آداب و رسوم - صفحه 2

اهالی محله آبکوه روزگار گذشته را اینطور روایت می‌کنند: یک خانه ۲ هزار متری بود و تعداد زیادی هم‌خانه، هنگام غروب مرد‌ها فرش‌ها را در صحن حیاط پهن می‌کردند تا سفره همه پهن شود، هر کس هر غذایی داشت می‌آورد.
در گذری قدیمی از محله شهید رستمی، صدای پرنده‌ها پیچیده است. صدای پرنده‌ها نظرم را به قفسی بزرگ که بیش از صد پرنده کوچک و جیغ جیغو در آن نگهداری می‌شود، جلب می‌کند.
ظاهرا اجتماع در گورستان، ختم قرآن و توزیع انواع مواد غذایی به‌عنوان بخش مهمی از رسم قدیمی چراغ‌برات برقرار بوده است؛ اما طبق تصویر چادر‌های برپا شده در گورستان هم تعدادشان کم نیست.
به هنگام عقد، عروس را مقابل آینه و روبه‌قبله می‌نشاندند و هنگامی‌که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم می‌دانستند که عروس حتماً در آینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آینه صاف و روشن باشد.
محمد اعلمی‌نیا، بزرگِ هیئت جان‌نثاران از کودکی هم فانوس نفت می‌کرد و هم آبگوشت مجلس را می‌پخت. می‌گوید: آن زمان که معلم بودم باسوادترین آدم هیئت بودم و حساب‌کتاب‌های نذورات را انجام می‌دادم.
با اینکه کشتی گرفتن در گود کشتی و حتی بردن قند، زیر زبان مرتضای جوان مزه شیرینی داشت، اما او اصلا کشتی را برای این می‌گرفت که قوی‌تر بشود و بتواند علم بزرگ روستا را بر دوش بکشد.
پیرغلامان روایت‌های تقریبا یکسانی از ساخت بزرگ‌ترین علم ایران دارند که به علم شاه حسین شهره است. حسین غیورمرادی سفارش ساخت این علم را در اصفهان داد. او هر‌چه مال و منال داشت سر این علم گذاشت.