سال 93 بود که یکی از بانوان فعال فرهنگی و پیشقدم در کارهای خیر و نیکوکارانه محله تصمیم میگیرد کلاسهای مشاوره برای خانمهای محله و دختران جوان برگزار کند. کلاسهای مشاوره، فرزندپروری، اعتماد بهنفس، خودباوری و ... این اقدام زمینهای میشود برای پایهگذاری بزرگترین کانون فرهنگی در محله میثمشمالی که طبق آمار، نه تنها هزاران نفر از دختران و بانوان محله که از محلاتی چون مهرآباد، حسینآباد، دروی، گاز و ... نیز از برنامههای آموزشی این کانون بهرهمند میشوند.
بعد از شهادت حسن آقا روزگار بسیار سختی برای رقیه خانم پیش می آید. نازنین زهرا عمل می کند و شش توده استخوانی را از استخوان پاهایش خارج می کنند. لگنش را می شکنند و اصلاح فرم می کنند. عمل مهمی داشته و روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. رقیه خانم می ماند و دو بچه معلول و یک دل شکسته تا اینکه با انسانی شریف آشنا می شود.
در کارگاه قالیبافی بهارستان بانوان، هم آموزش میبینند و هم با هنر زیبای قالیبافی به درآمد میرسند. کارگاه حدود 4ماه قبل با چهار دارقالی کار خود را شروع کردو «فاطمه باری» بانوی کارآفرینی است که با همین کارگاه کوچک محلی و واسطهگری دفتر توسعه محلات ثامن و امیرالمؤمنین(ع) اکنون برای 30نفر شغل ایجاد کرده است.نکته جالب این کارگاه هم این است که ابزار کار در اختیار بافندهها قرار میگیرد. تمام تجهیزات کار به بافندهها داده میشود. مثل دار، نخ چلهکشی، کاشف و ... . خانمهایی هم که در خانه میبافند تجهیزات را از کارگاه میگیرند. خیلی از همکاران بابت دار قالی و مواد اولیه از بافنده خانگی سفته و چک میگیرند اما این کارگاه نه.
نسرین رازنهان میگوید: همیشه این حرف مادرم در ذهنم باقی مانده است که میگفت: «مادربزرگت با داروی گیاهی مُرده را زنده میکرد!» وقتی کوچک بودم، زمانی که همراه مادرم به صحرا میرفتیم، او همانطور که راه میرفت با پایش به گیاهان اشاره میکرد و خاصیتشان را میگفت. به طور مثال میگفت: «این گیاه بومادران است و برای فلان مریضی خوب است.» از همان زمان من خیلی به گیاهشناسی و عطاری علاقهمند شدم.
به گفته سعیده صفار شرق، تولید این عروسکها ظریف، سخت و وقتگیر است اما وقتی ساخت آنها تمام میشود، کلی لذت میبرم. آنها را با عشق درست میکنم و خوشحالم که همبازی بچهها میشوند. ذوق بچهها وقتی عروسکها را در دست دارند خیلی زیباست. تازه همه عروسکهای من اسم دارند. اگر لباس کردی برتن داشتهباشند، نام آنها روژان و روناک است و اگر تنپوش لری یا شمالی داشتهباشند، میشوند گلنسا و گلپری. احساس میکنم کودک درونم همچنان فعال است.
جواد غفاریان طوسی میگوید: سال گذشته با کمک نیکوکاران، 21 میلیارد تومان جمعآوری شده است و به این وسیله 550 زندانی آزاد شدهاند. او شاکیان را بزرگترین نیکوکاران میداند و توضیح میدهد: کنار 21 میلیاردی که از سوی خیران جمعآوری شد، شاکیان هم از 43 میلیارد تومان حق خود گذشت کردند. به همین دلیل، میتوان آنها را بزرگترین خیران دانست.بیشتر زندانیان جرائم غیرعمد به دلیل مشکلات مالی، چک برگشتی، ضمانت و ... به زندان افتادهاند و بیشتر آنها پدران سرپرست خانواده هستند. مدیر نمایندگی ستاد دیه خراسان رضوی ادامه میدهد: با مساعدت نیکوکاران، در نیمه شعبان امسال، بیش از 60 زندانی آزاد شدند.
سال های سال پشت میله ها در سلول هایشان روزگار گذرانده بودند. هیچ کدام قاتل نبودند. سابقه دار هم نبودند. با این حال پولی نداشتند تا بتوانند بعد از اشتباهی که کرده اند، آزادانه زندگی کنند. اما حالا آمده بودند جلو در زندان و به آن ها گفته می شد بروید سر خانه و زندگی تان. معجزه نجات در این کلیپ با تصویری دور از این زندانی ها، درست جلو در زندان رخ می دهد. اشک شوق می ریزند.