نیکوکاری - صفحه 22

ولی‌الله کارگر مقدم باجگیران، از سال‌۱۳۹۴ جشن‌هایی را برگزار می‌کند که در آن، بچه‌های تحت پوشش بهزیستی کنار مردم حضور دارند. می‌گوید: هر جشنی که برگزار می‌شد، همسایه‌ها را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌داد.
اینجا در مسجد امام‌حسن (ع) محله زارعین، بانوان دور هم جمع شده‌اند تا با شرکت در پویش پاک‌کردن زعفران و جمع‌آوری کمک‌های نقدی و غیرنقدی، به جبهه مقاومت و مردم ستمدیده لبنان و غزه کمک کنند. 
علی دسترس می‌گوید: پویش «بافتنی‌های گره‌گشا» با حضور خانم‌های محله در مساجد اجرا شد و تصور نمی‌کردیم تا این اندازه خانم‌ها پای کار باشند. نیتمان در این پویش این بود هر گرهی که می‌زنیم، گرهی از مشکل مسلمانی باز شود.
میرزا علی‌اکبر که اصالتی یزدی دارد و ۳۴ سال در حرم امام رضا (ع) مقرنس‌کاری، کاشی‌کاری و آیینه‌کاری کرده با حقوق بازنشستگی خودش و پولی که از بنیاد شهید می‌گیرد قبض ۱۱۰ خانواده را می‌پردازد.
آدم‌های شهر ما که برای جبهه مقاومت در لبنان طلا‌های خرد و کلانشان را جمع کرده اند، کم نیستند. غالبشان برای حرف زدن شرط می‌گذارند، این که نام و نشانشان پنهان باشد.
زهرا غلامی‌مقدم می‌گوید: وظیفه انسانی و اخلاقی‌مان ایجاب می‌کرد که کاری برای مردم جنگ‌زده لبنان و فلسطین انجام دهیم. پخت آش و فروشش مطرح شد و همه بانوان به نوعی پای کار آمدند.
سیدحسن رئیس السادات ۳۰ سال است که برای هیئت‌ها رایگان آشپزی می‌کند. آقاسید معمولا غذای نذری هیئت محله‌اش را با کمک دوسه نفر از اهالی می‌پزد و تاکنون هیچ‌وقت پیش نیامده که غذایش خراب شود.
راه‌اندازی خیریه امام جواد (ع) به دهه ۶۰ بر می‌گردد. این خیریه در ۲۳ نقطه از مشهد به نیازمندان افغانستانی خدمات ارائه می‌دهد. محمدقاسم هاشمی می‌گوید: نیازمندان افغانستانی مشهد را شناسایی کردیم.
مرحوم عبدالله رضوی، مشهور به «عبدالله میرزای ناظر» در انتخاب موضوع وقف، دقت فراوانی داشت و به‌همین‌دلیل، موقوفاتی که از وی باقی مانده، در ایجاد فضا‌های نوین امدادرسانی به مردم، توفیق فراوانی یافته است.
این چهارمین مدرسه‌ای است که علی‌اکبر حسن‌زاده‌اصفهانی بانی ساختش شده است. مادر تسنیم ذبیحی می‌گوید: همیشه آرزو داشتم که دخترم بتواند در زنگ تفریح و ورزش به حیاط مدرسه بیاید.
سابقه آشنایی‌ لیلا خسروی با جامعه مخاطبان بهزیستی به برادر معلولی برمی‌گردد که دیگر در‌میان خانواده نیست. شاید همین‌ها باعث شد که توانمند‌کردن افراد توان‌یاب به فهرست آرزو‌های اولویت‌دار لیلا تبدیل شود.
این زوج نیکوکار سه بچه را در شرایط مختلف به فرزندخواندگی قبول کردند اما دست بر قضا اولی به رحمت خدا رفت؛ دومی پس از طلاق قطع ارتباط کرد و تنها فرزندخوانده سوم غمخوار این روزهای تنهایی آقای حسین‌زاده است.
جمیله کیمیایی یکی از بانوان فعال اهدای خون در مشهد می‌گوید: از زمانی که متوجه شدم به خاطر سالم بودن خونم، آن را به کودکان تزریق می‌کنند، انگیزه‌ام برای اهدای مداوم خون خیلی بیشتر شده است.
زمانی‌که در مسجد مسجد چهارده‌معصوم (ع) درباره بافت لباس گرم اطلاع‌رسانی شد خانم‌ها با روی باز استقبال کرد‌ند و به این ترتیب هر بانویی بافتنی بلد است به مسجد آمد و کار را شروع کرد.
خاطره رضا قصاب باوفا مربوط به وقتی است که اهالی محل دست به دست هم دادند تا خبر فوت پدرش را طوری به او بگویند که برایش قابل‌تحمل باشد.
زهراخانم دختران بسیاری را در این سال‌ها با خودش همراه کرده است. یکی از بهترین خاطراتی که در این اردو‌ها دارد رنگ‌آمیزی مزار شهداست.
حرف‌های این پزشک به دل بیماران سرطانی می‌نشیند، چون خودش هم مبتلاست. او همه عمرش را برای درمان بیماران سرطانی گذاشته است، اما چندسالی است که خودش با بیماری سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند.
داستان از خواب مادرشهید شروع شد که برای ادای نذر پسرش، با همکاری اهالی محل، در مسجد امام هادی (ع) کاچی پخت. پس از ۱۵ سال هنوز ساکنان انتهای محله بهشتی سه‌شنبه‌ها در مسجد کاچی می‌پزند.
جهادگران اردوی جهادی شهید‌حسینی منازل نیازمندان حاشیه شهر را تعمیر می‌کنند. آن‌ها از ساعت ۶ صبح تا ۱۱ شب به‌طور مداوم کار می‌کنند تا بتواند هر‌چه سریع‌تر کار را به پایان رسانده و منزل را تحویل دهند.
زهراخانم در‌میان اهالی محله و همسایه‌ها معروف است به «خانم مشکل‌گشا». از سیس‌آباد گرفته تا پنج‌تن و التیمور و گلشهر، کسی نیست که حداقل یک‌بار نامش را نشنیده باشد.