بعد از طواف اول، درست در پشت مقام ابراهیم از شدت گرما و ازدحام جمعیت روی زمین افتادم. خیلی سریع برادران بنگلادشی و مصری دور من حلقه زدند. آب روی سر و صورتم ریختند.
دیدن علاقه بچهها به حضور در مسجد سبب شد احمدآقا تصمیم بگیرد محیط مسجد را برای حضور آنها آماده کند؛ پیشنهاد داد پنجشنبهها یک ساعت مانده به اذان مغرب همراه سایر دوستانشان میتوانند به مسجد بیایند تا دور هم بازی کنند.
رد پای فعالیت و همکاری اهالی در جایجای محله دیده میشود. مسجد چهاردهمعصوم (ع) پایگاه اجرایی محل تجمع مردم است. سیدموسی عبداللهی، امام جماعت مسجد محله میگوید: امسال بیشتر خانههای اطراف مسجد یعنی از پورسینای۴۴ تا ۶۴ پای کار بودند.
در پنجمین کوچه از خیابان چهنو، سردر حسینیه بیت العباس خودنمایی میکند.بهانه تاسیس آن هم، یک جلسه خانوادگی بوده و با کمک خیّری ساخته شده است.
یکسالی میشود که پساز آن تصادف سخت، سیدیحیی در بستر بیماری افتاده و دیگر نتوانسته است از خانه بیرون بیاید، در این مدت همسایهها از او مراقبت میکنند.
دکتر اسماعیلزاده، بیش از ۱۵ سال است که روزهای تعطیلش را در شهرک شیرین، به ویزیت رایگان بیماران نیازمند میگذراند.
قدیمیترین خبر درباره وکیلآباد از مشاعرهای بین ایرجمیرزا و صاحب باغ وکیلآباد به دست آمده است. در این مشاعره ایرجمیرزا از صاحب باغ میخواهد بوقلمونی را که وعده داده بوده است، به وی بدهد.
حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدامین هاشمی طلبه جهادگر یکی از بسیار افرادی بود که بعد از سیل به یاری خانوادههای سیل زده شتافت، او از کارواشش هم مایه گذاشت و خودروهای سیلزده را رایگان صفرشویی کرد.
علی شعبانی میگوید: بنّایی بلد نیستم، اما میتوانستم ماشین همسایه را مجانی تعمیر کنم تا کمکی کرده باشم؛ بنابراین گفتم فردا صبح ماشینش را به تعمیرگاه بیاورد.
خانم فضائلی همیشه دستی بر آتش داشته و به قول همسایههایش در هر کاری دستش خیر است و فقط به خاطر ذخیره کردن «توشه آخرت» خود از این کوچه به آن کوچه سر میزند.
ناهید پورعباس میگوید: با امکانات موجود، هر توانیاب حداکثر ماهی یک بار نوبتش میشود. برخی از زائرانمان ماهها و حتی برخی دو سال است که رنگ حرم را ندیدهاند و بهشدت دلتنگ هستند.
نخستین مرکز نگهداری بیماران صعبالعلاج ایران (هاسپس) در مشهد به همت بنیاد خیریه دکتر رضا خطیب به زمین زده شد؛ بنیادی که از دل منطقه ثامن و به همت یکی از ساکنان قدیمی آن برخاسته است.
محمود اسماعیلی میگوید: پلاکت نیاز بیماران سرطانی و بیماران خاص است. خدا را شکر میکنم که بهخاطر گروه خونی خاص، اهداکننده پلاکت شدهام. اهدای پلاکت یک ساعت زمان میبرد.
اعضای این مجموعه با همراهی بنیاد عماد لحظات شادی را سپری کردند. برپایی این مراسم کمک کرد تا اعضای مجموعه الهیه، لحظات خوبی را سپری کنند و برای دقایقی از رنجها و سختیهایی که دارند، فاصله بگیرند.
حاجمحمد انوشیروانی یکی از قدیمیهای کوچه حمام باغ بود که با نام فرزند شهیدش کارهای نیک فراوانی همچون: ساخت حسینیه در گناباد، ساخت درمانگاه و مدرسه در روستای علیآباد جاده سیمان و... انجام داد.
صدیقه حیدرنژاد، بانوی امین خیرانی است که میخواهند نذوراتشان به دست نیازمندان واقعی برسد. یکی از کارهای همیشگی او رساندن کمکهای نقدی مردم به افراد نیازمند است.
پاکبان قدیمی و شریف مشهدی ۳ میلیارد تومان تراولچک را به صاحبش برگرداند. محمدرضا یزدانی میگوید: افتخار میکنم، چون کارم خیلی سخت است، ولی نان حلال دارد.
عمق نیاز منطقه به فعالیتهای جهادی، سیدمحمدرضا انباییحسینی را که در رشته ریاضی فیزیک تحصیل میکرد، به این باور رساند که باید انتخاب رشتههای مهندسی در دانشگاه را بیخیال شود.
لیلا محمدزاده میگوید: دلخوشی ما این است که بهعنوان مثال ببینیم دانشآموزی که ابتدای سال سلام نمیکرد یا به مهمانی نمیرفت، حالا دارد با دیگران ارتباط برقرار میکند. شاید یکی از دستاوردهای بزرگ ما همین حمایتهای روحی و روانیمان باشد.
«دبیرستان نوین» خیابان آیتالله بهجت منطقه ثامن را خیلیها با نام واقفش میشناسندش و میگویند؛ مدرسه اعتضاد! حاج محمدعلی اعتضاد این دبیرستان را سال ۱۳۴۷ وقف کرد.