مسجد - صفحه 41

کوچه ارمغان14 در مرکز شهرک ارمغان در انتهای محله فارغ‌التحصیلان قرار گرفته است. بیشتر امکانات و فضاهای خدماتی شهرک در این معبر قرار دارد و از این جهت، معبر مرکزی شهرک محسوب می‌شود. با وجود عرض کم این کوچه، تردد زیادی در آن می‌شود و ساخت‌وساز هم در این سال‌ها در کوچه ارمغان14 رونق داشته است.
همه‌چیز برمی‌گردد به 10سال قبل، زمانی که حاج‌حسین نیلی یک قطعه زمین 500متری در حاشیه بولوار رحمانیه (بین رحمانیه 27 و 29) خرید و قصد تبدیل آن به مسجد را داشت. بالأخره کلنگ ساخت آن به زمین خورد و حاج حسین همه هزینه‌های ساخت این مجموعه فرهنگی و مذهبی را برعهده گرفت، بدون آنکه حتی یک‌ریال از اوقاف و شهرداری و سایر سازمان‌های متولی کمک دریافت کند. ساخت این مسجد که از سال90 آغاز شده ‌بود، بیش از چهار‌سال طول کشید و سرانجام در سال1394 به نام مسجد و مجموعه فرهنگی «امام سجاد(ع)» نام‌گذاری و افتتاح شد، مسجدی که یکی از مساجد فعال فرهنگی و اجتماعی محدوده الهیه به‌شمار می‌رود.
کوچه شهیدیگانه۳ معبری کوتاه اما پرتردد برای آن دسته از زائران امام هشتم(ع) است که حدفاصل خیابان خسروی و خیابان شیرازی ساکن می‌شوند. این مسیر رو به باب‌الهادی گشوده می‌شود. یکی از روضه‌های قدیمی مشهد در این محدوده برگزار می‌شود. خانه‌های قدیمی در یک سوی این مسیر به پارکینگ بزرگی تبدیل شده است و در سوی دیگرش هنوز خانه‌های قدیمی همراه با حسینیه‌ها و هتل‌ها به حیات ناهمگون خود ادامه می‌دهند.
نوغان9 کوچه‌ای در حوالی بارگاه امام‌رضا(ع) است که مسجدالرضا(ع) هویتی تاریخی به آن بخشیده است. زنان نوغان هرسال در سالروز فراغ غریبانه حضرت رضا با راه‌انداختن دسته‌های عزاداری از این مسجد به سوی حرم مطهر حرکت می‌کنند و پیکر نمادین امام مهربانی را تشییع می‌کنند. مراسمشان هم از سال‌های گذشته با نام «سوگواره زنان محله نوغان» شهرت پیدا کرده است.
تا دهه70 خبری از آبادی و آبادانی در این کوچه نبود. تا چشم کار می‌کرد زمین خاکی دیده می‌شد. اولین ساکنان با خرید همین زمین‌های خاکی خانه ساختند، خانه‌هایی که آب، برق و گاز نداشت و برای تأمین این امکانات اولیه باید آب را از چاه آبی که در تپه‌ مجاور بود و برق را از سیم‌کشی حاشیه بولوار می‌آوردند و به جای گاز هم نفت می‌خریدند.
در اوایل دهه80 بیشتر از هزار مترمربع از اراضی شهرک نیروی انتظامی در خیابان تقویه برای ساخت مسجد «الزهرا» در نظرگرفته شد. دراین زمین با همیاری اهالی مبلغ 20میلیون تومان جمع‌آوری شده و با آن سوله‌ای به مساحت 60مترمربع در زمین مسجد بنا گردید که نماز جماعت هم در آن برگزار می‌شود.
هیئت «پارچه بافان آذربایجان» را می توان از قدیمی ترین هیئت های شهرستانی دانست که تأسیس آن به حوالی سال های ابتدایی قرن گذشته برمی گردد. زنجیرزنان این هیئت اغلب از تبریزی ها و اسکویی‌های مجاور در مشهد بوده اند که در محله جوادیه و در خانه مرحوم محمدعلی خوشقولی معروف به «مشتی» پارچه بافی می کردند. این هیئت که محل جدید اسکان آن در چهارراه خواجه ربیع است، همچنان چراغش به عشق امام حسین(ع) روشن است و پرچمش به مدد امام رضا(ع) برافراشته.
خیابان امام خمینی(ره)95 آخرین خیابان در محله امام خمینی(ره) است که در جوار پایانه انقلاب قرار دارد. این خیابان از سمت ثامن‌الائمه باز است، اما طرف دیگر آن بن‌بست و مکانی مناسب برای تعمیرکاران خودرو شده است. مهم‌ترین ویژگی این کوچه اتحاد اهالی آن است که این روزها در مناطق دیگر کمتر به چشم می‌خورد. ساخت و بهسازی مسجد حضرت رسول(ص) و برگزاری برنامه‌های مذهبی همه به همت اهالی محل برگزار می‌شود.
