کد خبر: ۱۵۷۷۷
۱۳ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۶
ماهان اسماعیلی

رتبه ۷۷ ماهان اسماعیلی، او را روی صندلی دندانپزشکی نشاند!

کنکور برای خیلی‌ها مسیر فرسایش است، اما برای آنهایی که اراده می‌کنند تا آینده‌شان را از نو بسازند، یک میدان نبرد واقعی است. ماهان یکی از همین جوانان است که از دنیای تدوین و هنر فاصله گرفت تا با حمایت خانواده و رفاقت دوستانش، رتبه۷۷ تجربی را مال خود کند.

یک سال تمام، از ساعت۷ صبح تا ۱۰شب حبس‌شدن در فضای کتابخانه، دست‌وپنجه‌نرم‌کردن با آزمون‌های مختلف، استرس شرایط جنگی کشور و دشواری امتحان‌های فشرده نهایی، پشت صحنه یک‌سال زندگی سخت ماهان اسماعیلی بوده است.

کنکور برای خیلی‌ها مسیر فرسایش است، اما برای آنهایی که اراده می‌کنند تا آینده‌شان را از نو بسازند، یک میدان نبرد واقعی است. ماهان یکی از همین جوانان است؛ متولد ۱۳۸۷ و ساکن محله فرهنگیان که از دنیای تدوین و هنر فاصله گرفت تا با حمایت خانواده و رفاقت دوستانش، رتبه۷۷ تجربی را مال خود کند.

 

-از بچگی اهل درس بودی؟

راستش نه خیلی. درسم بد نبود ولی تا همین اواخر بیشتر دنبال کار‌های هنری و تدوین بودم. اما از قبل سال دوازدهم تصمیم گرفتم جدی درس بخوانم و مسیرم را عوض کنم.

-چه شد یک‌مرتبه سراغ درس‌خواندن رفتی؟

دنبال زندگی ایده‌آل بودم و احساس کردم با درس‌خواندن آینده‌ام بهتر تأمین می‌شود؛ به همین‌دلیل از سال یازدهم با کمک مشاور شروع کردم به برنامه‌ریزی و خواندن کتاب‌هایم. الان هم رشته دندان‌پزشکی را انتخاب کرده‌ام.

-نقش پدر و مادر در این مسیر چطور بود؟

بی‌نهایت حمایت کردند. محیط خانه فراهم بود و هر هزینه‌ای مانند خرید کتاب تست، کلاس خصوصی و مشاوره بدون اینکه منت بگذارند یا گلایه کنند، تأمین می‌شد.

-نقش دوستانت در سالن مطالعه چه بود؟

حضور در کتابخانه از ساعت‌۷ صبح تا ۱۰‌شب واقعا طاقت‌فرساست؛ دوستان پایه و باحالم باعث شدند این شرایط سخت، قابل‌تحمل شود.

-در این یک سال، شد که بخواهی بی‌خیال کنکور شوی؟

یکی‌دوبار. راستش شرایط سیاسی کشور خیلی تأثیر داشت. در این مدت، جنگ‌های دوازده‌روزه و چهل‌روزه مثل ترمز برای بچه‌ها بودند. اصلا نمی‌دانستیم کنکور برگزار می‌شود یا نه. اگر برگزار می‌شود، در چه تاریخی است؛ امتحان نهایی مجازی است یا حضوری. این سؤالات بچه‌ها را خیلی اذیت می‌کرد و خیلی‌ها با اینکه باهوش بودند بی‌خیال درس شدند. من هم یکی‌دوباری تا آستانه کنار‌گذاشتن درس و دانشگاه پیش رفتم ولی آخر سر تسلیم نشدم.

-برای خستگی‌های مسیر چه کردی؟

ماه آخر آن‌قدر خسته شده بودم که با مشاور صحبت کردم و یک هفته کلا کتاب‌ها را گذاشتم کنار تا استراحت کنم.

-ساعت مطالعه‌ات چطور بود؟

دوازده‌ساعت مفید درس می‌خواندم. برای این کار روزی پانزده‌ساعت در کتابخانه بودم. امتحان‌های نهایی هم فوق‌العاده سنگین و فشرده بود.

-راز موفقیتت را در چه می‌دانی؟

استمرار داشتن، رها نکردن مسیر، هدف‌گذاری دقیق، تمرکز روی یک رشته و البته وقت گذاشتن برای تفریح و استراحت.

-روز اعلام نتایج چه حالی داشتی؟

رتبه ۲۰۰ را پیش‌بینی می‌کردم، اما ۷۷ شد. خودم شوکه بودم، ولی پدر و مادرم کلی جیغ و هورا کشیدند. رتبه من، خستگی یک‌سال حمایت بی‌دریغ را از روی دوش آنها برداشت و خوشحالی‌شان خستگی یک‌سال تلاش بی‌وقفه را از تن من خارج کرد و این شیرین‌ترین بخش داستان بود.

-به نظرت موفقیت کنکور فقط برای پولدارهاست؟

پول لازم است. کتاب، مشاوره و آزمون هزینه‌بردار‌ند، اما موفقیت در کنکور فقط مختص پولدار‌ها نیست و با تلاش به دست می‌آید.

 

* این گزارش چهارشنبه ۱۳ آبان‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۸۳ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
05:00
03:04
اینستاگرام