علی رضایی همینکه تلاش میکند، خوشبخت است
علی رضایی متولد ۱۳۶۰ ساکن محله امام رضا(ع) در بیستسالگی ووشو را بدون سابقه قبلی و به پیشنهاد خانوادهاش آغاز کرد. در بیستوپنجسالگی به اردوی تیم ملی راه یافت و از آن به بعد، هر سال به اردوی تیم ملی دعوت شد. یکی از نکات شایانتوجه درباره او، این است که همزمان با هنرجویانش در این اردوها شرکت میکند.
در حال حاضر، او عضو فنی کمیته ووشوی استان خراسانرضوی است. رضایی علاوهبر ورزش، اهل هنر است و اوقات فراغتش را به آمادهسازی آکواریومهای گیاهی میپردازد و در مسابقات بینالمللی شرکت میکند.
علاقهام به ورزش، ارثی است
هرکس برای انتخاب مسیرش دلیلی دارد. علی رضایی هم روحیه ورزشی خانوادهاش را مهمترین دلیل قرارگرفتن در مسیر ورزشی عنوان میکند. میگوید: «پدرم کشتیکج کار میکرد و مادرم والیبال.
مادرم میخواست من و برادرانم باستانیکار شویم، اما پدرم دوست داشت ورزشهای رزمی کار کنیم. در ابتدا بدنسازی کار میکردم، اما بهاصرار پدر و مادرم از بدنسازی بهسمت ورزشهای رزمی رفتم و از سال ۱۳۸۰ در رشته ووشو فعالیتم را آغاز کردم.»
رضایی مانند برخی از هممحلهایهایش، حضور در کلاسهای رزمی را از کلاسهای شهرداری آغاز کرده و بعداز مدتی به باشگاه ورزشی رفته است، اما حضورش در باشگاههای ورزشی به یکسال هم نمیرسد و از آن به بعد، خودش بهتنهایی تمرین میکند. او تعریف میکند: «کمتر از یک سال در باشگاه ورزشی مشغول به تمرین بودم که بهخاطر یک سوءتفاهم، از حضور در محافل ورزشی محروم شدم.
هرچه تلاش کردم مربیام را متقاعد کنم که درباره آن موضوع اشتباه میکند، استادم قبول نکرد و از من شکایت رسمی کرد و همین شکایت سبب شد ششماه از حضور در مکانهای ورزشی محروم شوم.
یکی از دوستانم که به من لطف داشت، گفت من به فدراسیون کاری ندارم؛ میتوانی به باشگاه من بیایی و آنجا تمریناتت را ادامه دهی. مدتی به باشگاه او میرفتم، اما پساز چندماه بهدلیل تفاوت در سبک و تکنیک کارم، متوجه شدم نمیتوانم آنجا کار کنم؛ برای همین دیگر به باشگاه او هم نرفتم.»
درآمدم را صرف ورزش میکردم
تازه درسش تمام شده بود. نزد پدرش کار میکرد و درآمد ماهیانهاش ماهی ۱۲۵۰۰ تومان بود. محرومیت از حضور در سالنهای ورزشی، او را به این فکر انداخت که خودش، چندساعت در روز، سالنی برای تمرینات ورزشیاش اجاره کند.
درنهایت هم توانست سالنی در کوچه شاهینفر به مدت دوساعت اجاره کند و شبها از ساعت ۱۲ تا ۲ نیمهشب برای تمرین به آنجا برود. نکته شایانتوجه کار رضایی، این بود که او این سالن را به مبلغ ۱۲ هزار تومان برای همین ساعت اجاره کرده بود و تمام حقوقش را برای آنجا هزینه میکرد. او برایمان تعریف میکند: «حالا که به آن روزها فکر میکنم، با خودم میگویم عجب کاری کردم!
در آن یک سال چیز زیادی از ووشو یاد نگرفته بودم. شب که به سالن میرفتم، فکر میکردم حالا باید چکار کنم
در آن یک سال چیز زیادی از ووشو یاد نگرفته بودم. شب که به سالن میرفتم، مینشستم و با خودم فکر میکردم حالا باید چکار کنم. آن زمان تکنولوژی مثل الان نبود. با برادرم کارت اینترنت میخریدیم و فیلمهای ووشو دانلود میکردیم.
از شب تا صبح طول میکشید تا یک کلیپ خیلی کوتاه و چنددقیقهای دانلود شود و از روی همان فیلمهای کوتاه تمرین میکردم. پساز مدتی، یکی از دوستانم در اجاره سالن با من شریک شد تا با هم تمرین کنیم. همه آموزشهایم با همان فیلمها بود. دوست نداشتم از پدرم پول بگیرم و برای اینکه بتوانم از پس هزینههایم برآیم، باید صرفهجویی میکردم. برای همین بیشتر مسیرها را پیاده میرفتم.
