کوچه ابرار۵ در محله رسالت تا اوایل دهه۶۰ جزو محدوده شهری نبود و کمکم وارد بافت شهری شده است. استقرار مسجد و دو حسینیه و چندین مدرسه، جریان زندگی روزمره را در این کوچه پرتکاپو کرده است.
خیابان خرمشهر ۱۹ تا دهه ۶۰ «خیام» نام داشت، اما به این دلیل که خیابان دیگری در شهر به این نام پلاکگذاری شده بود، نامش تغییر یافت. معابر اطراف این خیابان، نام مناطق جنگی مانند شوش، دارخوین را بر خود دارند و این معبر نیز هویزه نامیده شد.
محمدرضا کاظمی تعریف میکند: بین پروین اعتصامی ۱۷ و ۱۹ گاراژی قدیمی بود که مکانی برای شیطنتهای بچگانهمان بود. هر زمان میخواستم پولی را پنهان کنم، میان آجرهای دیوار گاراژ قایمش میکردم.
کف کال امیرآباد آن سالها خاکی بود و هربار که سیلاب میآمد، همهچیز را با خودش میکشید؛ یکبار، بچه پنجساله همسایهمان موقع بازی داخل کال افتاد و غرق شد. این اتفاق یکی از تلخترین خاطرات محمود امجدی از محله است.
کوچه پنجتن۷۰ که با نام حسن حسینیان شناخته میشود، در محله شهیدقربانی قرار دارد. وجود مسجد، مدرسه و چند مرکز فرهنگی هم باعث شده است این کوچه از نظر فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی ظرفیتهای شایانتوجهی داشته باشد.
قدیمها در محله وکیلآباد «ننه جلال» هم ماما بود، هم دکتر گیاهی، گوش سوراخ میکرد و خلاصه مشکلگشای محل بود. همه برای مشکلاتشان پیش او میرفتند. او ملاباجی مکتبخانه قرآنی قلعه بود که هنوز هم پابرجاست.
سیدمصطفی مصطفوی که معلم بازدنشسته است بهدلیل آرامش الهیه ساکن این محله شد، میگوید: با ساخت هر بنا در زمینهای خالی، یک اتفاق عمرانی خوب هم در محله میافتاد و همه حوزهها کمکم رشد کرد.
قرارشان سهشنبههای هر هفته، چند ساعت پیش از نماز ظهر روز نظافت مسجد صاحبالزمان(عج) است. هیچ اجباری هم برای آمدن در کار نیست. یکیدو نفر از خانمها بدون گلایه، از پایههای ثابت این کار هستند.
مسجد امامزمان(عج) در صابر۵؛ مسجدی است در محله شقایق ۲ که درکنار قبرستان بنا شده و خشتخشت این بنا با پول اهالی خریداری شده که بیشترشان از قشر کارگر و بنّا هستند. آنها بدون دریافت هیچ مزدی، این مسجد را ساختهاند.
کوچه مدرس۸، معبری ششمتری است که دادگستری مشهد و ساختمان وکلا درست در ابتدای آن قرار دارد. قدمت بسیاری از خانههای این معبر بیشاز هفتادسال است. قدیمیها میگویند در دهه۴۰ جهودها ساکنان این معبر بودند.
خانه بهرامی واقع در امامرضا۲۲ عمارتی است که سردر باشکوه و منحصربهفردش، با طاق آجری، پیش از ورود، نگاه هر رهگذری را به خود جلب میکند.
کوچه شهیدحسنی۱۵ در محله رضائیه مسیری پرتردد و یکطرفه است. وجود مدرسهها و دو زمین ورزشی و همچنین فضای سبز باعث شده است در چهار فصل سال و در اکثر ساعات روز، تعداد زیادی کودک و نوجوان از این معبر عبور کنند.
مصطفی فضائلی بچه محله پایینخیابان و محدوده عیدگاه است؛ از آن بچهمحلهایی که باوجود سختیها و متروکهبودن خانه پدری، هنوز به آنجا سری میزند و درختان قدیمیاش را زنده نگه میدارد.
خیابان شهید فلاحی۸ به نام شهیدان بختی نامگذاری شدهاست و در محله لشکر قرار دارد. مصطفی و مجتبی بختی، دو شهید مدافع حرم، سالها ساکن همین خیابان بودند و سال۹۴ به دست تکفیریها در سوریه شهید شدند.
«پاساژ بلور» پاساژی است که نهتنها محل دادوستد ظروف بلور و چینی شد، بلکه باعث شد کوچه علامه مصباحیزدی ۴، قدمبهقدم به ردیفی از پاساژها و مغازههای بلورفروشی تبدیل شود؛ جایی که امروز آن را با نام «سرای بلور» میشناسند.
خیابان ایثارگران ۱۱.۳ در دهه ۵۰ مزروعی و پوشیده از محصولات جالیزی مثل طالبی، خیار و هندوانه بود. در ابتدای دهه۶۰ بنیاد مستضعفان، زمینها را دراختیار خانوادههایی که بیشتر از هفتهشتفرزند داشتند، قرار داد تا خانه بسازند.
کوچه پرورش ۳۵ معبری فرعی در محله دانشجوست که تا چهار دهه قبل محل کسبوکار گلخانهدارها بود و هر روز چند کامیون گل از این کوچه به نقاط مختلف کشور ارسال میشد. حالا هم از زیبایی چیزی کم ندارد.
حسین سراقینوغانی کودکیاش در تکیه علیاکبریها گذشت و نوجوانیاش پشت دخل مغازه رنگ و ابزار پدر در ابتدای کوچه آبمیرزا شکل گرفت. بعداز فوت پدر و مادرش از محله قدیمیشان دل کند و راهی قاسمآباد شد.
ازآنجاکه مسیحیان، بهعنوان پیروان یکی از ادیان الهی، در ایران همواره مورداحترام بوده و آزادانه زندگی و فعالیت کردهاند، در مشهد نیز که مذهبیترین شهر ایران است، حضور چشمگیری داشته و صاحبکلیسا بودهاند.
بولوار عبدالمطلب، امروزه بیش از سه کیلومتر طول دارد؛ اما این توسعه سههزارمتری، بهتدریج صورت گرفته است. در نقشههای دهه۱۳۶۰ به قبل، نشانی از وجود مسیری مستقل در محدوده امروزی بولوار عبدالمطلب نیست.