«صفرعلی شاهپوری» معروف به شاطر مسئلهگو هر روز در مسجد گوهرشاد مسائل دین را به مردم گوشزد میکرد. خیلی وقتها هم از ظلم رژیم شاهنشاهی حرف میزد تا اینکه عدهای او را تهدید به قتل کردند.
محله
طلاب
محله طلاب اواخر دهه۴۰ با افزایش جمعیت طلاب دینی در مشهد، آیتالله فقیه سبزواری برای اسکان طلبهها از آستان قدس درخواست زمین کرد. مسئولان آستان قدس نیز مزرعه محرابخان همراه با مزارع اطراف را در قالب یک پلاک به ثبت رساندند و به طلاب مشهد اجاره دادند. از آن زمان این محله به کوی طلاب معروف شد.
محمد نباتیان نجار قدیمی محله طلاب است. او سالها بعد، درست پس از جانبازی حرفه نجاری را کنار میگذارد و خادم افتخاری حرم امام رضا (ع) میشود. او درحال حاضر بانی تورهای زیارتی برای هم محلهای هایش است.
شهیدعلی اسفندیاری قبل از اینکه به جبهه اعزام شود نام بروبچههای محله طلاب را به شعر درآورد تا خاطره آنها را برای خود و محله زنده نگه دارد. او در زمان انقلاب جزو فعالان بسیجی بود.
نوشتن و سرودن از همان کودکی همراه من بود. ایمان داشتم آنهایی که مینویسند و اهل قلماند انسانهایی صاحب اندیشهاند، اما بالاتر از آنها آدمهایی را دوست داشتم که اندیشیدن را بهدیگران میآموختند.
فاطمه سارونی لحظات شاد و غمگین زندگیاش را ثبت کرده است. طبع شعر این شاعر ۲۴ ساله باعث شده اشعار زیادی بگوید و آنها را در کتابی ۴۸صفحهای گردآوری کند.
مسعود رسولی، نوجوانی است که با وجود سن کمش، کارنامهای پُر از مدال و افتخار در رشته کیکبوکسینگ دارد. میگوید: در سه سال گذشته، شش بار قهرمان استان شدم. یک بار هم در مسابقات کشوری دوم شدم. دوتا کمربند طلایی گرفتم.
بعد از اینکه فهمیدم تعبیر خوابم شهادت فرزندم است، از شدت گریه و ناله تمام بدنم سست شد. با اصرار از او خواستم به جبهه نرود ولی او که عاشق شهادت بود قبول نکرد و اشتیاقش برای جبههرفتن بیشترشد.
دبیرستان آیتالله کاشانی در محله طلاب مشهد بیش از صدشهید داشت، صدشهیدی که از مدرسه راهی جبهه شده بودند، کم کاری نیست آدم از پشت نیمکت مدرسه و با کیف و کتابش به فکر جبهه رفتن باشد.
فکر راهاندازی باشگاه فوتبالدستی را همین دوستان توی سرم انداختند، بهانهشان هم بازیهای دوران کودکیمان بود، برای همین حس خوبی به این باشگاه و کارم دارم بهویژه که میبینم این رشته در حال فراموشی است.
در چهارراه آسایشگاه خیابان المهدی یک ردیف دیوار سیمانی تا وسط کوچه کشیده شده و سه درِ فلزی بزرگ از میانش باز شده که راه ورود به خانههای جذامیان است. آدمهایی که جذام، دست و پاهایشان را خورده است.
حاج محسنرضا حسامی در مغازه لوازمتحریرفروشیاش، بچهها را به خوشنویسی و مداحی ترغیب میکند. جالب است در مغازه او علاوهبر لوازمتحریر، ابزار خوشنویسی و کتابهای آموزش مداحی نیز بهچشم میخورد.
محمدحسین ایزدی میگوید: پدرم زندگی سادهای داشت. اهل تجملات نبود. در دوران حیاتش بارها به ما توصیه کرده بود برایش مراسم نگیریم و حتی سنگ قبر هم برایش نگذاریم و برای مردم مظلوم غزه کمک کنیم.
دبیرستان آیتالله کاشانی بیشتر از ۶۵۰ رزمنده، ۹۰ شهید، ۱۰ جانباز، ۸۰ مهندس، ۵۰ پزشک، ۱۵۰ فرهنگی و دبیر تقدیم کشور کرده و الان هم برخی از مسئولان سرشناس کشوری و استانی و شهری از همین دبیرستان هستند.
طعم بستنیهای حاجاصغر غفوریان، حالا به هویت مشهد گره خورده است، هر زائری که به این شهر میآید کنار زیارت حتما سری هم به بستنی دقت طلاب میزند.
ابوالفضل سعادتفرجام نخستینبار در ۱۷ سالگی که در جبهه خدمت میکرد، خون داد و از سال ۸۵ اهدا کننده مستمر خون شده است.
علیاکبر زرینمهر نقاش برجسته مشهدی دركارهاي رئاليسم، محلهها و كوچههاي قديمي مشهد مثل پايين خيابان را به تصوير ميكشيد. او حتی در نقاشی پستمدرن هم از محيط اطراف الهام ميگرفت.
عمده کارمان سفارشاتی است که از بازار رضا قبول میکنیم. مثلا یک نمونه به ما میدهند و از روی آن صد تا سفارش میدهند. ما از مرحله ساخت انگشتر تا قلمزنی را در همین کارگاه انجام داده و فقط قالب انگشتر را برای ریختهگری بیرون میدهیم.
موسسه «فرهنگی قرآن و عترت شمیم وادی وحی» که از سال ۹۰ کار خود را شروع کرده، در حوزههای مختلف عمومی، تخصصی، پژوهش، تبلیغ و ترویج، هنری، نشر مکتوب، الکترونیک و مشاوره قرآنی است.
حرف زدن از معلم قرآن ۸۵ سالهای که تعداد شاگردانش در شش دهه تدریس به بیش از ۲۰۰ هزار نفر رسیده بیش از آنکه تعجب برانگیز باشد، ارزشمند است. او کسی نیست جز حاج احمد هروی که خیلی از اساتید به نام قرآنی شاگرد او بودند.
عضویت در تیم علم و ادب، بازی در تیم فرش آرا در لیگ برتر، بازی در دسته یک، عضویت در تیم ملی دانشجویان و همراهی با تیم در کسب مقام قهرمانی در اتریش و کسب عنوان آقای گل از افتخارات حمید طیبی است