مسجد - صفحه 41

خیابان شهدای فاطمیون (سرخس سابق) با مشاغل سنتی و حجره‌های قدیمی پیوند خورده است. کوچه شهدای فاطمیون6 (شهید حسن شیخ) که یکی از گذرهای فرعی این راسته هویتی است از این قاعده مستثنا نیست. ورودی این کوچه تا چشم کار می‌کند با حجره‌های قدیمی عطاری، ادویه‌فروشی و کارگاه چوب محاصره شده است.
از زمانی که مهمان خانه حاج رضا بان‌پژوه بودیم، دو ماه نگذشته اما او به دیدار حق تعالی رفته است. پیرمرد نودساله رضاییه که خودش تاریخ شفاهی محله بود و عمری نماز اول وقت خوانده بود. حتی وسط مصاحبه ما هم که صدای اذان را شنید، بلند شد وضو گرفت و بعد از نماز گفت‌وگو را ادامه داد. «نجار مسجدساز»ی که چندین مسجد ساخته و برای آبادانی محله رضاییه هم چیزی کم نگذاشته بود.حاج رضا شنبه‌شب هفته پیش ساعت22 درگذشت.
بعدها که در جریان طرح‌های توسعه‌ای حرم‌مطهر، مسجد ترک‌ها در صحن پیامبراعظم(ص) قرار گرفت، تخریب شد و سال1380 فضای جدید مسجد در خروجی باب‌الهادی(ع) حرم‌مطهر ساخته شد. مدیریت این مسجد زیرنظر آستان‌قدس‌رضوی است و به همین دلیل برنامه‌های مناسبتی زیادی در طول سال در مسجد برگزار می‌شود که ازجمله آن‌ها می‌توان به «محفل اشک» اشاره کرد.
خیابان «صیاد شیرازی8» یکی از معابر اصلی محله آب و برق است که از بولوار شهید صیادشیرازی به خیابان حافظ و بولوار شهید صارمی امتداد دارد. این خیابان با اجرای نمیه کاره طرح تعریض در حال حاضر حالت دندان‌موشی پیدا کرده و بهسازی آن در انتظار عقب‌نشینی تمام املاک است.
کریم کوچه‌باغی، متولی مسجدالرضا(ع) درباره پیشینه مسجد می‌گوید: مسجد چندین بار بازسازی شده است. یک‌بار در سال 65 و هم‌زمان با جنگ تحمیلی، برخی خانواده‌های شهدا جمع شدند و با اهدای مبلغی مرمت مسجد را انجام دادند. یک‌بار دیگر هم در اوایل دهه 80 بود که مسجد به مرور زمان فرسوده شده بود و تصمیم به بازسازی آن گرفتیم. بازهم مردم آستین همت بالا زدند و برای مرمت مسجد با ما همراه شدند. این‌طور کارها زمین نمی‌ماند و خداراشکر به سرانجام رسید.
خیابان معلم69 قدمتی نزدیک به 40سال دارد. این کوچه در گذشته قسمتی از زمین‌های کشاورزی بوده است و اکنون معبری مناسب برای زندگی شهروندان است که چند مرکز علمی را هم در خود جای داده است. آغاز مهرماه روزهای شلوغی را برای این معبر رقم زده است و همین موضوع، مشکل همیشگی ترافیک و کمبود جای پارک را برای اهالی پررنگ‌تر کرده است. در این خیابان به‌واسطه حضور مدارس و مسجد، فعالیت‌های فرهنگی زیادی انجام می‌شود.
گوهرشادآغا وقتی در 33سالگی پایش به مشهد رسید، هنوز جوهر مهر پادشاهی شاهرخ گورکانی بر پادشاهی ایران خشک نشده بود و خراسان روزهای آشفته‌اش را سپری می‌کرد. باوجود این، او با محکم‌شدن فرمانروایی پسرش سلطان ابراهیم بر شیراز، با خواهر و مادرش راهی مشهد شد و در این شهر کلنگ ساخت بزرگ‌ترین مسجد را بر زمین زد.
