55 سال پیش برای تفریح و زیارت به مشهد آمدم. نمیدانستم شب عید است. دیدم آقایی از یک گلدسته به گلدسته دیگر ریسه میکشد. از دوستم پرسیدم امشب چه خبر است؟ گفت نمیدانم. یکی از فراشها گفت امشب شب میلاد حضرت رضا(ع) است. گفتم شب میلاد حضرت رضا(ع) و فقط همین چراغانی؟! با خودم گفتم شاید اشتباه میکند. از یک نفر دیگر پرسیدم امشب چه مناسبتی است؟ گفت شب میلاد. خیلی ناراحت شدم. همانجا نیت کردم که اگر امام رضا(ع) حاجتم را برآورده کند، خودم حرمش را چراغانی میکنم.
جتالاسلام امرا... سبحانی نیا، متولد1333، اکنون رئیس ستاد اقامه نماز استان است، اما در حوزههای مختلفی ازجمله نهضت سوادآموزی و آموزشوپرورش فعالیت کرده و بنا به علاقه خود 3کتاب را به رشته تحریر درآورده است. او که یکی از همکاران نزدیک حجتالاسلام قرائتی است، در این گزارش از زندگی شخصی و فعالیتهایش میگوید.
از نسخه خطی «کَنزُاللُغات» بهکتابت سال۹۲۰قمری، پرچم گنبد حرمهای مطهر امامحسین(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) که به دست شهید سلیمانی به مقام معظم رهبری تقدیم شده بود و ایشان به کتابخانه و موزه آستان قدس رضوی اهدا کردهاند و چندین کتاب چاپی با محور شخصیت سردار سلیمانی رونمایی شد.
تأمل در نامهای برخی بناها نشان میدهد ریشه و سابقه آنها به شکلی با زنان گره خورده است، از جمله «خانسلطانم» در شهر مشهد. این بنا پس از تکمیل، وقف آستان قدس رضوی شده است. اکنون اثری از آن باقی نمانده، ولی در اسناد و مکاتبات تاریخی به کرات از آن یاد شده است.
خاطرات بسیاری از مشهدیهای قدیم و حتی زائران به فلکهای میرسد که گرداگرد حرم مطهر رضوی کشیده شده بود. فلکهای که در بین مردم به «فلکه حضرت» شهرت داشت و تا اواخر دهه70 و قبل از آغاز طرح نوسازی و بهسازی اطراف حرم مطهر، میشد آثاری هرچند کوچک از آن را مشاهده کرد. ما از این فلکه قدیمی مشهد یادی میکنیم که امروز فقط در گوشههای کتابهای تاریخی نام و عکسهایی از آن را میتوان مشاهده کرد. همچنین میخواهیم درباره رونق کسبوکارهای اطراف آن بگوییم.
بسیاری از اشیای تاریخی موجود در موزه آستان قدس رضوی به گونهای در روشنشدن زوایای تاریخ آستان قدس تأثیر دارند. یکی از این مجموعهها شمعدانهای دوره صفوی هستند.
بست و بستنشینی در تاریخ مشهد قدیم مفهومی سنتی بر پایه اعتقادات مردم بوده است. به باور خیلیها، بست به مکانهای خاصی گفته میشود، اما در فرهنگهای لغت به حریم امنی گفته شده است که انسان در پناه آن از تعرض مصون میماند. در لغتنامه دهخدا نیز با معانی مختلفی آمده است؛ ازجمله پناهجستن به مرقد امامزاده، یا پناهگاهی که مردم در آن متحصن میشوند و نیز محوطهای که اگر مقصری وارد شود، حکومت به او دست نمییابد. مکانهای بستنشینی بقاع متبرکه و مزارهای امامزادگان جزو مکانهایی به شمار میآمد که ضابطان و عمال و حکام حکومت نمیتوانستند به آن تعرض کنند و کسی را از آنجا بیرون بیاورند.
سیاهپوشی حرم مطهر با کتیبههای مختلف حدود 5سال است که شکل و شیوه جدیدی به خود گرفته است و این اقدام را نیز گروهی تهرانی انجام میدهد. گروهی که متشکل از هنرمندان مختلفی از جمله خیاط، خطاط، دستدوز و چاپگر است که هر کدام جزو سرآمدان حرفه خود هستند.
