شاعر محله امام رضا(ع) شفیق شعرهایش است
احمد پورمنفردی| میگوید اولین کلماتی که در ذهنش ردیف و بعد قافیه میشدند تا از دل آنها یک شعر بیرون بیاید، مربوط به دوران کودکی او بودند. با همان زبان ساده کودکی اشعاری کوتاه میسروده و دیگران هم او را به خاطر شعرهایش تشویق میکردند.
«شفیق» تخلصش است و اینطور که خودش میگوید، این عنوان را به این دلیل انتخاب کرده تا شفیق شعرهایش باشد. علیاکبر خویشاوندی را میگویم، شاعر ۶۵ ساله منطقه ما و همسایه بولوار خرمشهر در محله امام رضا(ع) مشهد. خویشاوندی حرفهایش را با روزهای گذشته آغاز میکند و میگوید: به دلیل علاقه به کار آموزش و حرفه معلمی، در دبیرستان ویژه توانیابان مدیر بودم و ۳۸ سالی میشود که تدریس میکنم.
او که از سال آینده دوباره به تدریس در رشته ریاضی مشغول میشود، گویا علاوه بر سرودن شعر در نویسندگی هم دستی داشته است. وی توضیح میدهد: برای برنامه کودک رادیو هم نویسندگی میکردم و مدت دو سال هم در صداوسیما گویندگی میکردم.
۱۴ سالگی اوج سرودن
وقتی از او میپرسم بالاخره کِی و کجا قافیههایش ردیف شدند و به اصطلاح «استعدادش کشف شد»، بیان میدارد: ۱۴ سالگی نقطه عطف شعر نوشتنم بود. البته در آن زمان درکنار سرودن شعر، موسیقی و تئاتر هم کار میکردم، اما به نصیحت پدرم که معتقد بود برای پیشرفت باید روی یک رشته تمرکز کنم، گوش کردم و سررشته کارم شد: شعر. او رمان «داهول»، «خورشید سرخ» شامل اشعار آیینی و «اشک تنهایی» را عناوین کتابهایی بیان میکند که تا به حال منتشر کرده است.
«داهول»، «خورشید سرخ» و «اشک تنهایی» کتابهایی است که شفیق منتشر کرده است
«شفیق» همراه شعرهایم است
او در ادامه صحبتهایش گریزی به تخلصش میزند. شاید میخواهد لابهلای اشعارش، تخلصش هم زنده باشد. نمیدانم شاید این حسی مشترک میان آدمهای اهل دل است. خویشاوندی میگوید که تخلص «شفیق» در کنار اشعارش همراه و همزبان است. شاید یک جور همراهی در میان اشعار این شاعر، تخلص و حتی زادگاهش وجود دارد که ارتباط تمام اینها فردی، چون علیاکبر خویشاوندی شاعر مشهدی را پدید میآورد.
او در ادامه به ظرفیتهای شعری مشهد اشاره کرده و میگوید: در مشهد شاعران بزرگ و برجستهای وجود دارند و تاکنون افتخارات متعددی برای شهر امام رضا (ع) به ارمغان آوردهاند. همچنین یادآور میشود که پتانسیلهای شعری مشهد باید بیشتر در اختیار شهرستانهای استان قرار بگیرد و در میان صحبتهایش میگوید معمولا هر دو هفته یک بار، در انجمنهای شعر سبزوار شرکت میکند. او میگوید حدود ۱۵ سال است که فعالیت شعری من در مشهد جدیتر شده است و یک پای ثابت انجمنهای شعر پویا و صبا هستم و از شعرخوانی و نقد شعر دیگر شاعران هم بهرهمند میشوم.
حمایت و حمایت!
رشته کلام به موضوع دغدغههای یک شاعر که میرسد، باز هم حرف از حمایت به میان میآید. شفیق گلایه دارد، اما گلایهاش این بار طعم و بوی دیگری دارد. او تنها خواستار حمایت از جامعه ادب و هنر است و اینکه سازمانها از چاپ و نشر آثار هنرمندان حمایت کنند. او گوشهچشمی هم دارد به ضعف حمایتهای بیمهای از شاعران و میگوید: با وجود همه کاستیها و نبود حمایتها، باز هم با دل، کار را پیش میبریم و هر هفته دوشنبهشبها در صحن جمهوری حرم مطهر، برای اهالی دل شب شعر برگزار میکنیم.
*این گزارش سهشنبه، ۱۲ تیر ۹۱ در شماره ۱۱ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