تاریخ شکل‌گیری مسجد و حسینیه معتمد معلوم نیست اما طبق اسناد خانوادگی و وقف‌نامه‌های خاندان« بامشکی» حداقل 170 سال قدمت دارد. مسجدی که اکنون نیز پذیرای نمازگزارانی است که مسیر عبورشان از عیدگاه می‌گذرد. دو تن از خانواده بامشکی در این گفت‌وگو همراه ما هستند تا صفحه‌ای از تاریخ پنهان مشهد را به روی ما بگشایند و درباره وقفی حرف بزنند که گرچه موقوفه هایش گم شده، هنوز خیر معنوی اش به بانی‌اش می رسد.
این جملات روایت مردی است که در کوچه‌های سرشور و خیابان خسروی‌نو کودکی کرده و در بزرگ‌سالی هم کاسبی را در همین محدوده تجربه کرده‌است؛ کسی‌که بیش از شصت‌سال در مسجد ملاحیدر از هیچ خدمتی دریغ نکرده است. حاج‌علی امینیان، متولد1314 در مشهد و از اعضای هیئت‌مدیره و ستون اصلی این مسجد در گزارش پیش‌رو، از این خیابان و تنهامسجدش می‌گوید که به نام ملاحیدر تابلو خورده است.
زهرا خادم می‌گوید: اوایل دوران دفاع مقدس ساکن رضاشهر شدم. آن‌زمان در مسجد المهدی(عج) بولوار رضوی و مسجد رضوی واقع در پیروزی6 فعالیت می‌کردم. یادم هست برای رزمندگان لباس می‌دوختند، من هم نشستم پابه‌پایشان یکی از لباس‌ها را بدوزم پس از پایان کارم یکی از خانم‌ها خندید و گفت بهتر است شما بروید پیگیر کمک‌های مردمی باشید، در آن زمینه موفق‌تر هستید. همان‌زمان هم در کار تدارکات بودم و کمک‌های مردمی را جمع می‌کردم.
کوچه شهید یحیی فرزین به موازات خیابان عبادت محله مهرآباد است. محدوده این کوچه معروف به قلعه کهنه مهرآباد است و هنوز تعدادی از منازل آن بافت و حالت قدیمی دارند. آغاز کوچه شهید فرزین از خیابان عبادت28 است و انتهای آن نیز به خیابان عبادت12 یا همان بولوار کرامت می‌رسد اما چون قسمت‌هایی از بولوار کرامت هنوز به هم متصل نشده‌اند، این محدوده سر و شکل خیابان ندارد.
ریحانه خاکشور متولد 1387 است و کلاس نهم. با رشته کاراته خیلی اتفاقی آشنا شده است. تکنیک‌های زیبا روزبه‌روز علاقه‌مندی‌اش را به این رشته بیشتر می‌کرد. چند مسابقه و برد شیرین باعث می‌شود انگیزه ریحانه برای حضور در میدان‌های تازه قوت گیرد. او هرروز مصمم‌تر تمرین‌ها را ادامه می‌دهد و خوشحال است که در این مسیر قرار گرفته است. می‌داند شور و نشاطی که از ورزش در زندگی او جریان می‌یابد بر موفقیت تحصیلی‌اش هم اثرگذار است.
لیلا خانم حدود 23 سال فرمانده پایگاه بسیج است. همان سال‌های آغاز خدمت، عازم محله‌ای در حاشیه شهر شد. محل سکونتشان در مرکز شهر بود اما او به عنوان کسی که درس حوزوی خوانده بود وظیفه تبلیغ و ترویج فرهنگ قرآنی و اسلامی را بر دوش احساس می‌کرد و می‌خواست در محله‌ای دور از خانه، بخشندگی و مهربانی را تمرین کند. او محله شهید قربانی را برای آموزش قرآن و فعالیت‌های مربوط به آن انتخاب کرد و برای خدمت به اهالی این منطقه ماندگار شد.
شروع ماجرا و ارتباطش با محله نوده به 30سال قبل برمی‌گردد. زمانی که با همه سرمایه‌اش قطعه زمینی را در محله نوده می‌خرد و خانه‌ای می‌سازد به این امید که آن را بفروشد و در جای دیگری ساکن شود اما هیچ‌کس خانه‌اش را نمی‌خرد و او از روی ناچاری در محله نوده ماندگار می‌شود. 30سال از آن ماجرا گذشته است. او که تحصیل‌کرده حوزه علمیه است حرکتی انقلابی و جهادی را برای ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی محله نوده آغاز می‌کند. حرکتی که 30سال تمام طول کشیده و هنوز هم ادامه دارد. مهدی رحمتی همه زندگی، سرمایه و کارش را وقف کمک به مردم محروم محله نوده کرده است.
