همه مهدیآبادیها خانم دکتر سردار، پزشک جوان را میشناسند. او در صحنه زندگی همان اندازه مادر است که درصحنه کار، این را از حرف زدنهای دلسوزانهاش میشود، فهمید.
محله مهدیآباد امروزی روستاهای مهدیآباد، حجتآباد، همتآباد و بخشی از کریمآباد وعباسآباد را دربرمیگیرد. درباره وجه تسمیه این محله، اهالی روایت میکنند ارباب روستا نام پسرش، مهدی را برای این محدوده انتخاب کرده است. محله مهدیآباد از سال ۱۳۸۶ به محدوده شهری پیوسته است، با این حال هنوز آنطور که باید سروشکل شهری نیافته و مشکلات بیشماری دارد.
آسایشگاه معلولان ذهنی با نام «مهر پناهندگان ضامن آهو» در مهدیآباد ۹ خدمات نگهداری، توانبخشی و درمانی را خیرخواهانه بهطور شبانهروزی به معلولان بیسرپرست ارائه دهد.
حسین بیدمشکی، جوانی سیساله، یکی از معدودکارآفرینانی است که نهتنها از حاشیه شهر دل نکنده، بلکه همینجا دو کارگاه خیاطی راه انداخته و برای ۳۷نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بازار کار فراهم کرده است.
از بوی خاک تا عطر افلاک همه را میتوان زیر سقف «کارگاه مهرسازی خادم» یکجا نفس کشید؛ کارگاه کوچکی که بهنیت کارآفرینی و ایجاد اشتغال در یکی از کوچههای محله مهدیآباد توسط محسن نادری خادم عضو تیم ملی کشتی فرنگی پا گرفته است.
اسم حاجاصغر رفاهیخراسانی برای اهالی کوچهپسکوچههای مهدیآباد آشناست. ۵۰ سالی است که سلمانی دارد و کوچک و بزرگ، او را با پسوند شغلش صدا میزنند؛ «اصغر سلمانی».
احمد قربانپور شاگرد ممتاز محله مهدیآباد بود که از هشت تا دوازده سالگی بهدلیل بیماری در بیمارستان بستری بوده و نتوانسته به مدرسه برود اما بعد همه مقاطع را جهشی خوانده است.
دوچرخه غلامرضا مرادی از جوانی همدم و همراه همیشگی او بوده و حتی گواهینامه دوچرخه میگیرد. او میگوید: «آن زمان همه دوچرخه ۲۸ سوار میشدند و چیز دیگری جز آن وجود نداشت.»