صفاری در سالهای برپایی سهشنبههای مهدوی با چالشهای بسیاری روبهرو شد، و ایستگاه را به کمک بیستنفر دیگر اداره کرد. حالا خیلیها، این ایستگاه و سهشنبههای مهدوی را خوب میشناسند و هر هفته منتظر برپا شدن ایستگاه هستند.
ساعت صحن کهنه نذر فردی است که به مریضی لاعلاج مبتلا میشود و نذر میکند که اگر شفا پیدا کند، یک ساعت به حرممطهر اهدا کند. این ساعت که در هامبورگ آلمان ساخته شده، پس از شفایافتن این فرد به حرم رضوی آورده شده است.
روضه حاجخانم مربوبی در منزلشان واقعدر بولوار ابوریحان برگزار میشود که بیش از پنجاه سال از برپایی آن میگذرد. آنها نذر روزه ۱۰ روزه کردند، اما الان چند دهه از برگزاری آن میگذرد.
راهاندازی چایخانه حضرت زهرا (س) آغاز مسیری متفاوت برای نوجوانان محله رسالت شد. سه سال است که شبهای جمعه درِ چایخانه را باز میکنند. این چایخانه کوچک و ساده، برکات زیادی برای محل داشته است.
در مسجد امام زینالعابدین(ع) هم رد پای خیران مشهود است که با خدای خود معامله کردند. دعای کمیل با پذیرایی ساده برگزار میشود و بعد از دعای ندبه هم با کمک خیَرها سفرهای پهن میشود.
زهرا کاهانی علاوهبر پرورش گلوگیاه برای خانمهای منطقه ثامن، هیئتی راه انداخته و پیر و جوان را با خودش همراه کرده است. بیشتر گلدانهایی را که در گلخانه کوچکش پرورش میدهد، در اعیاد و مناسبتها به مردم هدیه میدهد.
زهرا غلامیمقدم میگوید: وظیفه انسانی و اخلاقیمان ایجاب میکرد که کاری برای مردم جنگزده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
قدیمیهای محله چهاربرج میگویند مسجد حضرت ابوالفضلالعباس(ع) در کنار یک نهر آب و یک درخت ساخته شد.
داستان از خواب مادرشهید شروع شد که برای ادای نذر پسرش، با همکاری اهالی محل، در مسجد امام هادی (ع) کاچی پخت. پس از ۱۵ سال هنوز ساکنان انتهای محله بهشتی سهشنبهها در مسجد کاچی میپزند.
حسن قنبری صاحب خانهای است که طبقه دومش به نام روضهخانه حضرت رقیه (س) است؛ خانهای که حسنآقا به یاد روضههای مادرش و هیئتداری قدیمیها چندسال پیش آن را خریده است.
«سیدهپروین رضویکاشانی» کاری کرد که حتی وقتی در این دنیا نیست، در و دیوار خانهاش عشق به ائمه را به دوش بکشند. خانه چندمتری بیبی این سعادت را داشت که وقف ذکر ائمه(ع) بشود.
فرحناز خانم همراه با چند نفر با سینی پر از نذری دم در میایستد و به هرکسی که از این کوچه راهی حرم است، نذری میدهند.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تکوتوکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
باشگاه «بزرگمهر جوان» بیشاز پانزدهسال است پذیرای افرادی است که اگرچه ورزش و داشتن بدنی سالم برایشان ارزشمند است، رعایت برخی شعائر و پایبندی به اصول دینی، اولویت بالاتری برایشان دارد.
ننهزرگل میگوید: همسرم برای فرزند پسر نذر کرد و از سال ۵۰ هرسال شب عاشورا دیگ نذریمان به راه است. ۵۳ سال است که نذرمان را ادا میکنیم، حتی بعد از فوت همسرم آن را ادامه دادهایم. ۲۸ سال آبگوشت نذری میدادیم، اما از دهه۷۰ به رسم مشهدیها شله میدهیم.
هاجر اتیوک هدفی معنوی برای کارش دارد و معتقد است اهدای خون معامله با خداست. نیمساعت وقت میگذاری تا خونت را اهدا کنی، درمقابل باعث نجات جان یک انسان میشوی.
او میگوید: تکتک حاجتهایم را نام بردم و نذر کردم برای هرکدام از این حاجتها در روز عاشورا یک دیگ شله بار بگذارم و از عزاداران امام پذیرایی کنم.
تینا خودی، میگوید: مدرسه در آستانه افتتاح است و قصد داشتیم برای بچهها حسینیه کودک راهاندازی کنیم. میخواستیم همین ابتدای کار، فضای مدرسه برای حضور بچهها درکنار خانوادههایشان معنوی شود.
خانه مرحوم حیدری، فقط یک خانه قدیمی ساده در انتهای شهرک شهیدباهنر نیست، بلکه از وقتی هیئت انصار المحسن (ع) شکل گرفته، قلب تپنده محله محسوب میشود؛ یک حسینیه کوچک برای همه اهل محل.
دغدغهمندان مسجد برای ایجاد علاقه اهالی به کتاب و نشر فرهنگ کتابخوانی برنامههای متنوعی دارند؛ از «شنبههای با کتاب» گرفته تا طرح «ببر و بخوان و نیار» و «نذر کتاب».