نیکوکاری - صفحه 24

علیرضا اکرامی از شروع خدمتش تا یک سال بعد را در بخش آرایشگری حرم می‌گذراند و هم‌زمان برای کمک به افراد ناتوان و دارای مشکل جسمی محله که مشتاق زیارت هستند، پیش‌قدم می‌شود.
علی‌اکبر محمدی‌نیشابوری، یکی از ساکنان محله بهشتی است که تمام هم‌وغمش عمران و آبادانی روستاهاست و با وجود اینکه ۸۲ سال از زندگی‌اش می‌گذرد، همچنان مشغول‌به‌کار است.
زهرا صبوحی از مادرش چنین یاد می‌کند: همیشه به من می‌گفت «برو در حیاط را باز بگذار و درِ خانه همسایه‌ها را بزن و بگو بیایند روضه». می‌گفتم: «مادرجان! پرچم را می‌بینند و خودشان می‌دانند روضه است، اگر بخواهند می‌آیند». و این‌گونه سال‌به‌سال روضه ما شلوغ‌تر می‌شد.
سیدحلیم موسوی‌بحرینی شهروند بحرینی ایرانی را خیلی از اهالی مجتمع الماس امیرالمؤمنین(ع) می‌شناسند. با آمدن او و خانواده‌اش به این مجتمع، مفهوم همسایگی رنگ‌وبوی دیگری به خود گرفته است.
محمدصارم صفاری باغ ۲۲۰۰ متری‌اش را برای انجام کار‌های فرهنگی مانند کلاس‌های مشاوره ازدواج، اردو‌های تفریحی دانش‌آموزی، اردو‌های خانوادگی و کلاس‌های ورزشی در اختیار شهرداری قرار داده است.
خانه آرزو‌ها در محله شقایق ۲، سفیرانی دارد که تمام همّ و غمشان برآورده کردن خواسته‌های بچه‌هاست.
تاریخچه بیمارستان منتصریه به شاهزاده منتصرالملک که از ثروتمندان مشهد بود، برمی‌گردد. او فرزندی نداشت. بنابراین وصیت کرد که اموالش صرف ساخت بیمارستان شود. پس‌از درگذشت او، همسرش در خیابان «جنت» ساخت بنا را شروع کرد.
این عالم خیراندیش در تأسیس و  راه اندازی امور خیریه و  عام المنفعه اهتمام فراوانی داشت و  در  ایجاد حدود بیست مؤسسه خیریه نقش ارزنده‌ای ایفا کرد و  با بسیاری از  هیئات مذهبی مشهد ارتباط داشت.
فاطمه مجرایی می‌گوید: مسئولیت پایگاه بسیج را که برعهده گرفتم، اولین کارم دعوت از بانوان قدیمی و فعال محله برای کمک به نیازمندان بود تا دور هم جمع شویم و کار‌های خیر نظم بیشتری بگیرد.
این خیًر نیکوکار از همان زمانی که با چشمانش فقر و فلاکت مردم را دید، خیلی دوست داشت به آنها کمک کند و حالا سرپرستی هزارخانواده فقیر و فرزند یتیم را برعهده دارد.
مهدیار حسینی می‌گوید: بابای من قبلا در طبرسی شمالی‌۳۰ خادم مسجد حسین بن‌علی (ع) بود. از همان بچگی به من خیمه‌داری را یاد داد؛ چه‌جوری چای‌ریختن و این‌جورچیز‌ها را.
محسن ثابت توضیح می‌دهد که همه اهل محل به این روضه‌ها عادت کرده‌اند و به آن دلبستگی دارند؛ قبل از شروع محرم، یکی از خانم‌ها از من پرسید که امسال هم روضه‌ها برپا می‌شود؟به‌شوخی گفتم نه! پارسال بدهکاری بالا آورده‌ایم. آن خانم همان‌جا انگشتر طلایش را درآورد!
سیدحسین عبدی می‌گوید خاطرات جنگ، رهایش نمی‌کند و نمی‌گذارد در رفتار، گفتار، قضاوت‌ها و ارتباطش با خانواده، مشتری‌ها و هم‌محله‌ای‌ها، بی چارچوب و بدون قید‌و‌بند باشد.
قاسم زندشهری در سال‌های اولیه زندگی با وجود اینکه در منزل اجاره‌ای بودند، نصف درآمدش را برای ائمه (ع) کنار می‌گذاشت. خانه ۶۰ متری آغازکننده مراسم‌های مذهبی او شد.
کربلایی‌یحیی هشت‌سالی می‌شود که درزمینه بازسازی، ترمیم و طلا‌کاری گلدسته‌های حرم امیرالمؤمنین‌علی (ع)، مرمت صحن فاطمه‌الزهرا (س) و ... فعالیت می‌کند. او دو‌بار در سال افتخاری، عازم عراق می‌شود و هر رفت‌وبرگشتش دو ماه زمان می‌برد.
چند نسل از اهالی محله وقتی علت مسجدی شدن خود را می‌گویند، فقط از «بابا الهی» نام می‌برند. علی‌اصغر الهی معروف به «بابا الهی»، پیرمرد خوش‌رفتار محله حسین‌آباد است.
همه‌چیز از دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت چند جوان متخصص در حوزه‌های کارآفرینی، آی‌تی و کسب‌و‌کار شروع شد.امیرحسین صالحی می‌گوید: در تحقیقاتمان متوجه شدیم شیوه‌های سنتی چالش‌هایی دارند.
حاج‌آقا پوراسلامی تعریف می‌کند: روزی همراه پدرم به‌سمت مدرسه علمیه گلشن در شهر نیشابور حرکت می‌کردم؛ یکی از همسایه‌ها به پدرم نهیب زد که بگذار این پسر در کشاورزی بازویت باشد. او جواب داد: من این پسر را وقف امام‌زمان (عج) کرده‌ام.
امیررضا اختری، نخبه محله حسین‌آباد قصد داشته پزشک باشد، اما درنهایت پزشک روح بودن را به پزشک جسم بودن ترجیح داده و معلم شده است.
بعد از طواف اول، درست در پشت مقام ابراهیم از شدت گرما و ازدحام جمعیت روی زمین افتادم. خیلی سریع برادران بنگلادشی و مصری دور من حلقه زدند. آب روی سر و صورتم ریختند.