محله مصلی

محله
منطقه ۶

مصلی

محله مصلی به دلیل قرارداشتن بنای تاریخی مصلی در آن، به این نام خوانده می‌شود. این بنای ۴۰۰ ساله در دوره صفویه و وقتی ازبک‌ها مدام به مشهد حمله می‌کردند و اقامه نماز در مصلی طرق سخت شده بود، ساخته شد و تا مدت‌ها نماز‌های جمعه و اعیاد مردم مشهد در آن اقامه می‌شد. این بنا در ۱۵ دی ۱۳۱۰ به ثبت ملی رسید.

محله مصلی
من طاهره 15 سال داشتم که همراه نوزادم اعلامیه پخش می‌کردم
طاهره اکبرزاده متولد سال1342 یکی از زنان انقلابی است. یکی از هزاران زن شیردل که در آن دوره نمی‌توانست یک جا بنشیند. طفل خود را به آغوش می‌کشد، اعلامیه پخش می‌کند و در راهپیمایی‌ها شرکت می‌کند. او حالا هم پس از گذشت سال‌ها با فعالیت در بسیج، تهیه جهیزیه نوعروسان، آبادانی روستاها و حرکت‌های جهادی انسان‌دوستانه و... به حفظ و پاسداری از ارزش‌های انقلاب اسلامی می‌پردازد. برای گفت‌وگو با او پا به خانه‌اش می‌گذاریم، خانه‌ای قدیمی در انتهای مصلی. او هم با شور و حرارت از خاطرات گذشته و پیروزی انقلاب اسلامی برایمان می‌گوید.
پستوهای پنهان میان رنگ‌ها در نمایشگاه «از کنج مطبخ»
مادری ۳۲ ساله و از اهالی انتهای خیابان مصلی ۲۸ است که در چند نمایشگاه گروهی شرکت کرده، در هر سبکی که فکرش را بکنید قلم زده، تا به حال تصویرگری چند کتاب و مجله را هم برعهده داشته است و سرانجام این روز‌ها در فکر برگزاری یک نمایشگاه انفرادی هم هست. نمایشگاهی که وقتی اسم عنوانش را می‌پرسم می‌خندد و پس از چند ثانیه مکث پاسخ می‌دهد: «از کنج مطبخ» و بعد اضافه می‌کند که می‌خواهد انگیزه‌ای باشد برای خانم‌های خانه‌دار که برای رسیدن به اهدافشان تلاش کنند.
دلِ خوش در مغازه «دلخوش»
برعکس برخی که تحمل بوی خاص کله پاچه را هم ندارند، عده‌ای هستند که رابطه‌شان با کله‌پزی، رابطه شیرین است با فرهاد، همان قدر دراماتیک و عاشقانه. شب را به امید کله پاچه سر بر بالین می‌گذارند، صبح‌ها سپیده نزده ماشین را آتش می‌کنند، به سمت طباخی می‌تازند تا گوشه دنج بهشت موعودشان بنشینند، چشم و زبان و گوشت کله پاچه را بزنند بر بدن و بعد تمام روز، بشاش و پرانرژی باشند. این عشق و علاقه به کله پاچه را وقتی عمیقا درک کردم که صبح زود گذرم به کله پزی قدیمی محله کارمندان اول افتاد. مدیر این طباخی علی دلخوش است. کله‌پز قدیمی شهر که وردست پدرش کله‌پزی را یاد گرفته است.
از پرورش کندوی عسل در پشت بام تا کارآفرینی برای 100 نفر
قدسیه صمدی از پدر چیز زیادی به یاد نمی‌آورد و هرچه می‌داند بعدها از زبان مادر و خواهر بزرگ‌ترش می‌شنود زیرا وقتی دوساله می‌شود، پدرش از دنیا می‌رود و صمدی از زمانی که دست راست و چپ خود را می‌شناسد، می‌خواهد به همه نشان دهد دختران هم می‌توانند نام پدر خود را زنده نگه دارند. او برای این هدف سال‌ها زحمت می‌کشد. از همان روزهایی که با یک کندوی عسل در پشت‌بام خانه خود شروع به کار می‌کند تاکنون که علاوه بر اعضای خانواده خود، برای 100 نفر دیگر به صورت مستقیم و غیرمستقیم شغل ایجاد کرده است.
آسم مونس، راز ساخت عطرهای اصیل
داستان درباره دختر١٩ساله‌ای است که از دوران کودکی بیماری آسم دارد و هر بویی او را آزاد می‌دهد. این دختر با پشتکار و علاقه‌ای که دارد کارگاه کوچک عطرسازی در آشپزخانه خانه‌اش راه می‌اندازد و حالا عطرهایی تولید می‌کند که دیگر برای بیماران آسمی و...آزار دهنده نیست. مونس قنبرباغی از این شغل کمترشناخته شده برایمان می‌گوید.
برش‌هایی از خاطرات رزمندگان عملیات تاریخ‌ساز کربلای ۵
١۶روز فاصله واقعا زمان کمی بود. نه با عقل و محاسبات نظامی جور درمی‌آمد نه با منطق چرتکه و حساب‌وکتاب سنجش توان نیروهایی که خسته بودند و خیلی‌هاشان رفقای خود را در کربلای۴ جا گذاشته بودند. عملیات کربلای۵ در شرایطی انجام شد که رزمندگان ما هنوز خستگی عملیات چند روز قبل در ساق پایشان مانده بود و بوی خون و باروت ریه‌هایشان را پُر کرده و زخم‌هایشان تازه تازه بود.
خیابان سرخس؛ راسته پیشه وران پیشین
خیابان سرخس یکی از خیابان‌های قدیمی و هویتی مشهد است. این خیابان مرز منطقه5و6 قرار گرفته و از پنجراه پایین خیابان به صورت اُریب جدا می‌شود و خودش را تا چهارراه قهوه‌خانه عرب می‌رساند. پیرمردهای با تجربه‌ای در این خیابان به چشم می‌خورند که هر کدام در حُجره زهوار در رفته‌ای شغلی را سر پا نگه داشته‌اند و لقمه نان حلالی را در می‌آورند. اگر نام این خیابان به گوشتان خورده و اطلاعی از مشاغل این خیابان ندارید؛ این گزارش را از دست ندهید.