۳۰ سال قبل مسجدی در بولوار استاد حسابی ساخته شد که شاید کمتر کسی فکر میکرد، سالها بعد به یکی از بهترین خانههای خدا در شهر مشهد تبدیل شود.
مصطفی نجیب، را شاید بتوان یکی از پیگیرترین افراد محله امیریه نامید، برقراری طرح اگو، پیگیری ساخت مسجد «امیرالمؤمنین (ع)»، عقد تفاهمنامه برای ساخت مدرسه از جمله اقدامات اوست.
صدایش زدم و پرسیدم مادرجان چه چیزی انداختی؟ نگاهی به صورتم کرد و گفت من چیزی ندارم که بخواهم به رزمندگان کمک کنم، اما بلیت اتوبوسی را که قرار بود از حرم تا خانه بروم، دادم و خودم پیاده به خانه میروم.
داستان این سرا از یک توبه آغاز میشود. مصطفی نوشآذری، مؤسس سرای نجاتیافتگان مولا علی (ع)، که سالهایی از عمرش را گرفتار دام اعتیاد بوده است و تجربه چندین سال کارتنخوابی دارد، تحت تأثیر یک تحول روحی و با کمک یکی از شهروندان مشهدی توبه میکند.
معلم و دانشآموز هر دو توانیاب هستند و حال هم را خوب درک میکنند. در یکسال گذشته، زهرا عابدینزاده معلم فداکار بسیاری از روزهایش را صرف کمک به فاطمه سلطانی کرده است.
مهندس جواد جعفرینژاد، طراحی و نظارت بر ساخت مسجد امیرالمومنین (ع) محله امیریه را برای رضای خدا و به رایگان انجام داد.
چند سال پیش دکتر مینو صدرزاده تصمیم میگیرد آش درست کند و با سود حاصل از فروش آن به زنان سرپرست خانوار کمک کند، کمکم تعداد دیگهای آش زیاد میشود و بدین گونه مؤسسه «کرانه حضور» شکل میگیرد.
مدرسه مکرم اولین موقوفه محمود مکرم واقف مشهدی بود که در سال ۱۳۳۰ در محله عیدگاه بنا شد. او در طول ۷ سال دو مدرسه دیگر نیز ساخت.
ماجرا از روزی شروع شد که همسر آقای صفدری متوجه شد فرزند یکی از آشنایان به خاطر مشکلات مالی نمیتواند به مدرسه برود. او پس از گفتگو با همسرش برای آن دانشآموز لوازمتحریر تهیه کرد و او را به مدرسه فرستاد.
برادران مروی، از ده سال پیش ساخت و ساز ایستگاه استقبال از زائر را در جاده قدیم نیشابور آغاز کرده اند.
بیبی زهره میگوید: مدتها قبل، همسرم طبقه همکف ساختمان را به عنوان مهریه به من داد. فکر کردم چه استفادهای از آن میتوانم بکنم که به نفع مردم باشد.
امامی یکی از آتشنشانانی بود که بعد از حادثه پلاسکو برای کمک به همکارانش مرخصی گرفت و به تهران رفت تا در محل این حادثه حاضر شود.
فروردین طاهباز، پزشک نیکوکار مشهدی با ساخت ۳ مدرسه مجهز لبخند شادی به لب دانشآموزان قلعه خیابان نشانده است.
بهجت بهرمان تعریف میکند: «به شهردار وقت منطقه ۵ گفتم نمیخواهم مدرسه بسازم. یکی از فرزندانم ۱۸۰۰ جلد کتاب ادبیات دارد میخواهم کتابخانه بسازم و همه کتابهای پسرم را ببخشم.»
آن ۱۰ روز برای حامد سلجوقی بهاندازه ۱۰ سال گذشت. اما یک معجزه سبب شد مرضیه دوباره به آغوش پدر و مادرش برگردد.
کار بهورز روستا تنها مراقبت از نوزاد و تزریق واکسن نیست. آنها امید ساکنان یک آبادی هستند. وظایفشان بسیار است.
جاوید شیخ، کوچکترین فرزند دکتر شیخ میگوید: من شاید درکل بهاندازه انگشتان دودست هم با ایشان شام و ناهار نخورده باشم. دلیلش روشن بود: وقت نداشت.
سال ۱۳۴۳ حاج رضا لطفی با همراهی سایر اهالی روستای باروتکوب مسجدی را ساخت که حالا به نام موسی بن جعفر(ع) مشهور است.
در منطقه کارمندان اول (شهید رستمی) به گفته اهالی جلسه روضه خانگیای به قدمت حدود ۴۰ سال بیهیچ تجمل و رنگ و ریایی در جریان است.
بانوان توسی چهارشنبهها سر یک ساعت مشخص به درِ خانه مادران شهدا میروند و اجازه میگیرند تا برای چندساعتی دخترشان شوند و در حد توان، کارهای روزانهشان را انجام دهند.