محسن شیرازی میگوید: همه صدایش میکردند «بابا». خیر همه را میخواست و حواسش به همه بود. مسجد امامحسن مجتبی(ع) و گاراژ تعمیرات ماشینهای سنگین یادگار حاجحسن است.
هر چهارشنبه، حیاط دبیرستان سرخوش پُر میشود از بوی عدسی داغ، آش رشته و... و دانشآموزان گرداگِرد حیاط مدرسه میایستند و صلوات خاصه امامرضا (ع) را میخوانند.
این خانه قدیمی که سالیان سال دارالقرآن بوده است، حالا به حسینیه و زائرسرایی رایگان تبدیل شده برای اهالی روستای کرقند در خراسان جنوبی. حسینیهای که به همت خود اهالی و بزرگان روستا خریداری و تجهیز شده است.
در سال ۱۳۹۳ غیر از مزار مرحوم اشکوری، تنها چند قبر دیگر از قدیمیترین گورستان تاریخی مشهد باقیمانده، اهالی ارادتمندانه بر سر مزار این عالم میروند، فاتحه میخوانند و خرما خیرات میکنند.
داوود ظریف عکاس و کوهنوردی است که با هزینه شخصی تاکنون دویستدرخت در تپههای نزدیک خانه اش کاشته است. یک آبشخور هم درست کرده که حیوانات اطراف برای رفع تشنگی به آنجا میآیند.
صفاری در سالهای برپایی سهشنبههای مهدوی با چالشهای بسیاری روبهرو شد، و ایستگاه را به کمک بیستنفر دیگر اداره کرد. حالا خیلیها، این ایستگاه و سهشنبههای مهدوی را خوب میشناسند و هر هفته منتظر برپا شدن ایستگاه هستند.
ساعت صحن کهنه نذر فردی است که به مریضی لاعلاج مبتلا میشود و نذر میکند که اگر شفا پیدا کند، یک ساعت به حرممطهر اهدا کند. این ساعت که در هامبورگ آلمان ساخته شده، پس از شفایافتن این فرد به حرم رضوی آورده شده است.
روضه حاجخانم مربوبی در منزلشان واقعدر بولوار ابوریحان برگزار میشود که بیش از پنجاه سال از برپایی آن میگذرد. آنها نذر روزه ۱۰ روزه کردند، اما الان چند دهه از برگزاری آن میگذرد.
راهاندازی چایخانه حضرت زهرا (س) آغاز مسیری متفاوت برای نوجوانان محله رسالت شد. سه سال است که شبهای جمعه درِ چایخانه را باز میکنند. این چایخانه کوچک و ساده، برکات زیادی برای محل داشته است.
در مسجد امام زینالعابدین(ع) هم رد پای خیران مشهود است که با خدای خود معامله کردند. دعای کمیل با پذیرایی ساده برگزار میشود و بعد از دعای ندبه هم با کمک خیَرها سفرهای پهن میشود.
زهرا کاهانی علاوهبر پرورش گلوگیاه برای خانمهای منطقه ثامن، هیئتی راه انداخته و پیر و جوان را با خودش همراه کرده است. بیشتر گلدانهایی را که در گلخانه کوچکش پرورش میدهد، در اعیاد و مناسبتها به مردم هدیه میدهد.
زهرا غلامیمقدم میگوید: وظیفه انسانی و اخلاقیمان ایجاب میکرد که کاری برای مردم جنگزده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
قدیمیهای محله چهاربرج میگویند مسجد حضرت ابوالفضلالعباس(ع) در کنار یک نهر آب و یک درخت ساخته شد.
داستان از خواب مادرشهید شروع شد که برای ادای نذر پسرش، با همکاری اهالی محل، در مسجد امام هادی (ع) کاچی پخت. پس از ۱۵ سال هنوز ساکنان انتهای محله بهشتی سهشنبهها در مسجد کاچی میپزند.
حسن قنبری صاحب خانهای است که طبقه دومش به نام روضهخانه حضرت رقیه (س) است؛ خانهای که حسنآقا به یاد روضههای مادرش و هیئتداری قدیمیها چندسال پیش آن را خریده است.
«سیدهپروین رضویکاشانی» کاری کرد که حتی وقتی در این دنیا نیست، در و دیوار خانهاش عشق به ائمه را به دوش بکشند. خانه چندمتری بیبی این سعادت را داشت که وقف ذکر ائمه(ع) بشود.
فرحناز خانم همراه با چند نفر با سینی پر از نذری دم در میایستد و به هرکسی که از این کوچه راهی حرم است، نذری میدهند.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تکوتوکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
باشگاه «بزرگمهر جوان» بیشاز پانزدهسال است پذیرای افرادی است که اگرچه ورزش و داشتن بدنی سالم برایشان ارزشمند است، رعایت برخی شعائر و پایبندی به اصول دینی، اولویت بالاتری برایشان دارد.
ننهزرگل میگوید: همسرم برای فرزند پسر نذر کرد و از سال ۵۰ هرسال شب عاشورا دیگ نذریمان به راه است. ۵۳ سال است که نذرمان را ادا میکنیم، حتی بعد از فوت همسرم آن را ادامه دادهایم. ۲۸ سال آبگوشت نذری میدادیم، اما از دهه۷۰ به رسم مشهدیها شله میدهیم.