آقای جلالی از حدود بیستسال پیش کوهنوردی را شروع کرد و کوهنوردان به خاطر سن و سال و تجربههایش در کوهنوردی، او را «پدر» صدا میزنند. او بارها به دماوند و بسیاری از قلههای ایران صعود کرده است.
از اعماق غار عمودی پراو در کرمانشاه تا اوج قله آیلندپیک در هیمالیا نقشهای پرپیچوخم را میسازد که میتوان اسم آن را کارنامه خانواده خادم گذاشت! خانوادهای از محله فاطمیه که زندگیشان با کوهنوردی گره خورده است.
«مرتضی عبدی» از یکسالگی به دلیل تب و تشنج، دچار معلولیت جسمی میشود. بعدها و پس از آشنایی با مرکز فیاضبخش، به ورزش رومیآورد و در لباس یک کوهنورد میشود فاتح قله دماوند و شیرکوه.
محمد رشیدی میگوید: هر کوهنوردی دوست دارد به دماوند صعود کند، من هم آنقدر کتاب و وبلاگ افرادی را که به قله دماوند صعود کرده بودند، خوانده بودم که مسیر را بهخوبی میدانستم.
معصومه علیزاده زنی است که بارها مرگ را در چشماندازهای کوهستان دیده، اما ترس هرگز مانع ادامه کارش نشده است. بارها عهد کرده است که اگر لازم باشد برای بار دوم و حتی سوم، دشواریهای صعود را به جان بخرد.
اگر در پی اولین برف سنگین زمستانی، به دنبال بهترین، امنترین و نزدیک ترین، مسیر برای برف بازی و تیوپ سواری میگردید، نیازی نیست از مشهد خارج شوید.
آن زمان که «طبیعت گردی» و «پیک نیک رفتن» به شکل امروزش باب نبود «اخلمد»، مهمترین «بیرون شهر» مشهدیها بود. تابستان که فرامی رسید، بسیاری از خانوادهها آخر هفته بساط چای و «استانبولی» را ردیف میکردند.