حاج رضا صف میگوید: یادم میآید در روزهای اول زندگی مشترکمان، زیراندازمان کارتنهای خالی کیک بود و تمام داراییمان چند قاشق و بشقاب و لیوان، اما همسرم با عشق و مهربانی صبوری کرد.
محمد عباسپورنوغانی همهچیز را از صفر شروع کرده است. او میگوید: تجارت را دوست داشتم و در ابتدا در ماه هزار تن نمک را به امارات و دبی صادر میکردم اما به دلیل مشکل قرارداد سرمایهام را از دست دادم و از صفر با کارگر ی در کارواش شروع کردم.
کارگر ها۶ ماه ابتدای سال برای آماده کردن گل خشتمالی در ساعتی از بامداد که نسیم سرد بر پوست صورت میوزد، پابرهنه وارد چاله پر از آب میشوند و تا سپیدهدمان خاک رس را لگد میکنند که گل آماده قالبریزی شود.
محمد دلیرییساقی، پاکبان ۲۸ ساله محله طبرسیشمالی است. او بابت وظیفه شناسیاش مورد تقدیر و تشکر اهالی خیابان المهدی (عج) قرار گرفته که حتی از زدیدن پیکان یکی از همسایهها هم جلوگیری کرده است.
علیاصغر روانهزاده پس از ترک تحصیل با مهارتآموزی و تلاش، تبدیل به کارخانهدار و کارآفرین شد.
سیدهفریبا رشتی، بانوی خیّر محله سرافرازان مشهد است که اجدادش نیز از جمله پدربزرگ، پدر و عمویش واقف بودند. او در راستای شغل همسرش که ساخت و ساز است، موسسه کارآفرینیاش را وقف کرده و با جذب کارگر به تولید بتن میپردازد.
یک حفره بزرگ مقابلم قرار دارد که همان تونل نیمهساخته قطار است. صدای آقای مهندس را میشنوم که با صدای بلند میگوید: «اینجا کف شفت است و کارکنانش بچههای کف شفت...»






