تاریخی - صفحه 49

حدود 150سال قبل وقف بزرگی در حرم‌مطهر ثبت شد که واقفش مردی به‌نام آق‌بابا بود. کسی‌ که در کوچه و بازار مردم او را با نام «حاج‌آقاجان» می‌شناختند. او که معمار‌باشی بود و صحن آزادی را به دستور علی‌نقی‌میرزا، پسر فتحعلی‌شاه، ساخت، درست در مجاورت همین بنا در پشت باغ‌ رضوان چندهزار متر زمینش را هم وقف امام‌رضا(ع) کرد.
ورودی غربی حرم امام‌رضا(ع)، درست نقطه‌ای که باید با گذر از بازار فرش قدیمی به آن رسید، با مسجدی زینت یافته‌ که هرکسی آن را به یک نام می‌شناسد؛ یکی «شاه» می‌نامد و دیگری «هفتادودوتن». در حقیقت این مکان قبل از مسجد شدن، آرامگاه «امیر غیاث‌الدین ملک‌شاه» بوده و گویا سال‌ها بعد از فوت و دفنش در سرداب مقبره، تبدیل به مسجد شده و از زمان ساخت محراب کج داخل آن (برای تبدیل شدن به مسجد) نام «شاه» -برگرفته از لقب خود امیر غیاث‌الدین- گرفته است.
نام «حاج‌نائب علی‌اکبرخان» که بیش از ۱۳۰سال از فوتش می‌گذرد، هنوز هم در اسناد تاریخی مشهد پررنگ است؛ نه به‌دلیل کارگزاری‌اش در حکومت قاجار، بلکه بیشتر به‌سبب دست خیری که داشت و دو مسجدی که در بالاخیابان ساخت. یکی از مساجد او «نائب» نام داشت که این روزها مردم آن را به نام امام‌جماعت سابقش، یعنی «ملاهاشم»، می‌شناسند. این مسجد که خشت‌به‌خشتش با روح مردم گره خورده و هر صبح صدای اذان از گلدسته‌هایش بلند می‌شود، عمرش به حدود 180سال پیش می‌رسد.
درواقع مدتی پس از آغاز اجرای طرح شارستان برای اتصال خیابان آیت‌الله شیرازی به طبرسی نگذشته بود که معارض‌بودن مسجد مروی‌‌ها رسانه‌ای شد. از طرف دیگر، طبق توافق اولیه نماینده اداره اوقاف، شهرداری و متولی قرار بر این بود تا مسجد تبدیل به احسن شود. با همه این همراهی‌ها، در ادامه حاشیه‌هایی ایجاد شد که جلو تخریب این مسجد را گرفت، اما درب مسجد از سال1398 تاکنون بسته است و مردم درخواست بازگشایی آن را دارند
کوچه امام‌خمینی24 را قدیمی‌ها به‌نام کوچه «سینما آسیا» می‌شناسند؛ سینمایی که زمانی پاتوق جوانان مشهدی بود. آن‌طور که می‌گویند، این کوچه امتداد خیابان ارگ قدیم بوده است. این معبر که از سمت دیگر آن «آخوند خراسانی9» نام‌گذاری شده است، کوچه‌ای باریک ولی پرجنب‌وجوش و تاریخی است. از بناهای به‌جامانده در این کوچه می‌توان به مطب دکتر اسکندری اشاره کرد. البته چند ساختمان مربوط به دهه چهل مانند بیمه ایران و خانه شالچی هنوز در این خیابان قرار دارند.
خانه موسوی (پریشانی) یکی از خانه‌های قدیمی و تاریخی مشهد است که در سال 1384 در فهرست آثار ملی قرار گرفت. تمام شهرت این خانه قدیمی و تاریخی به هنر و معماری خاص آن است که توسط صاحب اولیه این خانه با نهایت وسواس و ریزبینی در جای‌جای آن مشهود است. خانه موسوی (پریشانی) انتهای خیابان نوغان 6، کوچه محمدزاده قرار دارد و شکوه و جلال اولیه خود را از دست داده است اما اگر عینک زیبابینی به چشم بزنید و گرد و غبار ناملایمات روزگار را با دست از آینه نمایش پاک کنید، حتما زیبایی‌های این خانه را خواهید دید.
