میرفخرایی میگفت: توسط برادران دلاور به بوکس کشانده شدم و با کمک حسن دلاور دستکش به دست کردم و در باشگاه طاهر نزد استاد علی یزدزاد بوکس را فراگرفتم. سال۱۳۴۷ برای شرکت در مسابقات بوکس قهرمانی کشور از شیراز به مسابقات رفتم.
ماجرا به روز جمعهای برمیگردد که پهلوانحسن روی دور برد بود تا لحظهای که تصمیم گرفت اخلاق پهلوانی را در میان گود به نمایش بگذارد و همه را مجذوب مرامش کند.
کلانتر سالها کشتی گیر اول محله سیسآباد بوده. از همان روزها که گودهای کشتی در هر محله دایر بود، با رقبایش سرشاخ میشد و بیشتر وقتها هم اول از گود بیرون میآمد. میگوید اندازه یک گله بره و قوچ، جایزه آن پهلوانیها بود.
احمد محمدنژاد جوان ۲۲ سال بیشتر ندارد. حالا حالاها باید کشتی بگیرد و برای مردم مشهد افتخار بیافریند، اما چه کسی میداند پشت این مدال آوردنها چه زحمتی کشیده است و پدر و مادرش برای این نشاط جمعی که چند روزی بر محلهشان حاکم بود، چه هزینهای دادهاند.
مجتبی شادکام ورزشکاری که هم کبدی کار میکند و هم کشتی میگیرد. او در سال ۸۵ در مسابقات استانی کشتی ، قهرمان شد و در دوره سربازی هم مقام قهرمانی نیروی هوایی را بهدست آورد.
احمد جوان میگوید: رقابتهای سختی را در زاگرب گذراندم و بابت باخت به حریف روس شرمنده مردم شدم، اما قول میدهم تلاش کنم از شکستهایم درس بگیرم. پس از شکست دو سال قبل در مجارستان دوباره بلند شدم و خداراشکر نتیجه گرفتم.
دیشب در خانه اعجوبه کشتی مشهد غوغایی به پا بود؛ همه مردم شهر، آنها که دلشان برای ورزش و کشتی میتپد، به درب منزل او آمدند، تا در لحظات حساس و سرنوشت ساز فینال رقابتهای جهانی، کنار پدر و مادرش باشند.






