درست نزدیک هفته دفاع مقدس، رزمنده جنگ تحمیلی اهل محله سجادیه از میان ما پر کشید و به سرای باقی رفت. جواد خدادادزاده، سرهنگ بازنشسته ارتش، اردیبهشت سال گذشته سوژه شهرآرامحله بود.
عبدالمجید عصاری ازطریق قلمش، کارهای خیر انجام داده است. او با مجوز دادستان، داستان زندگی پسری را به نگارش درمیآورد که ۱۲ سال به اتهام مشارکت در قتل، زندان بود و در کانالش منتشر میکند.
نسرین شبانی نزدیک به ۲۰ سال است که به بانی خیر محله طرق معروف شده و خانمهای دیگر محله هم در جمعآوری کمکهای مردمی بهمنظور تهیه جهیزیه زوجهای جوان، موادغذایی برای نیازمندان و... یاریاش میکنند.
معروف شدن حسین محمدنژاد به حسینِ آره به اوایل انقلاب برمیگردد؛ زمانی که قصد ثبتنام در پایگاه بسیج محله را داشت، وقتی نامش را صدا زدند و قصد پرسش نام خانوادگیاش را داشتند، در جواب گفت: «آره»
اینجا آسایشگاه جانبازان امامخمینی(ره) در بوستان ملت است؛ جایی که برای جانبازان قطع نخاعی که قادر به کمترین حرکت نیستند، راهاندازی شد.؛ شهدای زندهای که هر لحظه ممکن است نیاز فوری به پزشک داشته باشند.
برات شیری، مردِ گاریدارِ محله پروین اعتصامی همان واقف زمینِ مسجد امامحسین(ع) در محله بهارستان است که همه هموغمش آباد کردن خانه خدا و در کنارش تامین رفاه مردمِ محروم است.
هادی سوقندی بیستسالی میشود که مغازه سوپرمارکت دارد. او یکی از کاسبان معتمد و امین محله است که مشتریها و مغازهدارهای اطرافش بدون حسابدفتری از او خرید میکنند.
همهچیز از یک اتفاق شروع شد؛ اتفاقی که برای سیدهمریم حسینیان به منزله ورود به مسیری تازه و خیرخواهانه در زندگیاش بود؛ «در صف نماز، خانمی دخترم را که فقط پانزدهسال داشت، برای پسرش پسندید.»
چند سالی است که اردوهای جهادی در اقصی نقاط کشور فعال شده و کارهای قابل توجهی انجام دادهاند. این گزارش روایتی از حضور جهادگران کرمانی است که برای خدمت به محله پنجتن مشهد آمده بودند.
بهروز جوانشیر پدر چهار فرزند معلول زندگیاش را مرهون لطف و کرم امام رضا (ع) میداند.
وضعیت وخیم معیشتی همسایهها خلیلالله نیازی را بر آن داشته است که قبل از هر چیزی به فکر مستمندان محله باشد. او از ابتدای دهه۸۰ تا کنون نام بیشاز هزار خانوار نیازمند را فهرست کرده است.
ماهمنیر عظیمی، بهورز مامای مرکز بهداشت طرق در سالهای ۵۹ تا ۸۹، به طور میانگین برای هر خانواده ساکن طرق سهنوزاد به دنیا آورده است.
برای محسن خردمندروشن قابلی ندارد، تعارف نیست. سررسید مقابلش، این را تأیید میکند. صفحات آن پر است از نام همسایههایی که گوشت را به نسیه بردهاند.
همسایههای قدیمی خیابان قائم۱۹ در محله کوی دکترا، شصتسال را کنار هم گذرانده و در این سالها مثل خانواده به هم نزدیک بودهاند. هرموقع نیاز مالی پیشآمده است، سراغ صندوق قرضالحسنه مسجد محله رفتهاند.
دکتر علی دایینژاد، پزشک فعال در حاشیه شهر است. او تا بهبودی بیمار تنها یک مرتبه هزینه ویزیت از او دریافت میکند.
ورثه مرحوم فروغی که از خیران محله مهرآباد هستند، با اعضای هیئت خانگی «هیئت شیفتگان ولایت امیرالمومنین (ع)» آشنا شدند و ساختمانی دوطبقه را با نیت وقف، بهصورت یک ساله در اختیار اعضای هیئت گذاشتند.
«سیدهپروین رضویکاشانی» کاری کرد که حتی وقتی در این دنیا نیست، در و دیوار خانهاش عشق به ائمه را به دوش بکشند. خانه چندمتری بیبی این سعادت را داشت که وقف ذکر ائمه(ع) بشود.
از حدود یکماهونیم پیش شروع کردهایم به جمعکردن کمکها. همهجورهاش را داریم؛ از ۱۰ هزار تومان تا ۵ میلیونتومان. هرکس به قدر وسعش همراهی میکند. یک خانواده داریم که پذیرایی چای را به عهده گرفتهاند.
اکرم دبیری میگوید: حدود هشت سال پیش، سرگردانی زائران را که دیدم، با همسرم مشورت کردم و گفتم اگر موافق است، آنها را به خانهمان دعوت کنم. او هم استقبال کرد و اولین زائران به خانه ما آمدند.
این روزها شهر پر از زائر شده است، «خادمالرضا»ها را هم هرجای شهر میتوان دید؛ خادمهایی که خدمت در خارج حرم برایشان لذتبخش است.