کد خبر: ۱۴۰۹۲
۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۰۰
واقف محله کلاهدوز رویای والدینش را به واقعیت تبدیل کرد

واقف محله کلاهدوز رویای والدینش را به واقعیت تبدیل کرد

مریم طباطبایی‌فخار، واقفی است که در میانه جوانی، دست‌گیر نیازمندان شده است. او خانه‌‌ میلیاردی‌اش را برای شادی روح پدر و مادر وقف کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست کرده است.

هنوز هم خشت‌های به‌خواب‌رفته خانه، صدای لالایی مادر را برایش زنده می‌کرد؛ صدایی که در میان نوازش‌ها خواب را برای چشمانش به ارمغان می‌آورد. پای صحبت مریم که بنشینی برایت از چادر گلداری می‌گوید که کنار حوض ماهی‌های قرمز، گل‌های شب بو را آب می‌داد؛ چادری که مادری مهربان را در میان خود جای داده بود و عطر وجود او را در خانه پخش می‌کرد. حالا خانه خالی از مادر است، اما برای مریم پر از صدای پرمهر مادر...

 

واقف محله کلاهدوز، رویای والدینش را با وقف به واقعیت تبدیل کرده است

 

آرزویی که به واقعیت تبدیل شد

امروز محله کلاهدوز میزبان مهربانی از جنس وقف است؛ دختری از کوچه‌های سناباد که مرهم درد یتیمی‌اش را در مهربانی با کودکان گلستان علی (ع) دیده است. کودکانی که خیلی پیش‌تر از او درد یتیمی را چشیده و حالا همراه مریم سی و اندی ساله محله ما هستند تا او کمتر اندوه عروج مادر را به یاد آورد. شهرآرامحله هم میهمان این ضیافت است تا زیبایی‌های این میهمانی را در یاد‌ها ماندگار کند.

هنوز هم لحظه‌های تلخ رفتن مادر، چون آینه‌ای شفاف در مقابلش قرار دارد؛ شامگاه دوازدهمین روز از تیرماه همین سال خورشیدی، هنوز مراسم ختم مادر تمام نشده بود که کمر به همت شادی روح پدر و مادر بست. خودش می‌گوید: پدر و مادرم همیشه می‌خواستند خانه‌شان پر از صدای بچه‌ها باشد، اما یک فرزند داشتنشان امکان رسیدن به این آرزو را ناممکن کرده بود. خانه را وقف کردم تا درِ خانه همیشه به روی کودکان باز باشد و رویای والدینم به واقعیت تبدیل شود.

انگار شیرینی این رویا زود‌تر از آنچه که مریم می‌خواست به واقعیت تبدیل شد؛ خانه پر بود از صدای خنده‌های کودکان شیرین‌زبان گلستان علی (ع)؛ کودکانی که آمده بودند تا در آغوش مریم، درد نبود مادر را برای او و خودشان مرهم گذارند.

پدر و مادر مریم همیشه سفره‌هایی از عشق برای کودکان و نیازمندان پهن کرده‌اند

 

خانواده، همراه همیشگی کودکان

پای صحبت مریم طباطبایی‌فخار که بنشینی، ریشه این وقف را در می‌یابی. پدر و مادری که همیشه دستان پرخیر و برکتشان، سفره‌هایی از عشق برای کودکان و نیازمندان پهن می‌کرد، دختری با همان مهر و محبت تربیت کرده‌اند تا او هم در میانه جوانی، دست‌گیر نیازمندان شود. خودش می‌گوید: مادر می‌خواست این خانه را برای نوه‌اش علیرضا آماده کنم؛ اما من بر این اعتقاد هستم که علیرضا، خداوند و در کنار خود خانواده را دارد که در همه لحظات زندگی همراهی‌اش می‌کنند، اما کودکانی در این شهر هستند که قرار است ما واسطه دست خداوند برای محبت به آنها باشیم.

او از پدر هم سخن می‌گوید، پدری که بهار زندگی‌اش در آغازین روز‌های سال۷۴ پاییزی سرد را برای مریم برجای گذاشته بود؛ اما آموزش‌هایش در همدلی و همراهی با نیازمندان همیشه در گوش دخترش نجوا می‌شود تا این‌بار این مریم باشد که بی‌هیچ چشم‌داشتی، خانه‌ای باارزش معنوی بسیار و ارزش مادی میلیاردی را وقف کودکان بی‌سرپرست کند.

 

واقف محله کلاهدوز، رویای والدینش را با وقف به واقعیت تبدیل کرده است

 

دعای خیر کودکان، همراه همیشگی

کودکان گلستان علی (ع) بی‌شک حاج‌احمد طباطبایی‌فخار، شاه‌پری استکانی و مریم طباطبایی‌فخار را در حافظه خود جای خواهند داد تا در همه حال قدردان لطف این خانواده باشند.

 

*این گزارش شنبه ۲ دی ۱۳۹۱ در شماره ۳۶ شهرآرامحله منطقه یک منتشر شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44