بنای اصلی کارخانه خراب شده است و فقط نگهبان سالخورده آن که زنی متدین است، در خانهای قدیمی در همین کوچه زندگی میکند، اما تاثیر این کارخانه هنوز هم برروی بافت و فرهنگ خیابان دیده میشود.
خیابان آیتالله عبادی۳۰ در محله کاشانی در گذشته به کوچه «کارخانه کبریت» معروف بوده است. کارخانه که در همین معبر قرار داشت، اوایل دهه۵۰ جمع شد و الان ملکی مسکونی است.
همه کارگرهای کارخانه حاج حسن دهنوی آدمهایی هستند که اعتیاد را ترک کردند و حالا دارند یک لقمه نان حلال سر سفره زن و بچهشان میبرند.
کوچه کوهسنگی۱۵ در گذشته به نام اسدی شهرت داشت. کارخانه پپسیکولا در این کوچه، از پررنگترین نوستالژیهایی است که ساکنان محله احمدآباد به خاطر دارند.
خیابان آیتالله عبادی ۳۰ به دلیل وجود کارخانه کبریتسازی در آن، به کوچه کارخانه کبریت معروف شده است؛ کارخانهای که اگرچه در ابتدای انقلاب بسته شد، نام خود را برای همیشه برروی این کوچه به یادگار نهاد.
عماد شمعریز صنعتیکار محله امام خمینی(ره) معتقد است بزرگترین سرمایه مرد سختکوشی و تلاش اوست. او دوست دارد نان بازویش را سرسفره ببرد.
برخلاف حالا که خودروها برای تعویض پلاک در محله کارخانه قند صف میکشند، در قدیم کامیونها و گاریهای حمل چغندر قند در طول این خیابان به خط بودند.
کارخانه قاسمیه نخستین کارخانهای بوده که سال ۱۳۳۲ در مشهد یخ بهداشتی تولید میکند. این کارخانه در سال ۱۳۳۵ مشهد را به قطب یخسازی ایران تبدیل میکند.
۷۵ سال از نخستینباری که قانون منع مصرف مشروبات الکلی در شهرمان اجرا شد و سپس به سراسر کشور تسری پیدا کرد، میگذرد.
در توسعه مشهد دهه۳۰ یک واحد صنعتی و همت کارکنان آن نقش پررنگی داشت؛ کارخانهای که شکلگیری آن به سفر زیارتی رئیس اسبق اداره معادن کشور به مشهد برمیگردد.
آصفالدوله، والی وقت خراسان، نیز در گزارش ۲۹محرم ۱۳۰۳قمری به وجود چند معدن زغالسنگ در هر گوشه کوهها اشاره میکند، ولی بهخاطر مخارج و اطمینان نداشتن، کسی اقدام نمیکند.
سیدمرتضی قاسمیان، با اختراع ماشینمعدن و تجهیزات پالایشگاهی ثابت کرد غیرممکن وجود ندارد.
لیموناد نخستین نوشیدنی صنعتی ارزان و خاطرهساز مشهد قدیم است که هنوز هم بساطش از میان نوشیدنیهای سنتی شهر جمع نشده است.
کوهسنگی۸ را خیلی از قدیمیها با نام «کوچه کانادا» میشناسند؛ نوشابه خاطرهانگیز زردرنگی که کارخانه آن جزو اولین کارخانههای نوشابه در مشهد محسوب میشود.
در کارخانه کمپوت افراد در سمتهای مختلف ازجمله «دلدرکن» و «پوستکن»، «سرگذار»و انباردار فعالیت میکردند و خطوط منظمی در آن وجود داشت.
برادران خیامی با سختی، چهارصدتومان سرمایه اولیه، صرف تجهیز کارواش میکنند و نخستین شراکتشان را سقف و ستون میزنند.
مشهد سومین شهری است که به ورود صنعت قند روی خوش نشان میدهد و اراضی آبکوه، میزبان این کارخانه میشود تا مشهد هم به جمع کارخانه داران بپیوندد.
پیشه ساکنان قدیمی محله راهنمایی کشاورزی بود؛ آنها روی زمینهای کشاورزی آستانه در نزدیکی کارخانه قند آبکوه و میدان فردوسی کار میکردند.
از بیشتر مشهدیها که بپرسید، پیشینه تولید صنعت پشم و نخ مشهد را از کارخانه معروف نخریسی میدانند که در چهارراهی به همین نام واقع شده است، اما کمی پیش از تأسیس این کارخانه، موتورهای اولین کارخانه نخریسی و پارچهبافی مشهد جایی در حوالی خیابان ارگ(امامخمینی(ره) امروز) روشن شد، آن هم به کوشش تاجری ارمنی به نام ملکان هاروطونیان که اصالت تبریزی داشته است. البته او تنهاارمنی مهاجر مشهد نیست که نامش در فهرست بلندبالایی از صنعتگران ارض اقدس نوشته شده است.
گزارش پیش رو نیم نگاهی دارد به داستان زندگی کارآفرینان مشهدی که برخی از صفر شروع کردند برخی سعی کردند با هرآنچه پیش رویشان قرار دارد طرحی نودراندازند و برخی نیز از شکستهایشان درس گرفتند و قدم در راهی نو گذاشتند که از قضا برای آنها همان سرمنزل مقصود بود. برخی نیز همان نقطه ضعفشان را تبدیل به نقطه قوتی برای تولید و کارآفرینی کردند. در حقیقت کارآفرین با راهاندازی کارهای بزرگ و کوچک، به اطرافیانش فرصت شاغل بودن و درآمدزایی میدهد. با ما همراه شوید تا کارآفرینان موفق مشهدی را بهتر بشناسید.