کتابخانه مسجد «حاجآخوند» به کنکوریهای محل، کمک بزرگی کرده است. بخشی از فضای این کتابخانه فقط مختص دانشآموزان کنکوری است و در این کتابخانه، کتابها و جزوات درسی ویژه کنکور به امانت داده میشود.
تاکسیرانان خط سهراه راهنمایی تا میدان فردوسی در روز اربعین به یکهزار و ۵۰۰ تن از زائران و مجاورانی که پیاده به سمت حرم آقا علیبن موسیالرضا (ع) رهسپار بودند، غذای نذری دادند.
پریسا مروی میگوید: خانمهایی که داوطلب بافتن کلاه برای بچههای حاشیه شهر شدند، بهاتفاق طرحی را انتخاب کردند، خودشان کلافها را خریدند و مشغول بافتن شدند. حتی بعضیها که توان بافتن نداشتند، این کلافها را خریدند.
با گذشت چندین دهه از فوت بزرگ خاندان کسرایی هنوز هم خیابان جهاد ۵ با نام آنها شناخته میشود. خاندانی که توسعه و آبادی زمینهای انتهای خیابان آخوندخراسانی را با خیابانکشی و پیادهروسازی هایشان رقم زدند.
شهربانو صفری، موسس حوزه علمیه عصمتیه نه تنها با تأسیس حوزه علمیه به زنان بسیاری در تحصیل کمک کرد که با راه اندازی ۲ خیریه و خانههای وقفی نقشی فراموش نشدنی در کارهای خیر داشت.
بانوان محلات شهید آوینی و ثامن سالهاست داوطلبانه و بی توقع در هر طرح و برنامه ای که بتوانند، کمک می کنند و پای کار هستند تا سطح عمومی بهداشت و سلامت محله و مردم ارتقا یابد.
میهمانان این مجموعه از سراسر کشور و معمولا از طرف کمیتۀ امداد و بهزیستی معرفی میشوند و کسانی هستند که توانایی مالی ندارند و بعضیهایشان مشهد را ندیدهاند و زائراولی به حساب میآیند.
مجموعه «خانه کتاب وکیل» فقط یک کتابفروشی تخصصی در زمینه حقوق نیست. اینجا خانه وکلای مشهد است.
الیاس مظلوم روحانی دغدغهمند مسجد جوادالائمه (ع) محله کشاورز که خودش طعم فقر و رنج را چشیده امروز از محرومان مشهد دستگیری میکند.
عزت کامل از آن شیر زنان گلشهری است. کسی که همانند خانوادهاش دغدغه محله و همسایگانش را نیز دارد. خیر، دلسوز و مادر است.
فاطمه ابوییمهریزی یکی از بانوان فعال منطقه ۲ است. مرکز ثقل فعالیتهای وی در این است که توانسته است در مدت حدود دو سال بیش از هشتصد بانوی هنرمند شهر را در دل مسجد امامخمینی (ره) تربیت کند.
حامد ایمانی، نانوای جوان محله شهید رستمی که خود زمانی غم بینانی را چشیده، حالا که نانوا شده، نان رایگان به دست نیازمندان میدهد.
اعضای سرای نجاتیافتگان مولاعلی (ع) معروف به «سنا» سهسالی میشود که هر چهارشنبه گرد هم جمع میشوند و به امید نجات همدردهای سابقشان غذا میپزند.
کوچکی مسجد موجب شده بود میان مردم به مسجد خردو معروف شود؛ البته مردم نام دیگری هم بر مسجد گذاشته بودند؛ «حسن یکدست.» در همین محل، «حسن» نامی زندگی میکرد که یک دستش معیوب بود.
سیدکفاش مرد کمحرف و آرامی که سالهاست در اطراف حرم، بساط واکس صلواتی خود را پهن میکند و غبار از کفش زائران حضرتش میزداید.
تکتم زرندی، از اهالی محله آقا مصطفی خمینی که هوای همسایههایش را دارد میگوید: حالا وقتی مردم میگویند خدا پدرت را بیامرزد کلی دلم شاد میشود و انرژی میگیرم.
رامین ظفری و غزاله لطفی، بعد از سالها تجربه سرپرستی نوجوانان، حالا به توانمندسازی مادران و فرزندان مشغولاند.
کاسب مهربان و دلسوز خیابان وحدت، هوای همسایههایش را دارد.
همه اهل محل، غلامحسن پورملائکه را به مردمداری و برخورد خوبش میشناسند. از هیچ کمکی دریغ نمیکند. بارها در و پنجره خانه اهل محل را بیچشمداشت تعمیر کرده است.
بانیان و بنیانگذاران خیریه انصارالهادی (ع) حامی بیماران نیازمندند و برای بانوان بدسرپرست و بیسرپرست کاری انجام میدهند، کارستان. آنها کمر همت بستند تا سفره نیازمندی بینان نماند.