نماز جماعت در یک لبنیاتی! این اتفاق جالب ۲، ۳ سال است که هر روز و به مدت ۱۰ دقیقه در یکی از مغازههای قدیمی محله عنصری تکرار میشود و اتفاقا خوب هم گل کرده. مشتریها اول نماز میخوانند و بعد خریدشان را انجام میدهند.
محمدرضا نبیزاده که از ۱۲ سالگی در بازار وزیرنظام به انگشترفروشی مشغولبوده میگوید: چون استادم علاقه زیادی به من داشت در چند سال تمام فوت و فن شناخت سنگهای قیمتی و ساخت انگشتری را به من آموخت.
حسین قناد سوهان پزی دارد اما مغازه او بیشتر شبیه موزه است و اشیایی مانند تابلوهای امام حسین (ع) و ائمه (ع)، لباسهای متبرکشده به خاک معصومین (ع)، تکهای از سنگ حرم امام حسن عسکری (ع)، سنگ متبرک از حرم امام جواد (ع) درآن پیدا میشود.
حاجیحسینی معروف به علمداری، نماد پرچمدوزی بازار رضا و منطقه ثامن است؛ این را کسانی میگویند که سالهاست هنر او را بر پرچمهای مختلف هئیتهای مشهد و ایران دیده و میبینند.
عباس پوریزدیان، گلدوز قدیمی محله بالاخیابان است. او میگوید: کریمآقا فوت و فن رفتار با ابریشم را یادم داد و از من یک «اوستا گلدوز» ساخت که خوب بلد است چطور با سوزن روی تن مخملکاشانی و ترمه یزدی، گلستانی از اشکهای اسلیمی بزند.
بازار طلاب یکی از دو بازار بزرگ عرضه مواد اولیه کفش در مشهد است که هر روز بیش از ۸۰ درصد تولیدکنندگان سرتاسر مشهد به این مکان میکشاند.
محمد خدادادی تولیدکننده دریچههای آلومینیومی کولر است؛ میگوید: جزو اولیننفراتی است که این دریچهها را سال۷۱ در مشهد تولید کرده است. او اختراعات بسیاری در طول عمرش داشته و ایده ساخت وسایل هم از نیازهای روزمره به ذهنش میرسد.
کسب مقام در هشت دوره جشنواره هنرهای تجسمی منطقهای جوانان کشور و بسیاری از نمایشگاههای دوسالانه سفالگری معاصر داخل و خارج از کشور بخشی از افتخارات سالهای دست به گِل بودن استاد محمدعلی فضلی نژاد است.
سیدهزهرا ناصری میگوید: قصد داشتم تابلویی درست کنم که زمینه آن از هستههای خرما بود. برای این کار به صدها دانه خرما نیاز داشتم. پس ماه رمضان از اقوام خواستم که دانههای خرمایشان را دور نریزند و به من بدهند.
خیابان مجلسی شرقی پیشترها راسته خیمههای عشایری بود، حتی چادرهای هلال احمر هم داشتیم، اما از اوایل دهه هشتاد شد راسته فروش چادرهای مسافرتی.
محمدرضا خاوری و زینب صوابی، زوج گرافیست منطقه ۱۰ هستند که با طراحی نقشهای اسطورههای شاهنامه بر روی تیشرت میخواهند پوشاکی با نقش و طرح ایرانی تولید کنند.
خدیجه کریمی را حالا ۱۰سالی میشود که اهالی محلهاش به عنوان یک شیرینیپز اسم و رسمدار میشناسند؛ کسی که همچنان با انرژی به کارش ادامه میدهد.
حمید خاکسار شرکت مبلسازیاش را در انتهای بولوار شهیدساعی محله طرق مشهد به راه انداخته و نزدیک به ۳۰ سال است که اینجا را در زمین بزرگی که ۶ هزار متر مربع مساحت دارد همراه با ۶۰ کارگر زن و مرد اداره میکند.
محمود هراتی میگوید: چندسال پیش سفارش تراشیدن سنگ یک جوان خوشتیپ را برایم آوردند و من شروع کردم به تراش چهرهاش روی سنگ. چند روز بعد مادرش سنگ قبر سنگین پسرش را در بغل گرفت و شروع کرد به گریهکردن.
حاج رضا صف میگوید: یادم میآید در روزهای اول زندگی مشترکمان، زیراندازمان کارتنهای خالی کیک بود و تمام داراییمان چند قاشق و بشقاب و لیوان، اما همسرم با عشق و مهربانی صبوری کرد.
جواد اسماعیلی میگوید: استقبال مردم از گل دلگرمم میکند، چراکه در دنیای پر دودودم امروز دیدن گل بیش از هر چیزآدمی را آرام میکند.
کرم جعفرنژادصفا با ۲۳سال کار در حرفه پخت شیرینی و کلوچه از نخستین تولیدکنندگان نان فانتزی مشهدی است. او از زمانی که مشهد تنها دو واحد تولیدکننده محصولات فانتزی داشت تا حالا که به ۱۲۰ تولیدکننده رسیده مشغول به کار است.
سیدعلی یعقوبی هنرمند قالیبافی است که از ۶ سالگی به عنوان شاگرد کنار دست خواهرش پای دار قالی نشسته و دراین سالها بیش از ۲ هزار نفر از او قالی بافی یاد گرفتهاند.
موتورساز محله رسالت با بقیه همکارانش فرق میکند! او یک مبتکر این رشته و واقعا موتورساز است؛ یعنی به تعمیر موتورسیکلت اکتفا نمیکند و از ضایعات موتورهای اسقاطی، یک موتور واقعی میسازد.
زهرا ملتی عروسکساز محله جاهدشهر میگوید: بیشتر عروسکهای سنتی درست میکنم؛ عروسکهایی که لباسهای محلی خراسانشمالی به تن دارند. نواردوزیهای دورشان را هم با خلاقیت خودم میدوزم.