کاشانی در منطقه دو، در یک خانواده عطار بزرگ شده و حرفه خانوادگی خود را دنبال کرده است. از سال ۱۲۵۶ بر دردهای بیماران مرهم گذاشته و در این زمینه با دانشگاه همکاری داشته است.
سید علیرضا مهرداد، جانباز و مدرس محله ایثارگران در مدت ۵۲ ماه حضور در جبهه دو بار مجروح شده است. او اینروزها فعالیتهای فرهنگی مانند داوری جشنواره کتاب و کارشناسی تألیف بنیاد حفظ آثار را بر عهده دارد.
حمید زارعی، لحافدوز محله سعدآباد در منطقه یک از سال ۷۶ در مغازه پدر، کار با پنبه و لحافدوزی را شروع کرد و حالا با گذشت سالها گرچه به خار این حرفه نفسش آزردست، اما از کمرنگشدن سنتهای قدیمی دلگیر است و به اعتقاد او کار دست اعتبار بیشتری دارد.
محمدباقر اوحدی نخستینبار سال۱۳۴۷ با دو تا تکتومانی یک دوربین آکفا نگاتیوی خرید و به قول خودش بیشتر روزهای زندگیاش را عکس گرفت. او با سالها عکاسی از داخل ایران و خارج از کشور اکنون ثبت هزاران عکس از تاریخ را در کارنامه هنری خود دارد.
احمدرضا بهارلو، ساکن محله احمدآباد، بیش از ۳۹سال در تمام سطوح آموزشی تدریس و مقالات و کتابهایی را تالیف کرده است. او علاوه بر تسلط به چند زبان خارجی و باستانی، بنیانگذار روش کلیدواژه و تندخوانی است.
آنچه آتشنشانان ایستگاه معراج در پنجشنبه هجدهم دیماه ۱۴۰۴، دیدند، چیزی نبود که هرگز انتظارش را از مردمی داشته باشند که سالها ناجیشان بودند؛ معترضان که پشتسر عدهای اراذل و اوباش راه افتادند و بدون اندیشه درباره کارهایشان از آنان حمایت کردند.
مصطفی مهندس میگوید: در دهه ۶۰، همسایهها اعضای یک خانواده بهحساب میآمدند. آنها در غم و شادی کنار هم بودند، بهخصوص در مواردی مثل استقبال از حاجی و زیارتبرگشته که اتفاقی شادیبخش در محله بود.
اسماعیل جعفری، قهرمان والیبالیست محله سجاد در منطقه یک، دوران کودکیاش را به امتحان ورزشهای مختلف گذراند و در نهایت والیبال را انتخاب کرد. او سال ۱۳۵۲ با بازی حرفهای خداحافظی کرد.
سیدعلی حسینپور، پژوهشگر و نخبه محله راهنمایی تا کنون مقالات بسیاری در حوزه شهرسازی نوشته است. او که چاپ کتاب در این حوزه را در پرونده کاری خود دارد، برای بهترشدن شهرش تلاش میکند.
مریم طباطباییفخار، واقفی است که در میانه جوانی، دستگیر نیازمندان شده است. او خانه میلیاردیاش را برای شادی روح پدر و مادر وقف کودکان بیسرپرست و بدسرپرست کرده است.
موسی ببری، واکسی محله احمدآباد است که از ۱۲ سالگی وارد بازار کار شد و در کنار آن ورزش را در برنامه خود قرار داد. او با تمام سختیهای روزگار معتقد است روزی دست خداست و فقط باید از او بخواهی.