شاعر

«شفیق» تخلص علی‌اکبر خویشاوندی است و این‌طور که خودش می‌گوید، این عنوان را به این دلیل انتخاب کرده تا شفیق شعرهایش باشد.
محمدرضا میرنژاد شاعری نابینا و متولد زابل است و به عشق امام رضا(ع) ساکن مشهد شده است. شاعر شدنش نیز ماجرای شنیدنی دارد. میرنژاد می‌گوید: شهادت دایی‌ام توسط قاچاقچیان مواد مخدر سبب شد که اولین شعر را در سوگ دایی شهیدم بگویم.
سعید تقی نیا هم نویسنده است و هم شاعر و هم مغازه‌دار؛ شاید بار‌ها برای خرید ظروف یک‌بار مصرف به مغازه‌‌اش در فلکه ضد سر زده‌ باشید، اما اگر می‌دانستید شاعر است بی‌شک پاهایتان لختی درنگ می‌کرد تا ظرفی شعر از او به یادگار بردارید.
شعر و داستان بخش جدایی‌ناپذیر زندگی امیر افتخار‌زاده بوده است؛ ایوان خانه پدربزرگش، هر هفته مکانی بود برای مشاعره و گپ‌وگفت‌های ادبی. او هم در چنین فضایی رشد کرد و با کلمه‌ها انس گرفت اما بدلیل روحیه پرسشگری حسابدار شد.
سمانه مصدق شاعر نابینای محله آزادشهر است. دبیرستان را در مدارس عادی درس خواند و در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی، لیسانسش را گرفت.  کتاب"تکیه کن فقط به چشمان خودت" نخستین کتاب سمانه مصدق است که به چاپ رسیده است.
مجید رحمانی‌صانع، شاعر طنزپردازی مشهدی است که طنز را به‌عنوان یک کنش آگاهانه اجتماعی دنبال می‌کند. او تاکنون سه مجموعه شعر طنز منتشر کرده و معتقد است مخاطب اصلی طنز انتقادی بیش از آنکه مردم باشند، مدیران و تصمیم‌گیران هستند.
نجمه آخرتی شوراب اولین نشانه‌های علاقه‌اش به شعر را در ۹ سالگی با حفظ‌کردن اشعار حافظ و سعدی بروز داد. او در ۱۸ سالگی سرودن را به‌صورت حرفه‌ای آغاز کرد و در این سال‌ها توانسته رتبه سوم استان در جشنواره شعر را به دست آورد.