عذرا مصطفایی، از قدیمیهای محله است که هشتسالی میشود شروع به درستکردن مهر نو از مهرها و تسبیحهای شکسته کرده است. آوازه این کار دلی چنان پیچیده که خیلیها مهرهای شکسته خانهشان را برای مهرسازی دوباره به خانه او آوردند.
بیستم آذر امسال، روی سکوی قهرمانی جوانان پاراآسیایی در امارات، نام ایران دوبار خوانده شد؛ یکبار برای دست چپ و بار دیگر برای دست راست کوثر قرایی و هردو مدال طلا، به نام این دختر نابینای قهرمان ثبت شد.
از سال۹۷ تاکنون صدای شیرینِ حدود پنجاه «بله» در سالن بزرگ خانه عصمتخانم اشرفی بلند شده است؛ خانهای که قصه زندگی بانوی آن از صدای یک چرخ خیاطی شروع شده و به سالها خیرخواهی رسیده است.
مریم نوقانی بانویی است که با پشتکار خود توانسته تحولی بزرگ در روستای کوچک محل زندگیاش ایجاد کند. او، همسر و مادر یک فرزند است و با تلاشهای بیوقفهاش توانسته مشکل بیکاری اهالی روستا را حل و برای زنان اشتغالزایی کند.
سمانه احسانینیا؛ بانویی که در جریان یک تصادف هولناک، قطع نخاع شد، حالا با دهانش نقاشی میکشد، سازدهنی میزند، سخنرانیهای انگیزشی دارد، کتاب تألیف کرده و بهتازگی یک استارتاپ در حوزه کارآفرینی راهاندازی کرده است.
طاهره صفارکاخکی طی سیسال خدمت، علاوهبر تدریس و مدیریت مدارس مختلف، هنرش را هم به شاگردانش آموزش داده است. او در زمان جنگ برای رزمندگان کلاه و شال میبافت و حالا هم برای پاکبانان محلهاش کلاه بافته است.
به فاصله یکیدوسال، دیواربهدیوار هم خانه خریدند و همسایه شدند. شاید روزی که به این کوچه اسبابکشی کردند، تصورشان این نبود بتوانند با همسایههایشان آنقدر صمیمی و دوست شوند که حالا نزدیکتر از خواهر باشند.