طاهره برعرفان زندگیاش را هر روز به نوعی شیرین شروع میکند. او که اکنون شیرینیپز خانگی اش حسابی گل کرده است می گوید: شیرینی نخودیام به انگلستان رفته، باقلوای مخصوص هم به آمریکا و کانادا فرستاده شده است.
معصومه رضایی تحصیل کرده رشته ادبیاتفارسی است اما از آنجا که علاقه زیادی به بافندگی دارد، مدرکش را دریافت میکند و با یک میلیون تومان سرمایه یکی از اتاقهای منزلش را به کارگاه بافندگی تبدیل میکند.
چون درون این سیستم فن به کار رفته و قطعات آن داخلی است آن را فنایج نامیدم تا تفاوتش با پکیج که هزینه زیادی دارد و بیشتر قطعاتش خارجی است، مشخص شود.
حسین نیکطلب، هنرمند فیروزه کوب قدیمی محله طبرسی شمالی جلوهای دیگر از تابلوی «عصر عاشورا»ی فرشچیان را با نمایش زنان مویهگر و اسب و خیمه و نخل، جملگی از جنس فیروزه، بر زمینهای از عقیق، ساخته است.
زهرا حداد هنر بافندگیاش را بهانهای قرار داد برای رفتوآمد بیشتر با همسایهها و آموختن آنچه در چنته دارد به عنوان زکات علمش به آنها. البته این به تعبیر خودش یعنی «یک تیر و چند نشان».
قدیمیهای این بازار خیلی زحمت میکشیدند، ما هرچند روز یکبار باید به تهران میرفتیم و پارچه میخریدیم و بسیاری از شبها در گارگاه میماندیم تا کار دوخت و دوز مانتوها تمام شود.
از بچگی آنقدر به ترمیم کفشهای پاره علاقه داشتم که حتی پس از اینکه به استخدام آموزش و پرورش درآمدم، در وقتهای خالی کفشهای اهالی محل را میدوختم!