ابتدای دهه 50 بود که هواشناسی در ایران رواج یافت. تا قبل از آن پیش‌بینی هوا برای کسی مهم نبود. کشاورزان برای کاشت و برداشت‌های خود به شیوه‌های سنتی عمل می‌کردند و مردم عادی هم کارها و فعالیت‌های مهمشان را به قضا و قدر می‌سپردند؛ اما بعد از سال 50 برای عموم مردم و کشاورزان پیش‌بینی کارشناسان آب‌وهواشناسی مهم شد. تا قبل از آن پیش‌بینی هوا فقط به درد فرودگاه‌ها و خلبانان می‌خورد؛ اگرچه که بیش‌ از 70 درصد خلبانان باز هم به حس ششم خودشان اعتماد و پرواز می‌کردند. آن روزها فقط فشار هوا، رطوبت، دما، سرعت و سمت و سوی باد برای فرودگاه‌ها برای پرواز مهم بود.
مردم روستای سی‌سواد یا سیس‌آباد سرگرمی‌ و رسوم خاص خود را در مناسبت‌های مختلف داشتند. کشاورزان و دامداران پس از یک روز سخت کاری در خانه یکی از اهالی که سواد خواندن داشت، جمع می‌شدند و در کنار هم شب خوشی را می‌گذراندند. جالبی هم‌نشینی‌ها به این بود که میزبانان با خواندن کتاب از میهمانان پذیرایی می‌کردند. در بسیاری از شب‌ها اهالی روستا پس از یک روز سخت کاری در خانه یکی از اهالی که خواندن می‌دانست، جمع می‌شدند و فرد میزبان تا نیمه‌شب برای میهمانان کتاب می‌خواند.
ما تنها نسلی نیستیم که درگیر بیماری واگیردار شده‌ایم. بیماری‌های واگیردار بارها در طول تاریخ مثل بختک روی سر مردم ظاهر شده و آن‌ها را به مبارزه طلبیده است.
قدیم هر محله برای خودش یک گورستان داشت. از گورستان قلتگاه که از قدیمی‌ترین گورستان‌های مشهد بود و به علت خیابان طبرسی تخریب شد تا گورستان خردو که ویژه اهالی پایین‌خیابان بود و دیگر هیچ اثری از آن نیست و خاطره‌ای کهنه و رنگ‌ورو رفته در پس اذهان اهالی قدیمی برجا مانده است. داستان قبرستان‌های خراب شده مشهد را نبش قبر می‌کنیم و همچنین از چگونگی شکل‌گیری این قبرستان‌ها در کنار محل سکونت اهالی می‌گوییم.
یکی از برادرانش مخترع است و در سوئد زندگی می‌کند، دیگری نیز دکترای روان‌شناسی دارد و ساکن کرج است، اما او به‌دلیل علاقه‌ای که از دوران کودکی به جمع‌آوری اشیای قدیمی داشته است از همان زمان تا مبلغی به دست می‌آورده، با خرید وسایل قدیمی سرمایه‌گذاری می‌کرده است. دلیل این موضوع را علاقه‌اش می‌داند و بیان می‌کند: «شاید در نظر بسیاری پول دادن برای این اشیا آن هم با قیمت زیاد، سخت باشد، اما برخی با خریدن همین اشیای قدیمی و دیدن آن در منزل خود لذت می‌برند.»
قدیم‌ رسم بود که اسم کوچه‌ و محله‌ها را از نام بزرگان همان کوچه می‌گرفتند. مثلا همین کوچه کنار مقبره پیر پالان‌دوز که برای تاجربا‌شی‌ها در سال‌های دور معروف است، نامش را از تاجرانی که در حجره‌های این کوچه کار می‌کردند به یادگار دارد. کوچه‌ای باریک که روزگاری یعنی شصت، هفتادسال قبل محل زندگی و کار تاجرهای بنام مشهدی بود و امروز از دوران خوشش تنها نامش به‌یادگار مانده و یکی‌دو مغازه‌.
اکنون ٣٠٠میلیون نفر در ١٢کشور مختلف دور سفره هفت سین می‌نشینند تا از صلح بگویند و آشتی، و از بهاری حرف بزنند که پایش را از تقویم سال بیرون گذاشته و با رشته جان، فرهنگ و هویت آنان درآمیخته است.
