برای دیدن یک کارتنخواب ساعت 7 صبح راهی پاتوقش میشویم؛ اما به جز چند پتوی کهنه که روی شاخههای سبز یک درخت پنهان شده است، هرچه میگردیم نشانی از کارتنخواب نمیبینم. همواره کسبه و ساکنان از حضور کارتنخوابها در مجاورت خود گلایه و شکایت میکنند؛ اما داستان امیر متفاوت است و همه با اشاره به خصوصیات خوبی که دارد از این کارتنخواب تنها تعریف و تمجید میکنند. او 4 سال است که بیشتر شبها به اینجا میآید.
در میان آنها چشمم به اسماعیل افتاد، کودکی که 3سال در حاشیه میدان بسیج و خیابان فداییان اسلام دستفروشی میکرد و برای روز جهانی مبارزه با کار کودکان با او گفت وگو کرده بودیم. بعد از خوش و بش دوستانه با او متوجه شدم 2سال است که دستفروشی را رها کرده و برای تأمین هزینههای خانوادهاش به جمعآوری ضایعات روی آورده است. او درباره دلیل انجام کارش گفت: «دست فروشی کار پراسترسی بود و سرمایه زیادی هم لازم داشت که ممکن بود آن را به راحتی از دست بدهم. این کار کثیف است و ممکن است بیمار شوم، اما بهتر از دستفروشی است.
روزانه بیش از 75تن زباله از محلات منطقه 12 شهرداری مشهد جمعآوری میشود. این در حالی است که از ابتدای سال98، بیش از یکصد جایگاه موقت تفکیک و مخزن زباله در محلات منطقه تعبیه و جانمایی شده است. همچنین یک ایستگاه مبادله پسماند خشک در محله جاهدشهر، جنب بوستان نیایش راهاندازی شده که شهروندان میتوانند زباله های بازیافتی خود را برای عرضه به این ایستگاه ارائه کنند.
اینجا یکی از فرعیهای خیابان ایثارگران است. 2کوچه بالاتر پیرمردی ژولیده کیسه بزرگی در دست دارد و زباله ها را زیرورو میکند. او آرام و بیتوجه به اطرافش میان پلاستیکهای زباله چراغقوه میاندازد.
بهخاطر اینکه از دست مأموران شهرداری در امان باشیم، خیلی وقتها شب زباله ها را انبار میکنیم و صبح زود میبریم. اگر سهچرخه را ببینند، به پارکینگ میبرند.
محمداسماعیل قرهباغی 26سال است که در این شهر پاکبانی میکند و در میان مردم به امانتداری و پاکدستی شهره شده است اما نامهربانیهایی چون صدا کردن پاکبانان با لفظ «آشغالی» و ریختن زباله ها در جویها او را آزرده خاطر میکند.
جلال پیشدستی میکند و میگوید: قاب دوربینتان را روی صورت من زوم کنید و ببینید فاضلاب این کوچه با من چه کرده است.