این روزها شهر پر از زائر شده است، «خادمالرضا»ها را هم هرجای شهر میتوان دید؛ خادمهایی که خدمت در خارج حرم برایشان لذتبخش است.
فرحناز خانم همراه با چند نفر با سینی پر از نذری دم در میایستد و به هرکسی که از این کوچه راهی حرم است، نذری میدهند.
کیف و کولههایشان را بسته بودند تا زودتر برسند به اتوبوس. بچههایی که همه زیارتاولیهایی هستند که از روستای سرچاهان شهر حاجیآباد استان هرمزگان راهی مشهد و مهمان ساکنان محله سرافرازان شدهاند.
درست از همان روزی که محله ایثارگران جز تلی خاک و تکوتوکی خانه چیزی نداشت، خانواده خوشدل روضه دهه اول ماه محرم را به اینجا آوردند.
هرسال در مناسبت اربعین و ایام شهادت حضرترضا(ع)، حال و هوای مشهد با حضور زائران، رنگوبوی معنوی میگیرد. اهالی منطقه۵ بهخاطر نزدیکبودن به حرم مطهر، سهم خود را از ثواب میزبانی از زائران برمیدارند.
حاج محمدعیسی عقیدهمند، واقف خیراندیش محله طلاب است. او یک روز تصمیم گرفت که خانه و مغازههای خود را وقف کند و حالا از اینکه با خدا معامله کرده، خوشحال است.
بیبی کبری معمر ۷۰ سال دارد و بیشاز سی سال است که هر روز صبح به رفتگران محله صبحانه میدهد. او میگوید: توانایی مالی چندانی نداریم، اما آنچه در سفره داشته باشیم با رفتگران تقسیم میکنیم.
زندگی برای علیاکبر حیدری یکجور نبوده است؛ گاهی با نامه «تهدید به ترور» به سراغش میآمدند و گاهی با کیسهای پر از پول، او به خاطر اعتقاداتش تمام تلاشش را برای خدمت به مردم کرده است.
او فقط یک دکتر نیست! همراه بیمار است. گاهی بیمارش را آرام میکند و گاهی برای خرج درمانش کارت میکشد. بعد هم که بیماران درمان میشوند گاه با یک شماره ناشناس مواجه میشوند. خانم دکتر پشت خط است.
زهرا عباسپور در خانوادهای جهادی بزرگ شده است.ساخت مسجد و حسینیه روستا بههمت پدرش و سایر خیران شکل گرفته است. او هم تاهنگامیکه در خانه پدر بوده، با دوختودوز رایگان به دیگران خدمت میکرده است.
سیل چند ماه پیش، باعث شد نام کوی سیدی بیشتر از هروقت دیگری سرزبانها بیفتد. جایی که ۶۷ سال پیش سیدمحمود سیدی حلّاج اولینبار کلنگ ساخت شهرکی را در آن به زمین کوبید.
خانواده یزدانبخش بعد از فوت دخترشان شادی، با تاسیس «انجمن نیکوکاری مهندس شادی یزدانبخش» آیندهای روشن برای کودکان آسیبپذیر و آسیبدیده رقم زدند.
محمدعلی امامدادی سالهاست بازنشسته شده اما همیشه حواسش به درختان و فضای سبز هست. میگوید: در خیابان دور میزنم و اگر کسی مسافرت بود یا فراموش کرده بود به درختانش رسیدگی کند، آنها را آبیاری میکنم.
محمدعلی سلیمانیخدابنده یکی از افراد موثر در ساخت مدرسه شهیدمحمد میراب است و در کنار همه اینها خودش هم فرزندان موفقی تحویل جامعه داده است.
حسینعلی آهنگری، امامجماعت مسجد میگوید: دو خواهر افغانستانی در این محله بودند که از بین آنها حاجخاور بچهدار نمیشد. او قبل از فوتش این خانه و مغازه جلو آن را که تنها داراییهایش بود، وقف مسجد میکند.
همه عمر زهرا رفائی صرف خدمت به عزاداران حسینی در تکیه ۲۰۰ ساله کرمانیها شده است.
ابوالقاسم عربزاده بانی جشنی است که از ۴ دهۀ قبل در محلۀ ۱۷ شهریور برپاست. او در نیمه شعبان مغازه جوشکاری اش را برای نورافشانی و جشن، نونوار می کند.
اسماعیل بهمنآبادی ۲۸ سال در جمعیت هلالاحمر سابقۀ کار دارد. زلزله قائنات در سال٧٦، اردوگاههای افغانستان در سال٧٩، زلزلۀ بم و سیل گِنو در سال٨٦ از خاطرات سخت کاری او بوده است.
بهنام بهادی میگوید: وقتی میبینم با تخصصی که دارم، میتوانم به مردم خدمت کنم، حس خوبی پیدا میکنم. در فعالیتهای جهادی که به روستاها یا حاشیه شهر میآییم، با سبکهای مختلف زندگی مردم آشنا میشویم.
عبدالله هنری یکی از چهرههای تأثیرگذار مشهد است که توانست معلولان را از خانههایشان بیرون بکشد و جریان تازه و جانداری راه بیندازد؛ جریانی که نهتنها خانوادههای معلولان، که مدیران را با مشکلاتشان آشنا کرد.