مرکز نیکوکاری شهید جهاندیده یکی از مراکز قدیمی محله شهید معقول است که به دست ساکنان فعال و دغدغهمند محله اداره میشود. گروهی خودجوش که سال ١٣٩٧ توسط محمد صادق دارایی، روحانی مسجد محله، تشکیل میشود و بعد کم کم دیگر اهالی هم پای کار میآیند. کارهایی خداپسندانه؛ از توزیع نان در محله بگیرید تا ایجاد اشتغال. هر فعالیت انساندوستانهای که فکرش را بکنید در فهرست فعالیتهایشان پیدا میشود. جدیدترین فعالیتشان اما افتتاح سایت «من کمک میکنم» است، یک سامانه برای جمعآوری کمکهای نقدی. سایتی که در آن میتوانید صفر تا صد روال کار و شفافیت را ببینید.
«شهید معقول» محلهای است که در ابتدای بولوار حر قرار دارد و بدلیل سکونت خانواده شهید معقول در این محله به «شهید معقول» نامگذاری شد. مشاغل مختلفی همچون کارگاههای آهنگری و چاقوسازی از قدیم هنوز در شهیدمعقول نفس میکشند. با توجه به قدمت موسیقی مقامی و هنرمندان دوتار نواز؛ دوتارسازان چیرهدستی در این محله فعالیت دارند.
این یک مسجد معمولی نیست. منظورم از معمولی یعنی همان مسجدهایی که صبح، ظهر و شب نماز جماعتی در آن میخوانند، فوق فوقش کلاس قرآنی در آن برگزار میکنند و تمام. این را از صحبتهای امام جماعت جوان و پرانرژی مسجد طفلان مسلم، محمدصادق دارائی در محله شهید معقول میفهمم. او معتقد است که فعالیت مسجد باید در راستای رفع نیاز محله باشد. مسجد طفلان مسلم هم چند زیرمجموعه دارد که کنار هم زیر لوای مسجد فعالیت میکنند. هیئت هفتگی، فعالیت فرهنگی و مذهبی، پایگاه بسیج، مرکز نیکوکاری شهید جهاندیده، دارالقرآن ولایت و...
این مسجد از سال 1397 تبدیل شده به مکانی برای انعقاد فعالیتهای خوب.
خیابان معقول را باید به نوعی خیابان مشاغل منطقه6 نامید. از شیر مرغ تا جان آدمیزاد اینجا پیدا میشود. از گل فروش و آهنگر بگیرید تا نخود فروش و فرفرهساز. اینبار بهسراغ تنها مجسمهساز این محله آمدهایم. حسن اخلاقیپور که پنج سالی میشود کارگاه و مغازهاش را در این خیابان به راه انداخته است.
به محض ورود تاریکی و سیاهی است که چشمهایم را پر میکند. دودههای سیاه حالا از گذر این سالها تمام در و دیوار کارگاه را پوشاندهاند. بعد او را میبینم که با آن جثه کوچک نحیفش در گوشهای پشت دستگاه دینام نشسته و میان خاک ارهها، چوبها و خرت و پرتها، چاقوها را یکی یکی تیز میکند. اینجا کارگاه کوچک چاقو تیزکنی «غلامرضا حداد» است در کوچهپسکوچههای محله شهید معقول. محلهای که پر است از مشاغل سنتی و قدیمی که بیسر و صدا نفس میکشند. چاقو تیزکن محله ما متولد 1341 است و بیش از ٣٠سال از عمر خود را در همین کارگاه به کار مشغول است و خاطرات زیادی از شغلش دارد.
دایی نخودی را بیشتر «معقولی»ها میشناسند. همان پیرمرد شصت ساله مهربان که سالهاست در مغازهای کوچک نخود و باقلا میفروشد. او سالها پیش یک بنای ساده بوده و روزگارش را با این شغل میگذرانده است تا اینکه بر اثر آسیبدیدگی، بنایی را میگذارد کنار و شغل دیگری را انتخاب میکند. شغلی کمتر شناخته شده که در محلات این منطقه مردم با آن آشناتر هستند.
سالها پیش اینجا تا چشم کار میکرده باغترههای سرسبز بوده است. کشاورزها از روستا به این محدوده میآمدند، چند ماهی از سال را در خانههای کوچک زندگی میکردند و کارشان که تمام میشد به زادگاهشان برمیگشتند. مدتی بعد عدهای از این کشاورزها در این محدوده ماندنی شدند و ساخت و ساز بیشتری شد. حالا بیش از 30سال است که از آن روزها میگذرد. دیگر خبری از زمین کشاورزی نیست، این کوچه مدتهاست که آسفالت شده و به یکی از شلوغترین و پررفت و آمدترین کوچههای منطقه تبدیل شده است.
«3سالی میشود که کنار هم هستیم. با هم تمرین میکنیم، سرود میخوانیم، میخندیم، گریه میکنیم... حالا تبدیل به یک خانواده شدهایم.» اینها را یوسف نیکوخلق میگوید. مؤسس گروه سرود شمیم مهدوی. خودش از همان کودکی دستی در سرودخوانی داشته اما سال٩٧ تصمیم میگیرد بچههای خوشصدای محله را دور هم جمع کند. ابتدا یک گروه کوچک محلی بودند که در مساجد به مناسبتهای مختلف برای هممحلهایهایشان سرود میخواندند. حالا اما اسم گروهشان خیلی جاها پیچیده، در سالنهای بسیاری در شهر اجرا داشته و به هر مناسبتی خواندهاند.