آخرین مسیری که پیادهروی کردم، از جاده قدیم قوچان تا میدان شهدا بود که چهار ساعت راه رفتم.»
واکنش افراد در وقایع زندگی متفاوت است. شاید اگر شخص دیگری بهجای ورزشکار محله ما بود، دیگر بهسمت ورزش نمیرفت یا بهخاطر لجبازی با استاد بهدنبال کسب بالاترین مقام میرفت. دراینباره رضایی میگوید: «روزی که وارد اداره تربیتبدنی شدم و اسمم را روی بُرد دیدم که نوشته بود: آقای علی رضایی بهخاطر رعایتنکردن نکات اخلاقی در باشگاه ورزشی، به مدت ششماه از ورزش و حضور در مکانهای ورزشی محروم شده است، ناراحت و افسرده شدم.
شخصیتی دارم که با همه سازگارم و دوست دارم روابط خوبی داشته باشم؛ برای همین این نوشته و این اتفاق برایم سنگین بود. مدتی با خودم فکر کردم که چه کاری میتوانم انجام دهم. به این نتیجه رسیدم که در حال حاضر، آدم شناختهشدهای نیستم و کسی نمیداند علی رضایی کیست؛ پس چرا باید به این موضوع اینقدر اهمیت بدهم؟ چه کسی من را میشناسد؟
بهجای اینکه درگیر این موضوع و حاشیههای آن بشوم، بهتر دیدم دنبال تمرین بروم و مسیری را که آغاز کردهام، ادامه دهم. سالنی را اجاره کردم تا در فضای باشگاهی تمرین کنم، بدون آنکه به این موضوع فکر کنم که چیزی از این ورزش یاد دارم یا نه. راز موفقیتم را در سخنی میدانم که سالها قبل روی دیوار مدرسه خوانده بودم: «آن کس که تلاش میکند، خوشبخت است.»
این جمله از آن زمان، ناخودآگاه در ذهنم نشسته بود که اگر میخواهم خوشبخت شوم، باید تلاش کنم. الان باتوجه به تجربیاتم متوجه این موضوع شدهام. همین جمله را به هنرجویانم هم میگویم.
درکنار آن هم جمله لئوناردو داوینچی را به شاگردانم میآموزم که «بیچاره شاگردی که از استادش بهتر نشود». همین جمله سبب شد بتوانم قهرمانان خوبی آموزش دهم و هرگز به این فکر نکنم که مربی نباید کمتر از شاگردش باشد. از نگاه من، استاد همیشه باید ظرف خودش را خالی کند تا دوباره پر شود.»

هنرجویانم قهرمانند
این ورزشکار ادامه میدهد: «کمکم در دورههای مربیگری شرکت کردم. از لحاظ فنی، سطح خود را با شرکت در مسابقات، دیدن فیلمها و گذراندن دورههای مربیگری ارتقا دادم. نزد یکی از اساتید شهر اهواز طی سهجلسه، نکاتی درباره آمادگی جسمانی آموختم و او اشکالاتم را برطرف کرد.
سال ۱۳۸۳ بهصورت آزاد در مسابقات انتخاب تیم ملی شرکت کردم، اما نتوانستم رتبه خوبی کسب کنم. سال ۸۴ اولین دورهای بود که بهصورت مستقل به اردوی تیم ملی دعوت شدم.
سال ۸۵ اولین شاگردم به عضویت تیم ملی درآمد. از آن سال تا الان ۸ تا ۱۰ نفر از شاگردانم در مسابقات تیم ملی شرکت کرده و برخی از آنها عضو تیم ملی شدهاند. تاکنون استعدادهای زیادی به ووشوی ایران معرفی کردهام.»
رضایی سخنانش را اینطور ادامه میدهد: «خانوادهام من را تشویق کردند تا به ورزش روی بیاورم و در این مسیر، حمایتم کردند. هرچند پدرم، مردی درونگراست و احساساتش را چندان بروز نمیدهد، هربار که مدال میآورم، شنیدن تبریک و دیدن لبخندش برایم یک دنیا ارزش دارد. پدرم همیشه میگوید: من پشت شما هستم و هرجا نیاز دارید، روی من حساب کنید.
والدینم، بهترین حامیان من در زندگیام بودهاند. آنقدر درگیر ورزش شدهام که در این ۱۵ سال ۱۵ بار هم در میهمانیهای خانوادگی شرکت نکردهام. از ۶ صبح تا ۱۲ شب آموزش میدهم و وقت چندانی را با فامیل و خانواده نمیگذرانم.»
