کتابخانه حضرتخدیجه(س) تنها یک مرکز فرهنگی نیست، بلکه تداوم بخش داستان مهربانی یک خانواده است. وقتی هاشم رضایی، خانه را به نام همسر و دخترش کرد، آنها تصمیم گرفتند آن را وقف کتابخانه کنند.
شکیباعباسی و محمدرضا زینی برای اینکه بتوانند قدمی برای فلسطینیان بردارند، در طرح «ایران همدل»، حلقههای ازدواجشان را به ارزش ۵۰ میلیونتومان اهدا کردند.
ساکنان مجتمع مسکونی پردیس در محله ولیعصر(عج) همسایههایی دارند که به محل سکونت و مشکلات آن بیتفاوت نیستند. بلوک۱۳ این مجتمع، همسایهای دلسوز دارد.
سیدابراهیم نجاتحسینی معتقد است یک انسان اگر کل ایران هم به نامش باشد، بعد هشتادسال همه اموالش را باید بگذارد و برود؛ پس چه بهتر که سهم فرزندانش را بدهد و در زمانی که در قید حیات است، به دیگران هم کمک کند.
نجمه ساده میگوید: تا قبل از تشکیل پاتوق، دختران با این نظم و تربیت و با این تعداد در مسجد فعال نبودند. از سال گذشته که گروه شکل گرفت، توانستیم برای آنها فعالیتهای مختلفی تعریف کنیم.
زندگی مریم سپهری و اطرافیانش پر از حوادثی بوده که نیاز به امداد اولیه داشته و این اتفاقات، او را در مسیر یادگیری امداد و نجات و خدمت به دیگران قرار داده است.
معصومه جهانگیری میگوید: بعداز مشورت به این نتیجه رسیدیم که با نزدیکشدن فصل سرما و سردبودن هوای کشورهای فلسطین و لبنان، طرح تهیه لباس برای کودکان و زنان را اجرا کنیم.
ولیالله کارگر مقدم باجگیران، از سال۱۳۹۴ جشنهایی را برگزار میکند که در آن، بچههای تحت پوشش بهزیستی کنار مردم حضور دارند. میگوید: هر جشنی که برگزار میشد، همسایهها را نیز تحتتأثیر قرار میداد.
اینجا در مسجد امامحسن (ع) محله زارعین، بانوان دور هم جمع شدهاند تا با شرکت در پویش پاککردن زعفران و جمعآوری کمکهای نقدی و غیرنقدی، به جبهه مقاومت و مردم ستمدیده لبنان و غزه کمک کنند.
علی دسترس میگوید: پویش «بافتنیهای گرهگشا» با حضور خانمهای محله در مساجد اجرا شد و تصور نمیکردیم تا این اندازه خانمها پای کار باشند. نیتمان در این پویش این بود هر گرهی که میزنیم، گرهی از مشکل مسلمانی باز شود.
میرزا علیاکبر که اصالتی یزدی دارد و ۳۴ سال در حرم امام رضا (ع) مقرنسکاری، کاشیکاری و آیینهکاری کرده با حقوق بازنشستگی خودش و پولی که از بنیاد شهید میگیرد قبض ۱۱۰ خانواده را میپردازد.
آدمهای شهر ما که برای جبهه مقاومت در لبنان طلاهای خرد و کلانشان را جمع کرده اند، کم نیستند. غالبشان برای حرف زدن شرط میگذارند، این که نام و نشانشان پنهان باشد.
زهرا غلامیمقدم میگوید: وظیفه انسانی و اخلاقیمان ایجاب میکرد که کاری برای مردم جنگزده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
سیدحسن رئیس السادات ۳۰ سال است که برای هیئتها رایگان آشپزی میکند. آقاسید معمولا غذای نذری هیئت محلهاش را با کمک دوسه نفر از اهالی میپزد و تاکنون هیچوقت پیش نیامده که غذایش خراب شود.
راهاندازی خیریه امام جواد (ع) به دهه ۶۰ بر میگردد. این خیریه در ۲۳ نقطه از مشهد به نیازمندان افغانستانی خدمات ارائه میدهد. محمدقاسم هاشمی میگوید: نیازمندان افغانستانی مشهد را شناسایی کردیم.
مرحوم عبدالله رضوی، مشهور به «عبدالله میرزای ناظر» در انتخاب موضوع وقف، دقت فراوانی داشت و بههمیندلیل، موقوفاتی که از وی باقی مانده، در ایجاد فضاهای نوین امدادرسانی به مردم، توفیق فراوانی یافته است.
این چهارمین مدرسهای است که علیاکبر حسنزادهاصفهانی بانی ساختش شده است. مادر تسنیم ذبیحی میگوید: همیشه آرزو داشتم که دخترم بتواند در زنگ تفریح و ورزش به حیاط مدرسه بیاید.
سابقه آشنایی لیلا خسروی با جامعه مخاطبان بهزیستی به برادر معلولی برمیگردد که دیگر درمیان خانواده نیست. شاید همینها باعث شد که توانمندکردن افراد توانیاب به فهرست آرزوهای اولویتدار لیلا تبدیل شود.
این زوج نیکوکار سه بچه را در شرایط مختلف به فرزندخواندگی قبول کردند اما دست بر قضا اولی به رحمت خدا رفت؛ دومی پس از طلاق قطع ارتباط کرد و تنها فرزندخوانده سوم غمخوار این روزهای تنهایی آقای حسینزاده است.
جمیله کیمیایی یکی از بانوان فعال اهدای خون در مشهد میگوید: از زمانی که متوجه شدم به خاطر سالم بودن خونم، آن را به کودکان تزریق میکنند، انگیزهام برای اهدای مداوم خون خیلی بیشتر شده است.