یک طناب خریدم و وارد صحن که شدم، دخیل بستم. هرکس میپرسید: «برای چه دخیل بستی؟» میگفتم: «سرطان دارم.» واقعا هم اعتیاد مانند سرطان است و شاید از آن وحشتناکتر.
کارتنخوابها به من لقب «پادشاه کارتنخوابها» را دادهاند. بهگفته خودشان، همه، شماره من را برای روز مبادا در جیبشان دارند تا هر وقت بالاخره تصمیم به ترک گرفتند، تماس بگیرند و به «سنا» بیایند.
حمیرا پوررمضانی تاکنون معلم و مشاور صدها دانشآموز بوده و به سنگصبور فامیل نیز شهرت دارد. او بخشی از زندگی خود را صرف نجات بانوان مبتلا به اعتیاد کرده است.
دکتر حجتالله عابدی، بزرگشده محله طلاب، سرشلوغیهای بسیاری دارد، اما با جان و دل برای محرومان و معتادان وقت میگذارد.
همه کارگرهای کارخانه حاج حسن دهنوی آدمهایی هستند که اعتیاد را ترک کردند و حالا دارند یک لقمه نان حلال سر سفره زن و بچهشان میبرند.
مربی فوتبال محله دروی برای استعدادهای ورزشی مناطق کمبرخوردار سرمایهگذاری میکند.
داستان این سرا از یک توبه آغاز میشود. مصطفی نوشآذری، مؤسس سرای نجاتیافتگان مولا علی (ع)، که سالهایی از عمرش را گرفتار دام اعتیاد بوده است و تجربه چندین سال کارتنخوابی دارد، تحت تأثیر یک تحول روحی و با کمک یکی از شهروندان مشهدی توبه میکند.