محله کارگران - صفحه 7

محله
منطقه ۷

کارگران

محله کوی کارگران

پیشینه این محدوده به قرن‌ها قبل ازسکونت کارگران کارخانه نخریسی برمی‌گردد. دست‌کم از سال ۱۰۷۸ قمری نام «گل‌خطمی» در متون‌تاریخی آمده است. هویت محله کارگران به‌واسطه سکونت کارگران کارخانه نخریسی در سال‌های آخر دهه۵۰ شکل گرفت. این محله نزدیک به چهارصد کوچه بن‌بست دارد که در میان محلات مشهد خاص است.

محله کارگران
بیمارستانِ قطار‌های شهری
شرکت بهره‌برداری قطار شهری مشهد از سال ۸۹ آغاز به کار کرد. زمانی که مترو بعد از سالیان سال انتظار به مجموعه حمل و نقل شهری مشهد افزوده شد و به تدریج جای خودش را میان همشهری‌ها باز کرد. سرعت و امنیت و از آن مهم‌تر دوری از ترافیک، باعث می‌شود مترو بین مشهدی‌ها محبوب‌تر شود. نمای بیرونی قطارشهری با درون آن کاملا متفاوت است. جایی که مهندسان ایرانی زیادی در حال تلاش هستند تا فناوری آن را بومی کنند. اهمیت موضوع وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم آلمانی‌ها برای این خدمات درخواست یک میلیون دلار داشته‌اند.
مربی قرآن کودکان آینده
از پنج‌سالگی شروع به حفظ و تلاوت قرآن کرد، اول مادرش با خواندن سوره‌های کوچک قرآن او را تشویق به این‌کار می‌کرد اما مدت زیادی نگذشت که دلش می‌خواست بیشتر از چند سوره کوچک را حفظ کند، بنابراین مادر او را در کلاس‌های قرآن حرم امام رضا(ع) ثبت‌نام کرد، هفت سال از آن زمان می‌گذرد و الان «فائزه قربان‌پور» در دوازده‌سالگی، علاوه بر اینکه حافظ کل قرآن است توانسته برای پنج‌سال مقام اول مسابقات حفظ قرآن مدارس ناحیه2 مشهد را کسب کند.
تلاش «همدلان» برای دستگیری از معلولان
ماجرای آن‌ها به 5سال پیش برمی‌گردد، زمانی‌که «صفورا شریعتی» مسئول گروه مردمی همدلان برای انجام یک کار خیر پیش‌قدم می‌شود و از دوستان و آشنایان می‌خواهد تا برای حل مشکل یک توان‌یاب با او همراه شوند. حس خوبی که بعد از این همراهی به او دست داد، باعث شد که این‌کار ادامه‌دار شود تا با گذشت زمان افرادی با او همراه شوند و تعدادشان به 15نفر برسد. حالا کافیست این 15نفر از مشکل دردمندی باخبر شوند تا تمام تلاششان را برای رفع آن به‌کار گیرند. البته تمرکز این گروه بر حل مشکلات توان‌یابان است.
دکتوره زینب، مامایی که 3 سال در عراق عاشقانه خدمت کرد
زینب آلبوبیری، ساکن محله کوی کارگران است که عشق برایش خلاصه می‌شود در دو چیز؛ مامایی و حضرت امیرالمؤمنین! دو وجه متفاوت شخصیت او به هم پیوند می‌خورد تا دلبستگی‌اش به حضرت امیر را در قالب رشته‌اش نشان بدهد. زینب حدود ۳ سال در هر ماه ۱۰ روز، زیر سایه حضرت پدر زندگی کرده است. اتاقش رو به گنبد مولا بوده و هر صبح با سلام به حضرت به مطب رفته و مشغول ویزیت رایگان بیماران در درمانگاه آستان مقدس علوی شده است.
فصل خزان آهنگری
صدای فرزکاری و برش آهن در فضا پیچیده است و توجه من را به خودش جلب می‌کند. مسیر خودم را به سمت صدا کج می‌کنم، تعدادی کارگاه در و پنجره‌سازی را می‌بینم که برخی از آن‌ها مشغول به کار هستند. براده‌های گداخته آن در هوا پرت می‌شود و تصویری زیبا به چشم می‌آید. از کارشان که می‌پرسم متوجه می‌شوم سابقه تولید در و پنجره در محله کوی کارگران به حدود 70سال قبل باز می‌گردد. 
مرثیه‌ای برای دیگ‌های یتیم!
از چند روز قبل از محرم به یادش هستم و از خودم می‌پرسم: «امسال چه خبر است؟ آیا ننه با پایی که دیگر به اختیارش نیست و بنیه جسمی کمش می‌تواند امسال از پس این مشقت بر بیاید؟» کار راحتی نیست که 16 دیگ شله را بار بگذارد. گرچه کار دیگ‌های امام حسین(ع) را نوه‌هایش انجام می‌دهند، ولی باز هم پیرزن که حالا تقریبا از پا افتاده کنارشان هست و شخصا بر اوضاع نظارت می‌کند تا همه چیز باب دل خودش باشد.
در سوگِ «یاران»
خانه 2 شهید در خیابان یاران، نگین محله است که بر پیشانی یاران 23 خوش نشسته است. 2شهید حسن و حسین غفوریان در 29 مهر 1363 و24 فروردین 1362 در دفاع از میهن به شهادت می‌رسند تا 2 پسر بزرگ‌تر خانه خیلی زودتر از پدر و مادرشان ترک دنیا کنند و رخت آخرت بپوشند. پدر به یادبود پسرها روضه‌ای را بعد از شهادتشان در ماه صفر برپا می‌کند که سال‌ها پس از وفات خودش هم ادامه‌ می‌یابد.