کارگر - صفحه 8

چه فکر می‌کنیم درباره زنان و مادران کارگر؟ زنانی که دست‌هاشان پینه‌بسته و اشک چشم‌هاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه می‌دارند و نان بازوی خود را می‌خورند.
پیرمرد خارکن محله طالقانی صبح تا شب زحمت می کشد، او می گوید همیشه دوست داشتم دخترانم که حالا برای خودشان خانمی شده‌اند، زندگی شرافتمندانه و آبرومندی داشته باشند و پیش بقیه سرافکنده نشوند.
هدی اخلاقی و همسرش با اینکه یک پسر ۱۰ ساله داشتند، تصمیم می‌گیرند دوباره بچه دار شوند، غافل از اینکه سه قلو‌ها در راه هستند و به یک باره خانواده سه نفری آن می‌شود، شش نفر.
ساعت سه‌ونیم برای فتح‌الله آزادی، زمان مهمی است، او ۱۵ سال است دراین ساعت از خواب بیدار می‌شود و حدفاصل پل قائم تا میدان امام‌حسن (ع) را جارو می‌کند.
مسیح مسعودکیا که کارگری ساده است حین روان‌نویسی، وزن و قافیه هم به نوشته‌ها می‌داد. این شد که کل کتاب نهج‌البلاغه را به نظم درآورد.
۴۰ سال پیش بنای کارخانه پنبه تنباکوچی در شهرک ابوذر گذاشته می‌شود و هر چیزی که در اطراف آن شکل می‌گیرد، به همان نام خوانده می‌شود؛ کوچه تنباکوچی و شهرک تنباکوچی.
ساعت ۶:۳۰ صبح با به‌صدا درآمدن بوقی، همسرم بر سر کار می‌رفت و ظهر ساعت ۲ با به‌صدا درآمدن بوق، ما می‌فهمیدیم که کار تمام شده است.