کلام طلایی کارشناس مدیریت پسماند شهرداری مشهد به بچهها این بود: «برگهای خشکشده و ریخته بر زمین زباله هستند و زبالهها آنقدر قیمتی و ارزشمندند که قابلیت تابلوشدن و نمایشگاهیشدن را دارند.»
علت نامگذاری پنجتن، وجود مقبره و بارگاه پنج امامزاده در روستای تبادکان است. راه اصلی دسترسی به آنها از محله پنجتن میگذشته و به همین به این نام معروف شده است.این محله تا حدود ۲۵ سال پیش که هنوز محلات تفکیک نشده بودند، همراه با دیگر محلههای اطرافش مانند شهید قربانی به محدوده التیمور معروف بود.

حاجعباسعلی عباسیقیافهشناس با ساخت چند مسجد و حسینیه در مشهد و شهرهای اطراف، از آن دسته خیّرهایی نیست که پول کلانی داشته باشد و با آن زمین بخرد یا پول ساخت مسجدی را تقبل کند. او که از نظر مالی مثل خیلی از مردم، وضعیت معمولی و ساده ای داشت، باهمت، توکل و جهاد خالصانه اش توانسته بود دو مسجد، یک مهدکودک و یک مکان ورزشی در مشهد و یک مسجد و حسینیه در روستای علی آباد کاشمر بسازد. او همه این کارها را در حالی انجام داده که درآمد و زندگی اش مثل خیلی ها معمولی بود.
گاهی مسیری که تقدیر برمیگزیند، نتیجهاش دلچسبتر است. مثل اتفاقی که برای زینب بلنجابی، هنرجوی هنرستان دخترانه عارفه افتاد و راه دیگری را برایش باز کرد. او عاشق رشته طراحی دوخت بود، اما آن سال به دلایلی دیرتر از دیگر دانشآموزان برای ثبتنام رفت. تعداد هنرجویان این رشته کامل بود و امکان ثبتنام در آن فراهم نشد. زینب بهاجبار و اکراه تنها رشته مجاز، یعنی طراحی فرش را انتخاب کرد. او آن روز خیلی ناراحت و دلگیر بود و هرگز فکرش را نمیکرد که بتواند در این هنر بدرخشد، اما او اکنون رتبه اول استان در رشته گلیمبافی را بین هنرجویان دانشآموز از آن خود کرده و برای خانواده و مدرسهاش افتخاری را رقم زده است.
دکترسیدعلی جوادی، مؤسس اولین درمانگاه طب سنتی در استان است. سیدعلی نوجوان، 15سالش تمام نشده بود که با دست بردن در کپی شناسنامه راهی جبهههای غرب شد و بعد از 26ماه، بهعنوان مجروحی بازمانده از عملیات کربلای4 برگشت. او برگشت تا با یاد رؤیای کودکی، دوباره پشت میز و نیمکت درس و دانشگاه بنشیند
شیوع کرونا باعث تعطیلی بسیاری از کسبوکارها شده و زندگی را بر خیلی از خانوادهها دشوار ساخته، اما هرگز نتوانسته است همدلی و همبستگی را از بین ببرد. از ابتدای شیوع بیماری گروههای زیادی دستبهدست یکدیگر دادند تا به همسایگان و هممحلیها خیلی سخت نگذرد. مانند گروه همدلی کسبه و جوانان محله پنجتن که ویژه محدودههای پیرامونی شکل گرفته است. قرار آنها دوشنبهشبهاست؛ ساعت 18تا21. جوانان عضو این تشکل مردمی از نقاط مختلف شهر برای انجام وظایفی که برعهده دارند، در خیابان پنجتن45 گردهم جمع میشوند و بعد از آمادهسازی ظروف غذا، به 5گروه تقسیم میشوند تا ثمره تلاش یک هفتهشان را به خانوادههای نیازمند و کارتنخوابهای حاشیه شهر برسانند.
سال اول دبیرستان، امام جماعتی داشتیم به نام آقای اسماعیلی. ایشان گروه تئاتری راهاندازی کرده و از آنجا که آوازه شیطنتهایم به گوشش رسیده بود، برای اینکه من را زیر نظر داشته باشد در آن تئاتر نقش پدر پیر یک شهید را هم به من داد. در آن نمایشها که در مدارس برگزار میشد، نمایش ما رتبهای کسب نکرد، اما نقش اول بازیگری به من داده شد. این موفقیت برای من خیلی خوشحالکننده بود. از آن به بعد تقلید را کنار گذاشتم. این نتیجه یک کار درست فرهنگی بود؛ اینکه چطور آقای اسماعیلی هوشمندانه دانشآموز شر و شیطان را بدون گرفتن هیجانات و شور نوجوانی از راه برنامههای فرهنگی جذب کرد.
سینا کاکرودی ساکن محله پنجتن هجدهساله است، اما قبل از هر چیز قامت بلند و رشیدش به چشم میآید. سینا ورزشکار است و کمربند مشکی رشته کاراته را دارد. اینها را بگذارید کنار این موضوع که نتیجه رقابت مناظره دانشآموزی که بین هنرستانها در سطح استان خراسانرضوی برگزار شد، هفته گذشته مشخص شد و تیم چهارنفره آنها برگزیده شد.