زین‌العابدین سراجی یکی از قدیمی‌ترین روضه‌خوان‌های خیابان توس85 بود. خودش در مصاحبه آخرش گفت 88سال دارد و نزدیک به 38سال در محله زرکش زندگی کرده است. اما هنوز آرامش روستای کودکی‌اش رویین اسفراین را فراموش نکرده است. صدای آقا زین‌العابدین هنوز توی گوشم مانده است: روستای ما به شکل پلکانی بود، روستایی در دره‌ای سرسبز که زمستان‌های پربرف و سردی داشت و تابستان‌های معتدل. در این روستا چهار اصله درخت چنار با قدمتی پانصدساله وجود دارد.او ده‌ساله بود که پدر دستش را گرفت و به مکتب‌خانه فرستاد:معلم مکتب وقتی قرآن می‌خواندم تشویقم می‌کرد و می‌گفت زین‌العابدین صدای خوبی داری. من هم از تعریف میرزا جلو بچه‌ها ذوق می‌کردم.
نرسیده به انتهای خیابان پیامبر اعظم(ص)23 در سبز رنگ و بزرگی در حاشیه معبر دیده می‌شود. مثل بسیاری از مساجد دیگر زیرزمین مسجد را که سال‌ها قبل در آن نماز می‌خواندند تبدیل به آشپزخانه کرده‌اند. نمای آجری آن ساده است و سر در آن را با چند پرچم رنگی تزیین کرد‌ه‌اند. زمین 1600متری مسجد و مجتمع فرهنگی و اجتماعی حضرت محمد(ص) سال1379 با همت و کمک اهالی و خیران خریداری شده است و با همت ساکنان آجر به آجر بالا رفته و حالا یکی از مساجد فعال در محله امام هادی(ع) است.
«افسر» خیابانی است بابیش‌از یک‌کیلومتر در مرکز مشهد؛ جایی بین ایستگاه راه آهن و حرم مطهر رضوی. دقیق‌ترش را اگر می‌خواهید، این‌طور می‌شود: خیابانی که سه خیابان شهیدهاشمی‌نژاد، آیت الله بهجت و بیهقی را قطع می‌کند.خیابان افسر از دو طرف بسته است. ته شرقی محله به یک بن‌بست می‌رسد؛ در نزدیکی‌های کوچه نوغان و ته غربی آن به بن‌بست دیگری می‌رسد، نزدیکی‌های کوچه حسین‌باشی. آخرین خانه سمت شرقی یک آپارتمان بزرگ است که در گذشته، خانه‌ای بود معروف به خانه «چهل‌خانواری». از آن خانه‌های قدیمی که یک حیاط بزرگ با حوض پر‌آب وسطش و دور‌تا‌دورش اتاق‌هایی بود که توی هر‌کدام از آن‌ها یک خانواده زندگی می‌کردند با آشپزخانه و سرویس بهداشتی اشتراکی برای همه.
با خوانده‌شدن خطبه عقد پیوندی جاودان بین این زوج جوان شکل گرفت اما بخش شنیدنی ماجرا این است که محمد در آن روز حتی حاضر نشد از مرخصی استحقاقی‌اش استفاده کند، مبادا کار زمین بماند. محمد رفعتی دراین باره می‌گوید: روز عقدمان، روز شیفتم بود. معمولا روز کاری ما از ساعت هفت صبح امروز تا هفت صبح فرداست و من می‌دانستم روز عقدم باید در محل کارم حاضر باشم. برای همین روز قبل آرایشگاه ساده‌ای رفته بودم. خانواده هم قرار بود کت و شلوارم را با خودشان بیاورند. وقتی برای گرفتن مرخصی ساعتی نزد مافوقم رفتم و گفتم قرار است در مراسم عقدی که در حرم برگزار می‌شود حاضر شوم، باور نمی‌کرد عقد خودم باشد و من سر خدمتم باشم!
تا پیش از سال 92 این کوچه منتهی به کوه‌های جنوبی و سراسر خاکی و بدون سازه بود. از این سال کم‌کم ساخت‌و‌سازها پا گرفت اما تا سال 97 هنوز نمی‌شد نام یک کوچه را بر آن گذاشت. از سال 97 به بعد، ساخت‌و‌سازها در کوچه بالا گرفت و آپارتمان‌های پنج‌شش‌طبقه یکی‌یکی ساخته شدند. حالا این کوچه که «شهید اکبری» نام‌گذاری شده است، یکی از پرترددترین کوچه‌های منطقه9 محسوب می‌شود. معبر انتهای کوچه هنوز به طور کامل ساخته نشده است و به همین دلیل کوچه اکنون بن‌بست است.
کوچه عبادی12 از زمان جنگ تحمیلی به نام شهید محمدزاده مزین شده است. این معبر در گذشته به «هشت آباد» شهرت داشته است. نامی برگرفته از باغی به همین نام که در میانه کوچه قرار داشت. به گفته ساکنان قدیمی کوچه، باغ هشت‌آباد وقفی بوده است‌. روزگاری دور، زمانی که هنوز مردم در خانه‌هایشان یخچال نداشتند یخدان باغ هشت‌آباد، یخ تابستان‌های مردم را تأمین می‌کرد. این بوستان یادآور خاطرات تابستانی اهالی کوچه است. پایانه شهدا، مسجد یزدی آبادی و حسینیه آذربایجانی‌های تبریز از ظرفیت‌های این کوچه به شمار می‌روند.