کوچه توس40 یکی از قدیمی‌ترین معابر محله امام هادی(ع) است که دبستان قدیمی پسرانه شهید حسن رضایی را در خود جای داده است. جز این دبستان پسرانه شهید خدامی هم ‌از دیگر مراکز آموزشی این خیابان است که سال ساخت آن با انقلاب اسلامی گره خورده و به سال 1358 برمی‌گردد. در این معبر که‌ به نام «شهید قربانی» نام‌گذاری شده‌ است، علاوه بر مراکز آموزشی،‌ مسجد و حسینیه و بوستان سرسبز بنفشه نیز وجود دارد که پاتوق عصرانه اهالی محل است.
داخل پنجتن55 که می‌رویم، به خیابان شهید بایزدی می‌رسیم. بیشتر واحدهای مسکونی این خیابان مجتمع مسکونی است. یکی از مجموعه‌های معروف آن مجتمع محمدیه ویژه توان‌یابان و معلولان است. علاوه بر این پانصد واحد مسکونی دیگر در قالب طرح مسکن محرومان حاشیه شهر درحال ساخت است. هم‌جواری با دو بوستان بزرگ لاله و نرگس از ویژگی‌های این معبر است که فضای سبز و وسیع آن بر گرمی و خشکی هوا سایه انداخته است.
حسین‌آقا یک باربر ساده است که درآمد چندانی ندارد، اما به پشتوانه ارادت و عشقی که به امام مهربانی‌ها دارد، دلش به دریای بی‌کران محبت به زائران تبدیل شده است. تعریف می‌کند: بارها با مسافرانی روبه‌رو شده‌ام که در طول سفر پولشان سرقت یا گم شده است. خودم هزینه فیش حمل بارشان را دادم. بعضی‌ها قبول نمی‌کردند. می‌گفتم: بگیرید. آقا خودش با من حساب می‌کند. این را هم بگویم که زائرها خوش‌حساب هستند و بلافاصله بعد از برگشت به شهرشان پول را واریز کردند. خیلی از زائران شماره من را گرفته‌اند و گاهی تماس می‌گیرند و می‌خواهند سلامشان را به امام برسانم و من را به شهر خود دعوت می‌کنند.
طبق شنیده‌های حاج‌آقا امینی،‌ یکی از قدیمی‌های خیابان خسروی‌نو، ملاحیدر در دوره قاجار به مسجدی‌ها عربی و قرآن می‌آموخت و این محل به نام او مشهور شد. گویا آن زمان مسجد، خانه‌ای کوچک و قدیمی بود که حاج‌محمدعلی اتحادیه‌قراجه‌داغی بخشی از زمین خانه‌اش را وقف آن کرد و وقتی در سال 1299شمسی فوت‌کرد، طبق وصیتش داخل مسجد به خاک سپرده شد.
کوچه سجادی یک را قدیمی‌ها به‌خاطر کارگاه گلاب‌گیری انتهای کوچه، با نام کوچه گلاب‌گیر می‌شناسند. وجود مسجد جوادالائمه(ع) که بیش از یک قرن قدمت دارد، نشان‌دهنده پیشینه دست‌کم صد ساله کوچه است. روزگاری این کوچه مسکونی میزبان قدیمی‌های شهرمان بود که با گذر زمان و تغییرات ایجادشده در میدان شهدا به معبری نیمه تجاری تبدیل شد.
مسجد صاحب‌الزمان(عج) در محله خلج دو هفته‌ای است که میزبان بیش از 50بانوی دغدغه‌مند محله‌ شده است که برای تهیه و تدارکات اربعین گردهم جمع شده‌اند. هر یک به نیتی آمده‌‌اند، آن‌ها جاماندگان قافله زائران پیاده اربعین هستند. حسرت و نگاه غم‌آلودشان به آن‌هایی که چمدان سفر بسته‌اند و راهی دیار کربلا شده‌اند را می‌توان مشاهده کرد. در بین صحبت‌هایی که با هم دارند، مکرر روایت‌های جاماندشان که خاطرشان را مکدر می‌کند؛ برای هم تعریف می‌کنند. اینجا کسی برتری به دیگری ندارد. هر کاری باشد بانوان آن را با جان و دل انجام می‌دهند، نمی‌گذارند کار روی زمین بماند.