یکی از جلوههای وحدت را میتوانید در محله مهدیآباد ببینید، وقتی متوجه میشوید که مسجد مکی این محله درست پهلوبهپهلوی حسینیه علیبنابیطالب (ع) قرار گرفته است، آنچنانکه دیوار میانی آنها مشترک است.
محله مهدیآباد امروزی روستاهای مهدیآباد، حجتآباد، همتآباد و بخشی از کریمآباد وعباسآباد را دربرمیگیرد. درباره وجه تسمیه این محله، اهالی روایت میکنند ارباب روستا نام پسرش، مهدی را برای این محدوده انتخاب کرده است. محله مهدیآباد از سال ۱۳۸۶ به محدوده شهری پیوسته است، با این حال هنوز آنطور که باید سروشکل شهری نیافته و مشکلات بیشماری دارد.
علی فیضیزاده، چهلویکساله است که نیمی از سالهای عمرش را در تراشیدن دیگهای سنگی یا همان «هرکاره» معروف مشهدیها صرف کرده است؛ کاری که بهگفته خودش، دیگر مثل گذشته رونق ندارد.
حسین عطایی، نایبقهرمان کونگفوی کشور به خاطر یک اتفاق به ۱۳ سال حبس محکوم شد، اما پساز رهایی از زندان، یک کارآفرین موفق نام گرفت.
وضعیت وخیم معیشتی همسایهها خلیلالله نیازی را بر آن داشته است که قبل از هر چیزی به فکر مستمندان محله باشد. او از ابتدای دهه۸۰ تا کنون نام بیشاز هزار خانوار نیازمند را فهرست کرده است.
رضا جان مشهدی میگوید: مدتی بود که یاد دوستان سنگرسازم افتاده بودم؛ آنها با آنکه سنگر میساختند، خودشان در مواقعی که دشمن حمله میکرد، بیدفاعترین بودند. از سوی دیگر خاطرههای خوبی از لودر در جبهه داشتم.
محمد ضروری که در زمان دفن رضاخان سرباز بوده تعریف میکند: مرا هم همراه سایر سربازان گارد برای برقراری نظم به آنجا بردند. تمام طول روز مانند مجسمه ایستاده بودیم و جرئت حرکت کردن نداشتیم.
محمد طاها اسدی، نوجوان پرتلاش میگوید: قهرمانی در این ورزش شیرین است، اما دلم میخواهد در سطح بالای این رشته مربیگری کنم و باشگاه داشته باشم؛ گاهی هم داوری مسابقات را انجام بدهم. میدانم برای رسیدن به این آرزو اول باید یک ورزشکار خوب شوم تا بعد بتوانم مربی خوبی باشم.