مادر شهید ضابطی از عیدغدیرهایی که خانه پدرهمسرش کلی برو بیا داشت؛ از همان سال اولی که عروس ضابطی‌ها شدم، روز عیدغدیر از 9صبح تا 11شب منزلشان پر از میهمان بود. من و سه جاری دیگرم و خواهرهای همسرم از صبح تا شب سر پا بودیم. پدرشوهرم سینی بزرگی را روی کرسی می‌گذاشت و آن را پر از دوزاری می‌کرد. آن‌قدر میهمان داشتند که وقتی شب می‌شد، ظرف عیدی خالی شده بود. من سر از پا نمی‌شناختم؛ از ته دل خوشحال بودم که به یکی از فرزندان نسل حضرت فاطمه(س) خدمت می‌کنم.
عطایی از قدیمی‌های صنف لوازم ورزشی است و 46سال از عمرش را در این راه صرف کرده است. او از دوران نوجوانی کارش را با فروش لوازم ورزشی شروع کرده و حالا در زمینه تولید لوازم و پوشاک ورزشی فعالیت دارد. او برایمان تعریف می‌کند: «از دهه50خیابان امام خمینی(ره)با دو مغازه به بورس لوازم ورزشی تبدیل شده بود. مغازه مرحوم حاج آقای خادم و فروشگاه پرسپولیس که هنوز هم با همین نام فعالیت دارند، جزو اولین مغازه‌های این راسته بودند.» این کاسب قدیمی ادامه می‌دهد: «با آنکه در آن سال‌ها مانند امروز سالن ورزشی و زمین چمن نبود، اما خرید لوازم ورزشی بسیار زیاد بود. خاطرم هست، اول مهر که می‌شد دم مغازه‌های لوازم ورزشی صف بود. آن سال‌ها کنار برادرم کار می‌کردم و برای اینکه بتوانیم پاسخ‌گوی مشتری‌ها باشیم پنج نفر پنج نفر مشتری به داخل مغازه راه می‌دادیم.»
کفش‌های زنانه مقابل در ورودی ردیف شده‌اند و صدای خنده بچه‌ها به گوش می‌رسد پرده‌ای که جلو در نصب شده را کنار می‌زنیم، چند دختر خردسال در حال بازی‌کردن هستند و چند نفر از بانوان نیز با پارچه و الگو تمرین می‌کنند. دو سالی می‌شود که قسمتی از فضای مسجد حضرت ولی‌عصر (عج ) به کارگاه خیاطی برای زنان سرپرست خانوار تبدیل شده است با مسئول پایگاه بسیج حضرت زهرا(س) که این کارگاه کوچک را راه‌اندازی کرده است هم‌صحبت می‌شویم تا از شکل‌گیری آن بشنویم.
کوچه دانشجوی20 یکی از معابر فرعی محله دانشجوست که بولوار دانشجو را به خیابان قائم‌مقام فراهانی متصل می‌کند. شکل‌گیری این معبر از اوایل دهه70 و با ساخت‌وساز‌های پراکنده آغاز شد. از همان ابتدا با ایجاد چند فضای ورزشی در دانشجوی20 ورزشکاران زیادی در این مسیر تردد می‌کردند‌ و اکنون هم با توسعه فضاهای ورزشی این روند ادامه دارد. علاوه‌بر مکان‌های ورزشی، وجود مدارس دولتی و غیردولتی در این کوچه و معابر اطراف آن پای دانش‌آموزان زیادی را در طول سال به این کوچه باز می‌کند.
از دغدغه‌های خانواده‌های محلات کم‌برخوردار، پیدا شدن سر و کله تابستان است و‌ چگونگی پر کردن اوقات‌فراغت تابستان‌های کشدار. هزینه‌‌ گزاف‌ کلاس‌های آموزشی و تفریحی یک سوی ماجراست، تهیه مواد اولیه برای آموزش یا ابزار آموزشی بخش دیگر این داستان. گرهی که اگر قرار به باز شدنش باشد،‌ به دست آدم‌هایی از همین محلات باز می‌شود که درد همسایه‌‌‌ را می‌فهمند‌‌. آدم‌هایی از همین‌ جنس که بی‌هیچ چشم‌داشتی، فقط با هدف رضای خدا و خلق او‌ وارد میدان می‌شوند؛ درست مثل آمنه چهارمحالی.
مساجد از دیرباز افزون بر اینکه جایگاه پرستش و نیایش بوده، محل برگزاری فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی نیز بوده است و مساجد توانسته‌اند با استفاده از ظرفیت‌های خود به امور اجتماعی نیز توجه داشته و به پایگاه‌های محلی تبدیل شوند. یکی از این مساجد «مسجد الرضا» واقع در محله توس است که با کمک‌های مردمی ساخته شده است و هنوز بعد از گذشت حدود 30سال یکی از پایگاه‌های اصلی محله محسوب می‌شود.