یعقوب دانشدوست؛ معمار المانهای خاطرهساز مشهد
مریم شیعه| ساعتهای دلتنگی را با خط کشیدن روی کاغذ سفید پر میکند. وقتهایی که پادگان در سکوت فرومیرود و هرکس مشغول انجامدادن امور خودش است، دانشدوست کاغذ و قلم را برمیدارد و گوشهای به دیوار تکیه میزند.
ایدههایش را روی کاغذ میآورد و بعد پروبالشان میدهد. میداند که شهرداری مشهد برای میدان راهآهن بهدنبال المان و سازهای همیشگی است. بعد از طراحی المان میدان آزادی (فلکه پارک فعلی)، شهرداری برای همکاری با او مشتاق است و او هم از اینکه با ایدههایش به شهر هویت بدهد، استقبال میکند.
در روزهایی که لباس نظامی سربازی به تن میکند، طراحی «به سوی او» تمام میشود و چندماه بعد، میان چمنها و آسفالتهای میدان راهآهن، سازهای تماشایی میایستد. ستونی بلند و کشیده که با سادگی هندسی، روح انسانی را به تصویر میکشد. ترکیبی از پیکره یک زوج، نمادی از بشر را خلق میکند که دو طاق پایین آن، نشاندهنده زمین و طاقهای بالا نماد آسماناند.
این سازه روایتگر حرکت، امید و بازگشت است. طراحی طاقهای پایین و بالا، روزی به ذهنش خطور میکند که حرف از سفر انسان به آسمان و ماه است. در سالهای میانی دهه۵۰ خورشیدی دانشدوست با المانهایش در گوشهوکنار شهر جا خوش میکند. یادمانهای او در دل شهر مینشیند و او را بهعنوان کسی معرفی میکند که هم نگاه سنتی معماری ایرانی را خوب میفهمد و هم ظرفیت زبانی معماری نوین را میشناسد.
معماری او تقلیدی از فرمهای گذشته نیست و در عین حال به هویت محلی ضریب میدهد. هر کدام از آثارش، پیوندی میان فرم، معنا و تجربه انسانی برقرار میکند. طراحیهای او هم به تجربه زیست شهری نزدیک است، هم هویت میسازد و هم برای مردم پذیرفتنی است. او با فرمهای ساده و در عین حال متأثر از سنت و نمادهای ایرانی، مفهوم خلق میکند. او تاریخ را میشناسد و انسان را بلد است.

کوچ به مشهد
سال ۱۳۱۷ در تبریز به دنیا میآید. سهساله است که در کشوقوسهای فراوان جنگ جهانی دوم، راهی مشهد میشود و از اینجا به بعد مشهد، خانه اوست. خانوادهاش اهل فرهنگاند. تحصیلکردهاند و او پشتکار را از نزدیکترین آدمهای زندگیاش فرامیگیرد. از روزهای نوجوانی به فیزیک علاقه دارد، اما وقتی نوبت به انتخاب رشته دانشگاه که میرسد، سر از معماری درمیآورد.
وقتی از دانشگاه فارغالتحصیل میشود، کار مرمتگری حرم رضوی توجهش را جلب میکند. راهی آستان میشود، درخواست میدهد و درخواستش مورد تأیید قرار میگیرد. مرمتگری حرم مطهر، مقدمه طرحها و اقدامات بزرگ بعدیاش میشود. طرحها و اقداماتی برای همه آنها یک هدف دارد و آن هم به نمایش گذاشتن معماری ایرانی در خطه خراسان است. بعدها که در قامت استاد، الفبای معماری را به دانشجویان میآموزد، روی یک اصل تأکید میکند و آن هم اینکه باید فرم را از خاستگاه زیستی مردم بیرون کشید تا معماری معنا پیدا کند.
دانشدوست در طول زندگیاش، نظارت بر مرمت اغلب آثار تاریخی استان خراسان بزرگ را بر عهده گرفت
این باور نه یک شعار آکادمیک، بلکه باور بنیادین آثارش است. روزی که تحصیلاتش را در دانشگاه تهران و در رشته معماری آغاز کرد، هیچگاه فکر نمیکرد تا این اندازه با معماری انس بگیرد و شیفته آن شود. کارشناسی ارشدش را هم در رشته معماری میگیرد و برای دکترا به سراغ شهرسازی میرود.
عضو فعال ایکوموس (شورای بینالمللی ابنیه و محوطهها) میشود و در کنگرههای معماری و باغسازی در ایران و خارج از ایران حضور پیدا میکند. او جدا از طراحی، پژوهش و نگارش آثار مکتوب در زمینه معماری و شهرسازی را هم آغاز میکند.
همهچیز به یاد میماند
یعقوب دانشدوست، مرمتگر و پژوهشگری مستعد برای معماری ایرانی بود. در طول زندگیاش، نظارت بر مرمت اغلب آثار تاریخی استان خراسان بزرگ را بر عهده گرفت که شامل مدرسه خرگرد، مسجد گوهرشاد، مسجد شاه مشهد، مدرسه پریزاد، مصلی پایین خیابان مشهد، گنبدسبز، کاخ خورشید کلات، مسجد کبودگنبد کلات، مزار شیخ احمد جام، مزار مولانا زینالدین ابوبکر تایبادی، میل اخنجان، مسجد ملک زوزن، آرامگاه فردوسی و... بود.
فهرستی طولانی از بناهایی که یادآور تاریخ معماری ایراناند و او آنها را دوباره به زندگی بازگرداند. در ساخت بناهایی نظیر بیمارستان آریا در مشهد، یادمانهای شهری مانند «بهسوی نور» یا «همای رحمت» در میدان غدیر و طراحی خانه علم و کیهاننمای شهر مشهد نیز نقش داشت و پروژههایش، تلاشی آگاهانه در پی همراهی معماری ایرانی با نیازهای امروز بود.
دانشدوست توجه ویژهای به باغها و فضای باز داشت و در آثارش، چون کتابی درباره باغهای طبس، نشان داد که چگونه میشود باغ ایرانی را نهفقط بهمثابه فضا بلکه بهمثابه نظام زیستی فرهنگی در معماری امروز بازتولید کرد. دانشدوست سرانجام در سال۱۴۰۰ درگذشت. پس از مرگش جوایز و ارجاعات متعددی به او تعلق گرفت، از لوح تقدیر ریاستجمهوری تا نشان فردوسی و تقدیرنامههایی که به پاس خدمات فرهنگی و معماری به نامش صادر شد.
* این گزارش سهشنبه ۷ بهمنماه ۱۴۰۴ در شماره ۴۶۸۵ روزنامه شهرآرا صفحه آخر چاپ شده است.
