«خانه پناهگاهی شقایق»، خانه دختران مرکز توانبخشی همدم (فتحالمبین) است که به برکت وجود فرشته حسینپور، (مامان فرشته) روی خوش زندگی را هم چشیدهاند.
غلامحسن دلقندیمقدم، خیاط و پیرغلام محله پروین اعتصامی میگوید: من دل محکم و استوار خودم را از حضور در مراسمهای سالار شهیدان به دست آوردهام. باید عاشق اهل بیت (ع) بود.
مرتضی مدرسنیا همچنان در پی رفع نیازها و کمبودهای محله است. سیدمرتضی مدرسنیا هشتسالی میشود که کفش آهنین به پا کرده است تا برای ساخت مسجد در محله اقدام کند.
شروع زندگی مشترک زهراخانم دیده بان و کربلاییحسن در یک خانه کوچک اجارهای حوالی چهارراه مقدم رقم خورد، اما یک اتفاق، پای این زن و شوهر را به مسجد صاحبالزمان (عج) باز کرد.
میتوان رد حضور زهرا فتحعلیزاده را در بیشتر اتفاقهای خوب محله پیدا کرد. انتهای کوچه مؤمن۶ به لطف پیگیریهای او آسفالت شده است، تیر چراغبرق ابتدای کوچه را هم او روشن کرده و...
رضا آهنچیان یکی از اهداکنندگان مستمر خون، از اهالی محله کوشش میگوید: از نخستین باری که خون اهدا کردم ۳۰ سال میگذرد و من از آن زمان تا حالا، هر سه ماه خون میدهم.
دکتر مجتبی رئیسی میگوید: باتوجهبه هزینههای زیاد دندانپزشکی، شرایط به گونهای است که حتی اگر در مناطق برخوردار نیز چنین طرحهایی اجرا شود، مردم صف میکشند؛ البته این صرفا شامل دندان نیست.
عبدالرضا سالاری بهخاطر کارها و طرحهای گستردهاش درزمینه صلوات به «صلواتی» شهرت یافته است؛ شهرتی در رادیو، روزنامههای شهرهایی غیر از مشهد و بین اهالی محله.
نازگل اکبرزاده خواهر شهید و مداح اهلبیت (ع) محله نیزه میگوید: سالهای سال است هرجا دعوت میشوم، در روز اول، روضه مادر را برای بانو فاطمه (س) میخوانم.
بنیاد کودک بهدنبال این است که هیچ دانشآموز بااستعدادی نباید بهدلیل فقر، از تحصیل بازنماند. آنها برای رسیدن به این هدف، «شوق آموزش» ایجاد میکنند تا «شور زندگی» برقرار شود.
همسایهها و هممحلیها که ۳۰ سال است طاهره خسروی را میشناسند، میگویند: او بانوی مهربان است که علاوهبر فرزندانش، دست نوازشگر مادریاش را بر سر چهار دختر دیگر هم کشیده است تا حالا هفت فرزند داشته باشد؛ دو پسر و پنج دختر.
ساخت آموزشگاه کار دانش زندهیاد هادوی نیاز دانشآموزان الهیه را برطرف کرد؛ مدرسهای فنی که از ابتدای مهر کارش را آغاز کرده و فعالیت آن برای دختران ساکن این محدوده امیدبخش بوده است.
مرحوم سیدمحمود بامشکی، از خادمان کشیک چهارم که یکی از همین روضهخوانهای قدیمی حرممطهر بود و قناعتش بهحدی بود که روزی یکیدو ساعت بیشتر نمیخواند و هدفش کارراهاندازی و حل مشکل بود.
درِ مطبهای دکتر شیخ در نوغان و پایینخیابان و دکتر حکمت در دریادل همیشه به روی مردم مشهد باز بود؛ چه آنها که پول داشتند و چه آنها که نداشتند.
حسن عبداللهی رستوراندار محله شاهد، در مغازهاش صندوق مهربانی راه انداخته است، اقدامی که بهواسطه آن، در این روزهای سرد زمستانی، گرسنگانی سیر میشوند.
مددجویان مؤسسه فرهنگی محله جلالیه با خرده پارچههای دور ریختنی درآمدزایی میکنند.
میخواهند از «شادروان مهدی معتمدی» پزشک خیری بگویند که علم و حرفه برایش وسیلهای بود تا به درد مردم برسد. میخواهند دیگران را با گروه «نیکوکاران سلامت» آشنا کنند؛ گروهی که مهدی جانش را برای آن گذاشت.
عابدزاده اعتقادی نداشت که جوانها به دبیرستان و دانشگاه بروند؛ حتی مبارزه هم میکرد. از نظر ایشان، رفتن به این مراکز، مساوی با لامذهبی و بیدینی بود.
مرحوم حاجحسین ناظرزادهیزدی، خیر و سازنده مسجد ثارالله در محله کوثر است که سالها پیش به رحمت خدا رفته و حالا فرزندش، محمدرضا، زندگی او را بازگو میکند.
تأسیس بنیاد دیابت ایرانیان قدم بزرگ خانواده فروزندهفر بودکه سالها پیش برداشته شد. حمیرا فروزندهفر میگوید: هدف و تمرکز ما بیشتر بر آگاهیبخشی و آموزش به زبان عام بوده و هست.