در مسجد جوادیه، کمک به خانوادههای نیازمند و بیبضاعت جزو برنامههایمان بود. خیران ما نمازگزاران مسجد بودند که با همکاری امام جماعت، شناسایی افراد نیازمند و تهیه بستههای معیشتی را بهعهده داشتند.
کفشدار قبل از تشرف هر زائری به حرم مطهر، چهرهبهچهره با او مواجه میشود و آخرین فردی است که هنگام بیرونآمدن نیز چهره زائر را میبیند.
سرپاماندن این جلسه هفتادساله قرآن به تلاشهای حاجخانم زهرا شهفر برمیگردد که سر یک قرار همسایگی با مرحوم بیبیکلانتر ماند.
روحیه پهلوانی همیشه ضمیمه نامآوریهای محمدحسین حیدری بوده است. معروف بوده است به «پهلوان ریزقامت محله» که نمیگذاشته کسی دست تنها بماند.
آسایشگاه مهر پناهندگان ضامن آهو به بیش از ۶۱ معلول ذهنی بیسرپرست، خدمات ارائه میدهد.
دکتر بهزاد پورحاجیان معتقد است پزشکِ شاعر، میتواند درد را ببیند. لمس درد بسیار اهمیت دارد، زیرا لمسکردن درد از جنس فیزیک نیست، باید حس شود.
سازمان مردم نهاد یاس حاصل آشنایی اتفاقی دو دانشجوی پزشکی به نام سجاد سهیلی و امیررضا بابک است که دغدغه شان رفع تبعیض آموزشی و فرهنگی است.
دکتر محمدجواد جغتائی میگوید: پدرم نذر کرد ۶ ماه در مناطق محروم طبابت کنم اما من نمکگیر اهالی قرقی شدم و این نذر به میل خودم تا ۲۲ سال ادامه یافت.
حسینیه کربلاییها تنها حسینیهای در مشهد است که هم سرویس بهداشتی رایگان و شبانهروزی دارد و هم آبجوش صلواتی دست زائران میدهد.
در کارخانه کمپوت افراد در سمتهای مختلف ازجمله «دلدرکن» و «پوستکن»، «سرگذار»و انباردار فعالیت میکردند و خطوط منظمی در آن وجود داشت.
اینجا محل نذر علم و دانش پزشکی است. هر سهشنبه گروه جهادی حضرترقیه (س)، اعم از پزشک و ماما خود را به محله مهدیآباد میرسانند.
دکتر زهرا عرفانیان میگوید: بارها از بیمارانم کتک خوردهام، اما این موضوع هیچوقت باعث عصبانیت و ترک شغلم نشده است.
زائران قائم شهری با عطر بهارنارنجهایشان در چایخانه صحن کوثر حرم مطهر امام رضا(ع) میزبان زائران و مجاوران شدند.
فضلالله برهانی، گلابپاش ۹۲ساله که در بیشتر راهپیماییهای مشهد از زمان انقلاب با پاشیدن گلاب ناب محمدی، نفس مردم را جلا میبخشید در اردیبهشت ۱۴۰۲ دار فانی را وداع گفت.
برای اولین سفارش، پیرزنی پا به مغازهاش گذاشت؛ او قرآنی قدیمی را آورده بود که تمام ورقهای آن از هم باز شده بود. میگفت یادگار پدرش است.
گروه جهادی «شهدای قرقی» برای کمک به دیگران گام برداشتهاند و از ساخت و بازسازی منازل همسایههای کمبضاعت خود در سال ۱۳۹۲ شروع کردهاند.
کربلایی عباس ناجیاصغری به «عباس گوشتی» و «عباس نادر» محله نوغان معروف بود، پهلوان محله بود و هوای نیازمندان را داشت.
مرحوم پدرم در فصل توت ششهفت کارگر میگرفت که در کنار آنها همه خانواده هم کمکدستش بودیم. از میان ما، چند نفر گوشههای چادر را میگرفتند و یک نفر بالای درخت شاخهها را میتکاند.
مؤسسه خیریه آفتاب، معجزه زندگی من و فرزندانم بود. اعضای واحد عمران این مؤسسه، زمینی را که ارثیه خانوادگی همسرم در یکی از روستاهای دورافتاده مشهد بود، برایمان ساختند. برای حضورشان در زندگیام خدا را شاکرم.
دبستان دخترانه شهید غلامی مدرسهای است که مدیر و آموزگارانش یک درس لابهلای تکالیف ریز ودرشت بچه محصلها گذاشتهاند تا برای همیشه یادشان دهند آدمها با خوبیهایشان ماندگار میشوند.