بیبی زهره میگوید: مدتها قبل، همسرم طبقه همکف ساختمان را به عنوان مهریه به من داد. فکر کردم چه استفادهای از آن میتوانم بکنم که به نفع مردم باشد.
آن ۱۰ روز برای حامد سلجوقی بهاندازه ۱۰ سال گذشت. اما یک معجزه سبب شد مرضیه دوباره به آغوش پدر و مادرش برگردد.
آنچه در طول صد سال موجب شده نقل مسجد موسیبن جعفر (ع) در میان مردم مشهد دهان به دهان بچرخد، سفرههای نذری ریشهدار آن در چهارشنبهها است.
بانوان توسی چهارشنبهها سر یک ساعت مشخص به درِ خانه مادران شهدا میروند و اجازه میگیرند تا برای چندساعتی دخترشان شوند و در حد توان، کارهای روزانهشان را انجام دهند.
۱۱ دیگ شله بار میگذارند و نهتنها در بین اهالی محل و دستههای هیئت توزیع میکنند که زائران پیاده اربعین نیز طعم این نذری بابرکت را میچشند.
بیشتر از شلۀ نذری خانوادۀ ناصریان، تنور نانپزیشان معروف است که زنهای محله برای چسباندن یکنان به دیوارۀ آن صف میکشند.
روضه ۵۰ ساله مرحوم حاج محمد باقری با درگذشت بانی تعطیل نشد و فرزندان او راه پدر را ادامه دادند.
حجتالاسلاموالمسلمین رضایی، زمینش را فروخت تا هزینه آن را صرف ترویج و تشویق فرزندآوری کند.
سفره نذری حاجاصغر احمدی شصتسال است در روز عاشورا در مسجد جوادالائمه (ع) محله مشهدقلی پهن میشود.
۱۵۰ بسیجی حدود ۲۰۰-۳۰۰ کیلو خرما را روی دست گرفته، پیاده راه حرم را میپیمودند تا در طی این مسیر، خرماها را بین زائران پیاده حضرت (ع) توزیع کنند.
هرکس که نذری دارد، میآورد. همه دور دیگ نذری جمع میشوند و هرکدام بهنوبت حلوا را هم میزنند و هر یک حاجتی را در دل میگذراند تا اگر برآورده شد، سال آینده نذری را او ادا کند.
بیش از ۵۰ سال است که حاج صفدر احمدی تمام خرج شام شب تاسوعا را یکنفره بهعهده دارد و حتی یک سال هم نشده که هیئت ابوالفضلیها بدون شام بماند.
همه کاره هیئت «عزاداران حسین مظلوم (ع)» مادر خانواده طلوعیان است، از حمایت مالی تا تهیه مواد اولیه غذا و ترشی، سبزی، نان و شربت به عهده اوست.
زائران قائم شهری با عطر بهارنارنجهایشان در چایخانه صحن کوثر حرم مطهر امام رضا(ع) میزبان زائران و مجاوران شدند.
قائمشهریها در چایخانه امام رضا (ع) هر روز ۱۰ هزار استکان چای شیرین با عطر بهارنارنج به زائران رضوی میدهند.
برای اولین سفارش، پیرزنی پا به مغازهاش گذاشت؛ او قرآنی قدیمی را آورده بود که تمام ورقهای آن از هم باز شده بود. میگفت یادگار پدرش است.
از زمانی که حاجرجب بهادر، فرد متمول پایینخیابان و معتمد دربار قاجار، بخش زیادی از زمینهایش را وقف کرد، نزدیک 130سال میگذرد. او که در میان مردم «خیر» شناخته میشد، صاحب کاروانسرایی در کوچهای بهنام خودش(شهیدسالاریمقدم12 کنونی) بود و طبق وصیتش پس از فوت به تکیه حاجرجب تبدیل شد و با 101سال قدمت همچنان فعال است.
دورهمی کودکانهای که از یک برنامه هفتنفره شروع شد و با استقبال بچهها به چهل نفر نیز رسید.
در این برنامه کودکان دورهم جمع میشدند و کتاب میخواندند و دربارهاش صحبت میکردند. اشتیاق بچهها به حضور در این جمع باعث شد مسئولان به ایدههایی بزرگتر فکر کنند و از دل آن کتابخانه «صلح و زندگی» متولد شد
طنین صدای صلوات در حیاط خانه پیچیده است. گوشه حیاط عدهای برنج پاک میکنند؛ دو سه نفر از بانوان پرتلاش محله هم در حال هم زدن دیگ غذا هستند. بار و بنشن را یکی پس از دیگری داخل دیگ میریزند و هرچند دقیقه یکبار ذکر یا ذالجلال والکرام را بلند تکرار میکنند و صلوات میفرستند.فاطمه احمدنیا سالهاست که دیگ غذای هیئت را در خانهاش بار میگذارد، دیگی که غذای 500نفر را در آن میپزند، او بارها پای دیگهایش بغض کرده، روضه خوانده و غذا را با ذکر و نام اهل بیت(ع) معطر کرده است.
رضا برزانی اربعین هر سال به دیار اجدادیاش میرود و یکی از کارهای مهمی که در این ایام انجام میدهد، این است که در موکبها نقش مترجم را برای ایرانیان ایفا میکند. این نذری است که از 11سال پیش آغاز کرده است و به گفته خودش، علاوه بر زیارت سیدالشهدا(ع)، خواسته در این سالها دینش را به میزبانانی که به او فارسی یاد دادهاند ادا کند.