پیش از این به این گلهدانیها اخطار داده شده و حکم قضایی هم صادر شده، ولی در همان مرحله صدور باقی مانده است.
حضور در برنامه ماهعسل برای رضا لنگری شبیه کابوسی است که قایق کوچک زندگیاش را در مسیر تندباد قرار میدهد و خاطره تلخش هر لحظه برایش تکرار میشود.
نزدیک پنجاهسال پیش، بیمارستان معتادان در خیابان شفای۲ قرار داشت و خانوادهها، افراد معتاد را برای ترک اعتیاد به این بیمارستان میآوردند.
ناگهان پایم در لاشه سگی فرو میرود. یکی از اهالی محل که ما را همراهی میکند، میگوید: این چیزها اینجا طبیعی است، سگ که هیچ، ما اینجا لاشه معتاد از توی کال جمع میکنیم.
برخی زنان بهشت پنهان، هیچ کسی و جایی را ندارند و به همین خاطر ماهها اینجا در مرکز ترک اعتیاد میمانند. امروز اینها، دیروز من مدیر این مرکز است.
مهناز خسروی که روزگاری تکدختر نازپروردۀ خانواده بود از سن بسیار کم، یعنی در ۱۰ سالگی دچار افیون اعتیاد میشود. او در ادامۀ خط زندگی به زندان میافتد...
سرپناه شبانهای در انتهای شهرک شهید رجایی است که پناهگاه بیخانمانهاست؛ محلی که با هزینه بهزیستی و کوشش مجید حشمتی تأسیس شده است.