امیر یارحسنآبادی، کاسب محله خوشسیما، هرسال برای نشاندادن ارادتش به ائمه (ع) لباسهای زائران اربعین را رایگان میشوید و اتو میکشد.
یکی از حمامهای قدیمی مشهد، حمام عمومی نظری است که در سهراهکاشانی و کوچه حسینباشی قرار داشت. صاحب این حمام، حاجآقا نظری، مردی اصالتا یزدی بود.
جوانان گروههای جهادی خوزستان از آن گوشۀ کشور به مشهد آمدهاند تا هم زیارت کنند و هم کار جهادی برای رفع محرومیت از چهرۀ محلههایی چون سیسآباد.
زهرا کاظمی و رضا رضایی حدود ۱۰ سال قبل عقد ازدواجشان به ثبت رسید. زندگی مشترکی که ضمن ثبات و پویایی، شیرینی و آرامش را هم به ادعای این زوج خوشبخت، برایشان به همراه داشته است.
مجید کمالشهسوار هر سهماه یکبار بهسمت پایگاههای اهدای خون قدم برمیدارد به این امید که در نجات جان سه انسان سهیم باشد.
پایگاه انتقال خون امامرضا (ع) حدود ۲۵ سال قبل احداث و بهعنوان یکی از یازده پایگاه استان فعالیت خود را براساس نیازهای همان زمان آغاز کرد. این پایگاه اکنون از مجهزترین پایگاه اهدای خون شهر است.
حاجمهدی حسنزاده خانهاش را وقف ساخت مسجد و حسینیه قمربنیهاشم (ع) در محله وحید کرده است.
مریمسادات حسینی میگوید: از زمانی که وارد این حرفه شدم، میزان مطالعۀ کتاب کودک من افزایش یافته است و برای پیداکردن قصۀ جدید، از کوچکترین ماجرایی نمیگذرم.
یکی از این پزشکان که در قلب «بوستان» مشغول درمان بیماران است، دکتر «فاطمهزهرا دودمان»، نام دارد که نهتنها از نیازمندان محله حق ویزیت نمیگیرد که هزینه نسخهشان را هم متقبل میشود.
فروغ فیاض میگوید: زمانی که مدرک پایۀ ششم را گرفته، پدرش به او و خواهرانش گفته که بروید هر هنری میخواهید یاد بگیرید. او هم خیاطی را انتخاب کرده. از ۱۴ سالگی دستش توی جیب خودش بوده است.
ایده جمعآوری سر بطری، ایدهای کاملا جهانی و نشأت گرفته از ژاپن است حتی آنها فراتر از ما فکر میکنند و درآمدی را که از این راه به دست میآورند، صرف خرید واکسن فلج اطفال میکنند و به آفریقا میفرستند.
خانم درویش و آقای واحدی همیشه به فکر کمک به دیگران بودهاند. خانم درویش میگوید: زیرزمین خانه ما شد پایگاه کمک به جبهه، در آنجا غذا درست میکردیم و بعد از بستهبندی برای رزمندهها میفرستادیم یا کلاه و شالگردن و بلوز میبافتیم.
مؤسسه فرهنگی مذهبی «بیتالصادق مکتب جعفری» هم محفل عزاداری است و هم پاتوقی برای کمک به یتیمان و نیازمندان.
عصمت شیخ مؤمنی در جوانی زرقوبرق زندگی اشرافیاش را کنار میگذارد و با احداث مؤسسه خیریه ریحانه النبی (س) در خیابان کلاهدوز تلاش میکند دستگیر درماندگان زیادی باشد.
محمد محمدی، یک منزل هزار متری در صدف ۲۸ داشته است. او در اوج مریضی همسرش این منزل را در اختیار دانشگاه علوم پزشکی قرار میدهد.
منصوره کوشکی و همسرش منزل مسکونی خود را تخلیه و وقف برنامههای کودکان و نوجوانان کردهاند.
محمد عابدی، معلم ورزشی که حالا مدیر یک مؤسسۀ بزرگ خیریه است، یک گروه هزارو ۲۰۰ نفره از خیران را مدیریت میکند و میگوید دانشآموزانی در مناطق محروم زندگی میکنند که صبحانه، نان و قند میخورند.
محمدصادق ماروسی ساکن محله سیدی با ۹۱بار اهدای خون، پلاسما و پلاکت، کارت نقرهای خون دارد.
حسین خیرآبادی سختترین تصمیم زندگی اش را گرفت واعضای بدن دخترش را به نیازمندان هدیه داد.
فروغ مقدس که اهالی محله او را با نام خانمِ بهار میشناسند، این روزها همسایه دیواربهدیوار حوزه علمیه حضرت خدیجه(س) است. مکانی علمی و فرهنگی که در سندش نام مادر او بهعنوان واقف قید شده است.