قصابی حسین پوراسحاق در کوچه حمامباغ، جایی برای زندهکردن خاطرات اهالی بالاخیابان است.جایی که مشتریها علاوه بر خرید، دور هم مینشینند، از خاطرات شهر و دیارشان میگویند.
عباس جاویدی، آشپز مراسمهای مذهبی و بانی اصلی جمعآوری کمکهای مردمی در محله کارمندان اول است.
کوچه مالکاشتر۸ همسایههایی صمیمی و بااخلاق دارد. اینجا خبرگیری از همسایهها و مراعات حال یکدیگر یک سنت است. مراسم را در منازل یکدیگر برگزار میکنند و برای برنامههای آیینی، همه پا پیش میگذارند.
فاطمه کرانی خانهاش را به کارگاه خیاطی و محلی برای آموزش بانوان محله انصار تبدیل کرده است. خودش مهمترین دستاورد زندگیاش را آموزش و ایجاد اشتغال برای همسایههایش میداند.
حاجآقا عربزاده و همسرش، با نذر «فاطمیه» پایگاه فرهنگیای به نفع بانوان و کودکان محله راه انداختهاند. حاجآقا میگوید چراغها را تا زندهایم، باید روشن کنیم؛ وقتی رفتیم، دیگر کسی نیست چراغی برایمان روشن کند.
محمود جنگی میگوید: شرایط ما در آغاز جنگ درست مانند دورانی بود که کرونا شیوع یافت و مردم نمیدانستند چه کنند و برای اینکه به مردم یادآور شویم زندگی جاری است، درزمینه بصیرت افزایی تلاش کردیم.
حالا بیش از شش دهه از زمانیکه حاجغلامحسین نعیمی به همسرش گفت: هوا خیلی گرم است. بیا دوتا کتری شربت درست کنیم و ببریم بین دستههای عزاداری، میگذرد؛ نذری که هنوز پابرجاست.
در مسجد امامحسنمجتبی(ع) همان همدلی ایام دفاعمقدس حس میشود. بوی آبگوشت همهجا را پر کرده است. تهیه شام هر شب برای حدود هفتادنفر از حافظان امنیت محله تبدیل به سنت این روزها شده است.
مهدی صبوری تعریف میکند: دیدم بچههای گشت بسیج جلو خودروهایی را که نیاز به بازرسی دارند میگیرند و تا صبح درگیر هستند؛ خواستم برای تشویق و قدردانی از آنها کاری کنم و خودروهایشان را رایگان تعمیر کنم.
«سهشنبههای مهدوی» نام برنامهای است که کانون فرهنگی و نیکوکاری کوثر در محله اروند راه انداخته است؛ هر هفته بوی آش نذری کل خیابان را برمیدارد. علاوه بر این صحبت از مناسبتها و اتفاقات روز هم هست.
توجیه کردن اهالی برای رصد رفتوآمدهای مشکوک در کنار فعال کردن گشتهای بسیج مسجد از برنامههایی است که امام جماعت مسجد سلمان به آن اشاره میکند و میگوید: ما سرباز انقلاب هستیم.
بانوان هیئت حضرت ابوالفضل (ع) میگویند پویایی هیئت در همه مناسبتهای مذهبی که بانی دورهم جمع شدن ۱۵۰ بانوی ساکن در محدوده خیابان بهمن ۱۶ شده است، نمیتواند دلیلی جز عنایت مستقیم اهل بیت (ع) داشته باشد.
دو اتفاق که از سر گذراند، مسیر جدیدی پیشروی زندگیاش باز کرد؛ یکی برای پسر دومش که ناگهان فلج میشود و دیگری وقتی دخترش را باردار بود، دکترا بدلیل نداشتن ضربان قلب جنین دستور سقط میدهند!
نغندری میگوید: مشهدیهای قدیم نذر خوبی داشتند؛ نذر کاشت درخت توت. اینجا که آمدیم این درخت بود و وقتی به ثمر نشست، فصل توت، همسایهها را خبر میکردیم برای خوردن توت.
اعظم رضوی میگوید: گروه خیاطان صیانه را تشکیل دادیم تا لباسها را به پوششی اسلامی برگرفته از هویت خودمان برگردانیم. در مرحله اول شروع به شناسایی و اعلام کردیم هر خیاطی طرحی برای پوشش اسلامی بدهد از آن حمایت میکنیم.
محسن شیرازی میگوید: همه صدایش میکردند «بابا». خیر همه را میخواست و حواسش به همه بود. مسجد امامحسن مجتبی(ع) و گاراژ تعمیرات ماشینهای سنگین یادگار حاجحسن است.
هر چهارشنبه، حیاط دبیرستان سرخوش پُر میشود از بوی عدسی داغ، آش رشته و... و دانشآموزان گرداگِرد حیاط مدرسه میایستند و صلوات خاصه امامرضا (ع) را میخوانند.
این خانه قدیمی که سالیان سال دارالقرآن بوده است، حالا به حسینیه و زائرسرایی رایگان تبدیل شده برای اهالی روستای کرقند در خراسان جنوبی. حسینیهای که به همت خود اهالی و بزرگان روستا خریداری و تجهیز شده است.
در سال ۱۳۹۳ غیر از مزار مرحوم اشکوری، تنها چند قبر دیگر از قدیمیترین گورستان تاریخی مشهد باقیمانده، اهالی ارادتمندانه بر سر مزار این عالم میروند، فاتحه میخوانند و خرما خیرات میکنند.
داوود ظریف عکاس و کوهنوردی است که با هزینه شخصی تاکنون دویستدرخت در تپههای نزدیک خانه اش کاشته است. یک آبشخور هم درست کرده که حیوانات اطراف برای رفع تشنگی به آنجا میآیند.