فریدون بهارلو از شهدای انقلاب اسلامی در مشهد است. او دوست داشت درسش را ادامه دهد و ۴۰ روز پس از شهادتش، دعوتنامه دانشگاه انگلستان برای پذیرفته شدن او در رشته هتلداری به دست خانوادهاش رسید.
منافقان یک بار مرداد سال ۶۰ مغازهاش را آتش زدند، اما باز هم حاج رضا پا پس نکشید و سرانجام منافقان سال ۶۳ با شلیک گلوله او را متوقف کردند.
حاج اسماعیل روز حاجیها در سال۱۳۱۰ به دنیا آمده است؛ برای همین نامش را حاجاسماعیل گذاشتهاند. او در طرق به دنیا آمده و سالهاست که در همین محله سکونت دارد.
لحظهای که محسن غیور در اثر اصابت خمپاره مجروح شد تا سپیده صبح ده بار اشهدش را بر زبان آورد و در نهایت با روشنایی هوا و صدای حرکت تانکهای بالای سرش چشم باز کرد. قصه هشتساله اسارت او از اینجا آغاز شد.
محمدهاشم یگانه برادر شهید میگوید: محمدرضا در دوازدهسالگی همراه گروه سرود، برای اجرا تا چذابه رفت. پس از برگشت، کار هر روزش این بود که دل مادر و پدرم را بهدست بیاورد تا برای رفتن به جبهه رضایت بدهند.
مادر شهید جواد رضایی میگوید: پسرم خواب دیده بود که سیدی با شال سبز آمده به محله ما و میخواهد کوچه سیو پنجمتری را به نامش بزند. لحظه خداحافظی خوابش را تعریف کرد و گفت اینبار به شهادت میرسد.
حسین کریمی، که نیم قرن است در گود زورخانه ورزش میکند، حکم زنگ از در را که آخرین حکم در این ورزش محسوب میشود، دارد و بهاصطلاح صاحبزنگ است.