اولین مدال زندگیاش را که سال۱۳۹۷ کسب میکند، مدال نقره هاپکیدو در سطح استان است. بعداز آن مقام سوم استان را نیز در همین رشته به دست میآورد، اما در همان مرحله متوقف میشود و چندسال بعد به مدال طلا میرسد.
خواهران کشتیگیر غفوریان میگویند: تفاوت کشتی با دیگر ورزشها در این است که وقتی ببازی دستت پس زده نمیشود؛ بلکه دستت گرفته میشود تا بلند شوی و دوباره شروع کنی. کشتی دنیای دیگری دارد که باخت در آن معنا ندارد.
تمرینهای رزمی به مهریماه آموخته است که اخلاق اصل اول در ورزش است و بیشتر از مقام و رتبه میتواند آدم را مطرح کند.
کتابخواندن یکی از بهترین تفریحات امیدرضای 13 ساله است است. او که در حال حاضر بیش از سیصدجلد کتاب دارد، میگوید: هر سال تعداد زیادی از کتابهایم را به کتابخانهها اهدا میکنم تا دیگران هم بتوانند از آنها استفاده کنند.
سعید صفاریان از زمانیکه به سازمان آتشنشانی پیوست، والیبال ساحلی را شروع کرد و توانست با تیم شهرداری مشهد در مسابقات جهانی این رشته نیز بدرخشد.
ایلیا تحت تأثیر برادرش که بسکتبالیست است، به این رشته ورزشی علاقهمند شده و از هفتسالگی تمریناتش را شروع کرده است. البته از همان ابتدا خیلی زود استعدادش را نشان داده، بهطوریکه مربیاش به مادرش گفته است: ایلیا استعداد ورزشی فراوانی دارد و میتواند در این عرصه موفق شود.
سال1342 در روستای پهلوانپرور گوارشک، خاطرهای رقم خورد که تا امروز زنده است و دهانبهدهان بین مردم میچرخد. بازماندگانی که این روز را به خاطر دارند، هنوز با شور و اشتیاق خاصی از آن صحبت میکنند. در این سال، روستای گوارشک که در بیستوچهارکیلومتری مشهد قرار دارد، میزبان جهانپهلوان غلامرضا تختی بود. در این روز، حدود 2 تا 3هزار نفر به دیدار تختی آمدند و آنقدر گاو و گوسفند و شتر جلو پایش کشتند که خود پهلوان از مردم خواست دیگر برایش خون نکنند.