از سیزدهسالگی شاگرد یکی از بهترین پرچمدوزهای مشهدی شد، اما هرگز فکر نمیکرد دست سرنوشت چه برایش رقم خواهد زد. فکر میکرد قرار است پرچمدوز سادهای باشد، اما اتفاقات جالبی در مسیر زندگی او قرار گرفت. اتفاقی مانند خودنمایی هنر گلدوزیاش بر گلدستههای حرم حضرت رضا(ع).
مولدی که برای اولینمرتبه به شهر مشهد و خراسان وارد میشود، مخصوص حرم مطهر امامرضا(ع) است.
3نسخه خطی نفیس مرتبط با حضرت فاطمه(س) در حرم مطهر رضوی رونمایی شد.
این بانوی اهل طالقان میتوانست تابلو و سکههای یادگاریاش را به بالاترین قیمت به مجموعهداران دنیا و در حراجیهای معروف به فروشد، اما تصمیم به وقف آنها گرفت.
شهروند تبریزی نخستین کتاب چاپ سنگی ایران را که یک جلد قرآن کریم با قدمت 193سال است، وقف کتابخانه حرم مطهر کرد.
سالهای اولی که من برای خدمت در اداره فرش حرم مطهر مشغول شدم، صحنها را با موکت پانزدهمتری مفروش میکردیم. الان صحنها افزایش یافته و کار بیشتر شده است، خدمههای فرش به 3شیفت هشتساعته تقسیم شدهاند. نیمه دوم دهه70 بود که با قالی صحنها را مفروش میکردیم.
کاشیها زمانی حضور پررنگی در معماری شهری داشتند و کاشیپزها هم شغلشان پررونق بود. گرچه حالا کاربرد کاشیها محدود شده است به آجرنمای مساجد، حسینیهها و مکانهای خاصتر، هنوز چراغ معدود کاشیپزیهای شهر خاموش نشده است و این شغل هنوز نفس میکشد. کارگاه هفت رنگِ قدس در خیابان هفده شهریور شمالی یکی از همین کارگاههاست که مسئولیت آن را «امیر کاشیپز قدس» برعهده دارد. همانطور که از فامیلش برمیآید این شغل را از پدر و پدربزرگش به ارث برده و او هم حالا به قول خودش محاسنش را در همین کار سفید کرده است.
شاید بهترین عنوانی که بشود برای «سیدرضا گلشاهیان» انتخاب کرد (پزشک مهربان محله) باشد! پزشکی که همّ و غمش مردم حاشیه هستند و دردهایشان. پزشکی که میتوانست در دیگر نقاط شهر مطب داشته باشد، اما قید درآمد بیشتر را زد و به این سوی شهر آمد. او اکنون حدود 50 درصد مراجعانش را رایگان ویزیت میکند. علاوه بر ویزیت رایگان، فکری هم برای افرادی که هزینه خرید داروها را ندارند کرده است. صندوقی در مطب گذاشته است که هر وقت بیماری نتوانست هزینه دارو را بپردازد آن هزینه از طریق صندوق پرداخت شود.
محمد سالمیان تعمیرکار محله شهیدقربانی است. او که به صورت افتخاری سیستم گرمایش و سرمایش حرم مطهر را تنظیم میکند، در محلهاش هم هر کاری از دستش برای اهالی به خصوص نیازمندان برآید به صورت رایگان انجام میدهد.
خیابان سرخس یکی از خیابانهای قدیمی و هویتی مشهد است. این خیابان مرز منطقه5و6 قرار گرفته و از پنجراه پایین خیابان به صورت اُریب جدا میشود و خودش را تا چهارراه قهوهخانه عرب میرساند. پیرمردهای با تجربهای در این خیابان به چشم میخورند که هر کدام در حُجره زهوار در رفتهای شغلی را سر پا نگه داشتهاند و لقمه نان حلالی را در میآورند. اگر نام این خیابان به گوشتان خورده و اطلاعی از مشاغل این خیابان ندارید؛ این گزارش را از دست ندهید.
جوادبهاری تمام عمرش را پای این ورزش گذاشته است. از همان کودکی و در زمینهای خاکی انتهای محله کشاورز شهرک شهید رجایی با توپهای نیملای پلاستیکی سبک، روپایی زده است.
«هنر این است که از گوشت یخزده برزیلی بهترین چلوگوشت دنیا را درست کنی!» این مثال را از لابهلای تجربههایش بیرون میکشد تا نقب بزند به دغدغه اصلیاش و پشتبندش میگوید: «کار سخت هم این است که بتوانی از بیعلاقهترین شاگرد، بهترین قاری را بسازی!» توی جیبش کلی از این مثالها دارد که لابهلای حرفهایش رو میکند.