زائران پیاده - صفحه 8

زهرا امینی ۲۵ سال است که زیارت هر روزه‌اش ترک نشده و پاتوق همیشگی‌اش، مقابل کفشداری شمارۀ ۱۷ است. عملی که از هر زاویه‌ای بخواهی نگاهش کنی، باز نیرویی جز عشق نمی‌تواند آن را توجیه کند.
در خانه نشسته بودم که از کانون زنگ زدند و گفتند آب دستت است، بگذار زمین و خودت را برسان. بلافاصله به کانون رفتم. بچه‌ها می‌گفتند برای اجرای مراسمی باید به نمایشگاه بین‌المللی برویم. اصلا آمادگی اجرا نداشتم، اما درمقابل عمل انجام‌شده قرار گرفته بودم و باید روی صحنه می‌رفتم.
آسیه آسایش‌پور، پرستان بازنشسته محله هنرستان در موکب‌های ورودی شهر به استقبال زائران پیاده‌ می‌رود. گاهی نیز همراه با هیئت محبان‌الرقیه(س) به روستاهای اطراف و مناطق محروم می‌رود تا هرآنچه در این سال‌ها تجربه کرده است، دراختیار سلامت مردمی بگذارد که در محرومیت به سر می‌برند.  
قصه این اتفاق به سال1392 برمی‌گردد.«دم‌دمای صبح بود. رو به امام‌رضا(ع) کردم و گفتم: یا امام‌رضا(ع)، خودت دو ماشین زائر را که مشکل جا دارند، به من حواله کن! با همین حس‌وحال وارد محوطه پارکینگ خدام شدم. هنگام خروج از زیرگذر خیابان طبرسی، خودرویی را دیدم که سرنشینانش سرشان را به شیشه ماشین تکیه داده و خوابیده بودند.
همه چیز از همین مسیر شروع شد. روزی که الهی از بجنورد عزم پیاده‌روی به مقصد حرم مطهر حضرت رضا(ع) را کرد و بعد از طی مسیری با خواهر و مادر اصغر آشنا شد، آشنایی‌ای که منجر به ازدواج او با اصغر نیکویی شد و آغازی بود برای پیاده‌روی‌های مشترک این زوج به مقصد مشهد که در طول این 12سال در زمان شهادت حضرت رضا(ع) تکرار شده است.
قضیه از این قرار است که خانم ظهور ابراهیمی به همراه برادر و خانم برادرش در چند سفر گذشته که به کربلا رفته‌اند و میزبانی عراقی‌ها را دیده‌اند، با خود گفته‌اند چرا ما مشهدی‌ها زائران امام رضا(ع) را همان‌طور پذیرایی نکنیم تا کلی خاطره خوش از میهمان‌نوازی مجاوران نداشته باشند؟ جرقه این کار هم وقتی خورده که آستان قدس رضوی اعلام کرده است؛ مشهدی‌ها پویش هر خانه یک زائرسرا را راه بیندازند و نگذارند زوار امام رضا(ع) احساس غربت کنند. حالا قرار است خانه مریم‌ خانم و احمد آقا زائرسرایی باشد برای میهمانان آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)
هشت سال است پا در رکاب عاشقی گذاشته‌اند تا به قد ارادتشان به شاه خراسان در بیابان‌های جاده منتهی به مشهد الرضا(ع) مشقِ عشق ‌‌کنند. خادمان بی‌نام‌ و نشان و بی‌ادعای علی‌بن‌موسی‌الرضا‌(ع) که در روزهای آخر صفر، دل از شهر و دیار کنده و در مسیر جاده‌ها به خوش‌آمدگویی زائران حضرتش آمده‌اند. آمده‌اند ‌تا با استکانی چای خوش‌عطر و نانی گرم، خستگی‌ از تن زائر پیاده امام‌هشتم(ع) بزدایند و رسم میزبانی را به بهترین شکل به جای آورند. روایت، روایت خدمتگزاران مسجد سناباد محله سعدآباد است که از چهل روز مانده به روز موعود، در سه‌راهی دلبران‌ در تدارک میزبانی درخور میهمانان حضرتش هستند.