دهخدا نقاره خانه را «جایی که در آن نوبت نوازند» می نامد. در گذشته به نقاره خانه «نوبت خانه» هم می گفتند و نوازندگان را «نوبت نواز» یا «نوبت زن» می نامیدند. حتی نقاره را «نوبت» می خواندند یا باز هم به تعبیر معین، «طبل بسیار بزرگی که در ساعات معین از شبانه روز می نواختند.» درنتیجه، نقاره خانه مکانی است که در زمان های مشخصی از روز به ویژه هنگام طلوع و غروب، سازهایی چون نقاره و کوس و کرنا و در شکلی کلی سازهای بادی و کوبه ای می نوازد.
آن روزها کسی چه می‌دانست روزی احمدآقا همه‌کاره مسجدی ‌شود که به نام عرب‌ها مهر خورده‌است. روزگار او را که به گفته خودش هیچ‌وقت از خدا مال دنیا را نخواسته و به‌جای آن عاقبت‌به‌خیری را طلب کرده است، در این مسیر انداخت تا هم نوکر اهل‌بیت(ع) باشد و هم با مسجد‌داری، مردم‌داری کند. احمد بهرامی‌نیا حالا 66ساله‌است و همه‌کاره و البته به گفته خودش خادم مسجد عرب‌هاست و کمترین کارش باز‌وبسته‌کردن در مسجد قدیمی کوچه حمام‌باغ(شهیدکاشانی8) موقع نماز ظهر و مغرب است.
بازهم یک وعده بی‌سرانجام صدای مردم را درآورد؛ وعده‌ای با نام مرمت سرای عزیز‌الله اف که نخستین‌بار در فروردین سال1397 رسانه‌ای شد. آن زمان اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان و شهرداری منطقه ثامن اعلام کردند که چون این بنای تاریخی با قدمتی حدود صدساله ایمنی لازم را ندارد، باید تخلیه و مرمت شود.قرار هم بر این شد که ابتدا حیاط کوچک و سپس حیاط بزرگ سرای عزیزالله اف در پایین‌خیابان مرمت شود.
باغ حمید بن قحطبه که اکنون حرم مطهر امام رضا(ع) در آن قرار دارد، در واقع یک ارگ حکومتی و محل اجتماع و اسکان حکما و خلفا در دوران مختلف بوده که قدمت آن به پیش از ایجاد مشهد می رسیده است. این کاخ در دل باغی در قریه سناباد و در واقع در یک میلی قراء نوغان توس بوده است.
خیابان نکاح با تمام تغییر و تحولات ساختاری، هنوز اصالت و هویت خود را حفظ کرده است.
مؤسسه خانه تاریخ مشهد، مؤسسه‌ای تک‌منظوره و غیرتجاری است که درباره هویت شهر مشهد کار می‌کند. این مؤسسه یکی از پتانسیل‌های منطقه ماست که در محله بهشتی قرار دارد. ابتدای ورود به خانه تاریخ مشهد اتاقی را می‌بینید که دور تا دورش قفسه‌های کتاب با کتاب‌هایی مرتبط با تاریخ مشهد است. اتاقی ساده با یک میز جلسه و شش‌عدد صندلی در اطرافش که محل برگزاری کارگروه‌های تخصصی اعضاست.
شاید منطقی بود که خیابان شیخ طوسی3 را «کربلا» بنامند اما به‌احتمال زیاد، مسیر مردم به کاروان‌سرا بیشتر از سمت خیابان امام‌رضای2 بوده و درنتیجه این گذرگاه به نام کوچه کربلا مشهور شده است. از نگاهی دیگر، کاروان‌سرا در انتهای این کوچه قرار داشته است. روایت مشهور کوچه کربلا، راهی‌شدن کاروان‌‌های کربلا از یک کاروان‌سرای قدیمی است که الان اثری از آن نیست. هرچه هست، سرنوشت این دو کوچه چنان به هم گره خورده است که مردم در نشانی‌دادن به‌جای کوچه ضابط هم از نام کربلا بهره می‌برند. همراه با احمد دوستی و محمد حسن فرازی دو تن از کسبه قدیمی کوچه کربلا تاریخچه و حال این کوچه را مرور می کنیم.