نیکوکاری - صفحه 26

این عالم خیراندیش در تأسیس و  راه اندازی امور خیریه و  عام المنفعه اهتمام فراوانی داشت و  در  ایجاد حدود بیست مؤسسه خیریه نقش ارزنده‌ای ایفا کرد و  با بسیاری از  هیئات مذهبی مشهد ارتباط داشت.
فاطمه مجرایی می‌گوید: مسئولیت پایگاه بسیج را که برعهده گرفتم، اولین کارم دعوت از بانوان قدیمی و فعال محله برای کمک به نیازمندان بود تا دور هم جمع شویم و کار‌های خیر نظم بیشتری بگیرد.
این خیًر نیکوکار از همان زمانی که با چشمانش فقر و فلاکت مردم را دید، خیلی دوست داشت به آنها کمک کند و حالا سرپرستی هزارخانواده فقیر و فرزند یتیم را برعهده دارد.
مهدیار حسینی می‌گوید: بابای من قبلا در طبرسی شمالی‌۳۰ خادم مسجد حسین بن‌علی (ع) بود. از همان بچگی به من خیمه‌داری را یاد داد؛ چه‌جوری چای‌ریختن و این‌جورچیز‌ها را.
محسن ثابت توضیح می‌دهد که همه اهل محل به این روضه‌ها عادت کرده‌اند و به آن دلبستگی دارند؛ قبل از شروع محرم، یکی از خانم‌ها از من پرسید که امسال هم روضه‌ها برپا می‌شود؟به‌شوخی گفتم نه! پارسال بدهکاری بالا آورده‌ایم. آن خانم همان‌جا انگشتر طلایش را درآورد!
سیدحسین عبدی می‌گوید خاطرات جنگ، رهایش نمی‌کند و نمی‌گذارد در رفتار، گفتار، قضاوت‌ها و ارتباطش با خانواده، مشتری‌ها و هم‌محله‌ای‌ها، بی چارچوب و بدون قید‌و‌بند باشد.
قاسم زندشهری در سال‌های اولیه زندگی با وجود اینکه در منزل اجاره‌ای بودند، نصف درآمدش را برای ائمه (ع) کنار می‌گذاشت. خانه ۶۰ متری آغازکننده مراسم‌های مذهبی او شد.
کربلایی‌یحیی هشت‌سالی می‌شود که درزمینه بازسازی، ترمیم و طلا‌کاری گلدسته‌های حرم امیرالمؤمنین‌علی (ع)، مرمت صحن فاطمه‌الزهرا (س) و ... فعالیت می‌کند. او دو‌بار در سال افتخاری، عازم عراق می‌شود و هر رفت‌وبرگشتش دو ماه زمان می‌برد.
چند نسل از اهالی محله وقتی علت مسجدی شدن خود را می‌گویند، فقط از «بابا الهی» نام می‌برند. علی‌اصغر الهی معروف به «بابا الهی»، پیرمرد خوش‌رفتار محله حسین‌آباد است.
همه‌چیز از دغدغه‌مندی و احساس مسئولیت چند جوان متخصص در حوزه‌های کارآفرینی، آی‌تی و کسب‌و‌کار شروع شد.امیرحسین صالحی می‌گوید: در تحقیقاتمان متوجه شدیم شیوه‌های سنتی چالش‌هایی دارند.
حاج‌آقا پوراسلامی تعریف می‌کند: روزی همراه پدرم به‌سمت مدرسه علمیه گلشن در شهر نیشابور حرکت می‌کردم؛ یکی از همسایه‌ها به پدرم نهیب زد که بگذار این پسر در کشاورزی بازویت باشد. او جواب داد: من این پسر را وقف امام‌زمان (عج) کرده‌ام.
امیررضا اختری، نخبه محله حسین‌آباد قصد داشته پزشک باشد، اما درنهایت پزشک روح بودن را به پزشک جسم بودن ترجیح داده و معلم شده است.
بعد از طواف اول، درست در پشت مقام ابراهیم از شدت گرما و ازدحام جمعیت روی زمین افتادم. خیلی سریع برادران بنگلادشی و مصری دور من حلقه زدند. آب روی سر و صورتم ریختند.
دیدن علاقه بچه‌ها به حضور در مسجد سبب شد احمدآقا تصمیم بگیرد محیط مسجد را برای حضور آنها آماده کند؛ پیشنهاد داد پنج‌شنبه‌ها یک ساعت مانده به اذان مغرب همراه سایر دوستانشان می‌توانند به مسجد بیایند تا دور هم بازی کنند.
رد پای فعالیت و همکاری اهالی در جای‌جای محله دیده می‌شود. مسجد چهارده‌معصوم (ع) پایگاه اجرایی محل تجمع مردم است. سیدموسی عبداللهی، امام جماعت مسجد محله می‌گوید: امسال بیشتر خانه‌های اطراف مسجد یعنی از پورسینای‌۴۴ تا ۶۴ پای کار بودند.
در پنجمین کوچه از خیابان چهنو، سردر حسینیه بیت العباس خودنمایی می‌کند.بهانه تاسیس آن هم، یک جلسه خانوادگی بوده و با کمک خیّری ساخته شده است.
یک‌سالی می‌شود که پس‌از آن تصادف سخت، سیدیحیی در بستر بیماری افتاده و دیگر نتوانسته است از خانه بیرون بیاید، در این مدت همسایه‌ها از او مراقبت می‌کنند.
دکتر اسماعیل‌زاده، بیش از ۱۵ سال است که روز‌های تعطیلش را در شهرک شیرین، به ویزیت رایگان بیماران نیازمند می‌گذراند.
قدیمی‌ترین خبر درباره وکیل‌آباد از مشاعره‌ای بین ایرج‌میرزا و صاحب باغ وکیل‌آباد به دست آمده است. در این مشاعره ایرج‌میرزا از صاحب باغ می‌خواهد بوقلمونی را که وعده داده بوده است، به وی بدهد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدامین هاشمی طلبه جهادگر یکی از بسیار افرادی بود که بعد از سیل به یاری خانواده‌های سیل زده شتافت، او از کارواشش هم مایه گذاشت و خودرو‌های سیل‌زده را رایگان صفرشویی کرد.