هنرمند - صفحه 30

کارگاه علیزاده، یکی از ده‌ها موردی است که چراغ انگشترسازی در خیابان شهید مفتح را پرفروغ نگه داشته و نام محله طلاب را به‌عنوان قطب این هنر، سر زبان هنردوستان ایرانی و خارجی انداخته است.
دل‌چسب‌ترین کار قدیر منوچهری هنرمند مجسمه ساز و پیکیرتراش محله بهشتی ، طرح «ضامن آهو» است که الهام‌گرفته از اثر استاد فرشچیان است و در کوهسنگی و روی تنه درخت خشکی کار کرده است.
بچه کوچه جوادیه ۳ سال است که شروع کرده به ثبت مفاهیم و مصادیق «همسایگی» در محله قدیمی‌اش؛ از جمع‌آوری اسناد و عکس‌ها گرفته تا مصاحبه با قدیمی‌های محل.
پدر ماریا آقاپور، اهل نقاشی و خوش‌نویسی و ساز بود و استادان بزرگ هنر در خانه‌شان رفت‌وآمد داشتند. به همین‌دلیل از کودکی گوشش با انواع نوا‌ها و چشمش با انواع رنگ‌ها آشنا شد.
همه آنهایی که اسبی دارند، وقتی بخواهند از فردی نام ببرند که نعل‌بندی‌اش حرف ندارد، اسم آقاعزیز ابراهیمی را می‌آورند؛ مردی که چند سالی است کارش را به جوان‌ترها سپرده و خودش رفته است سراغ آهنگری.
نوجوانان مناطق۳ و ۴ برای اینکه جوایز مسابقه «افتخار محله من «را از آن خود کنند، کافی بود قدری به محله‌شان و آدم‌هایش توجه کنند، کسی را که آبروی محله می‌دانند به ما معرفی کنند و بگویند چرا او را افتخار محله می‌دانند.
مداح سرشناس مشهدی، خدمت به اهل بیت (ع) را با آموزش به نوجوانان کامل کرده است و از میان ۱۵۰ شاگردش تاکنون حدود بیست نفر مداح و دکلمه‌خوان و ده نفر خادم حرم مطهر شده‌اند. می‌گوید: روش آموزش، تقلیدی است.
حسین دانش تبریزی یکی از عکاسان قدیمی ساکن محله بهشتی می‌گوید: آقایی به عکاسخانه آمده بود، موقع عکس گرفتن دیدم دهانش را باز کرده و می‌گوید از این دندانم عکس بگیر!
فاطمه ستایش، زهرا زنده‌دل و زینب اخوت، از محلات فردوسی و چهاربرج، خبرنگاری را به‌صورت غیرحرفه‌ای از حدود سه‌چهار سال قبل ضمن ارتباط با مردم و انجام گفتگو‌های عادی شروع کردند.
عشق و علاقه به دانستن درباره جزئیات زندگی فوتبالیست‌ها باعث می‌شد همیشه یک علامت تعجب بزرگ در ذهن جواد باشد که چرا کسی داستان زندگی فوتبالیست‌ها را مستندنگاری نمی‌کند.
خواندن یکی از حکمت‌های کتاب نهج‌البلاغه در ده‌سالگی، زهرا خیابان‌طلب، نوجوان پانزده‌ساله را علاقه‌مند به این کتاب کرد.
نرگس مشیری می‌گوید: آرامش، سهم بزرگ من از انس با آیه‌های قرآن است؛ آرامشی که وصف‌کردنی نیست. در شرایط بحرانی زندگی، من نسبت‌به بقیه آرام‌تر و صبورتر‌م و این برایم نعمت بزرگی است.
جواد حجتی می‌گوید: در گذشته میل سرمه‌دان برنجی بود و از پاکستان وارد کشور می‌شد. پدرم به فکر تولید آن افتاد. او در انبار‌های چوب اطراف مشهد، چوب‌های سپیدار را برای کار انتخاب می‌کرد.
این نوجوان با تشویق خانواده و مسئولان مدرسه گزارشگر برنامه‌های مختلف شده است. می‌گوید: بین خانواده و اطرافیانم و حتی در مدرسه، همه از بیان و روابط‌عمومی من تعریف می‌کردند.
اولین علاقه‌مندی حمیدرضا ربانی، خبرنگاری است؛ او یک‌سال‌و‌نیم پیش، کارش را با تهیه گزارش برای کانال مسجد محله شهیدآوینی آغاز کرد و حالا خبرنگار کانال خبرگزاری محلی «بسیج گلشهر» است.
ناهید آذرنوش خبرنگار باانگیزه، سال‌۱۴۰۱ در نخستین رویداد رسانه‌ای «رج» شرکت کرد و با گوشی مدل پایین خودش، گزارشی تصویری از خیابان تاجرآباد تهیه کرد و موفق به کسب مقام سوم این رویداد رقابتی شد.
کربلایی محمد صفرزاده می‌گوید: یکی از شغل‌های مهم قدیم، آهنگری بود. اصلی‌ترین آهنگری‌های مشهد در حوالی دروازه‌قوچان (میدان توحید فعلی)، بست پایین‌خیابان، کوچه سیابون و خیابان سرخس واقع بودند. 
جوان فعال محله امیرآباد مجری‌ است که درکنار اجرا، هم درس می‌خواند، هم در داروخانه کار می‌کند، هم مستند می‌سازد و هم ورزش می‌کند.
علی مسعودی می‌گوید: خودم خیلی شکمو هستم برای همین از رستوران‌های مشهد زیاد برای دوستانم تعریف می‌کنم. به نظر من رستوران‌گردی از جاذبه‌های گردشگری مشهد است.
دانش‌آموز، مداح، بازیگر تعزیه‌خوان، شاغل و نان‌آور، عنوان‌هایی است که علیرضا نصرتی اکنون در هجده‌سالگی آنها را دارد. این نوجوان محله سیدرضی سختی‌ها و پستی‌وبلندی‌های بسیاری را در زندگی‌اش سپری کرده است.