علی رضایی میگوید: «برای رسیدن به این نقطه، سختیهای زیادی کشیدهام، اما آن سختیها ارزشش را داشت و حالا دیدن موفقیت شاگردانم برایم لذتبخش است. هنرجویانم بین ۵ تا ۶۰ سال سن دارند و همه بهصورت حرفهای کار میکنند.
برخی از آنها ابتدا برای آمادگیجسمانی وارد کلاسها میشوند که وقتی میبینم استعداد دارند، به آنها نیز ووشو آموزش میدهم.»
اصولا وقتی از رزمیکاران میپرسید: اهل دعوا هستید یا نه، پاسخشان منفی است. این سوال تکراری را از علی رضایی هم پرسیدیم و او دراینباره توضیح میدهد:«قبل از اینکه ووشوکار شوم، نسبتبه دو برادر دیگرم بیشتر شیطنت میکردم. دو سال اول دبستان نسبتا آرام بودم، اما از کلاس سوم ابتدایی به بعد، درگیر ورزش شدم و شیطنتهایم هم بهدنبال فعالیتهای ورزشی آغاز شد.
بازی پسرها، اغلب به کتککاری ختم میشود. از زمانیکه به ورزش رزمی پرداختهام، فقط سهبار دعوا کردهام. یک بار میخواستم گروهی را که با هم دعوا میکردند، جدا کنم، که ناخواسته وارد دعوای آنها شدم. ۱۰، ۱۵ نفر بودند و مجبور شدم از خودم دفاع کنم. برای همین، طوری آنها را میزدم که احساس درد کنند و بهسمتم نیایند.
یک بار هم، یک ماشین از پشت به پایم زد و وقتی به او تذکر دادم، با من دعوا کرد؛ آنجا هم از خودم دفاع کردم. سومین دعوا هم یادم نیست که به چه دلیلی پیش آمد.
در این سهبار اگر نمیزدم، کتک میخوردم؛ برای همین در حدی میزدم که طرف مقابل دیگر به من ضربه نزند. البته الان ترجیح میدهم اگر دعوا هم دیدم، به سمت طرفین نروم.»
او میگوید: «با ورزش رزمی یاد میگیریم که گرچه قدرت داریم، خود را کنترل کنیم. فرد با خودش میگوید: من که میتوانم بزنم؛ چرا باید بزنم؟! وقتی برخوردی پیش بیاید، حتی وقتی مقصر نیستم، معمولا ازطرف مقابل معذرتخواهی میکنم و میروم.
حتی اگر به من سیلی بزند، باز هم با عذرخواهی، قضیه را فیصله میدهم؛ چون هیچ چیزی ارزش ندارد که بخواهید دعوا کنید. این اتفاقی است که در هنرهای رزمی همیشه رخ میدهد. شاید بتوان گفت این شیوه را مربی به هنرجویانش منتقل میکند.»

ووشو در وجودم ریشه کرده است
رضایی، عضو فنی کمیته ووشوی استان خراسان رضوی است و میخواهد تا چهلسالگی در مسابقات جهانی این رشته ورزشی شرکت کند؛ به گفته خودش از چهلسالگی به بعد هم در مسابقات پیشکسوتان شرکت خواهد کرد.
او میگوید: «ووشو در وجودم ریشه کرده است؛ مانند درختی هستم که ریشههایش ووشو است. تمام زندگیام با این ورزش میگذرد. اگر بخواهم از آن دور شوم یا کمتر کار کنم، آسیب میبینم. از نظر روحی به کلاسهای رزمی، وابسته هستم و وقتی موفقیتهای هنرجویانم را میبینم، حس خوبی دارم.»
علی رضایی علاوهبر فعالیت ورزشی، درزمینه دکوراسیون آکواریومهای گیاهی نیز فعال است. سیستم خاص خود را در چیدن دکور آکواریوم دارد و این کار هم یکی از منابع مالی اوست.
این قهرمان ووشو دراینباره میگوید: «۱۲ شب که به خانه میآیم تا ساعت یک نیمهشب را به چیدن آکواریوم میگذرانم؛ همچنین نصفروز جمعهام را صرف چیدن آکواریوم گیاهیام میکنم و در مسابقات آکواریومهای گیاهی بینالمللی شرکت میکنم. تاکنون هیچ ایرانی نتوانسته در این مسابقات مقام بیاورد؛ چون آنها امکانات و ابزار خاص و بهتر و البته ارزانتری دارند.
آخرین آکواریومی که برای مسابقه آماده کردم، ۶ میلیونتومان هزینه برد. البته بعداز مسابقه، آکواریومها را میفروشیم. زیبایی آنها حس خوبی به شما میدهد؛ زیرا چیدمانش خیلی طبیعی است و طبیعت آرامش میدهد.»
*این گزارش در شماره ۲۳۰ سه شنبه ۳ اسفند ۹۵ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
